![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
در هوای نازک آب
در اقیانوس وجود بر بام غنچه ، شعر طرب ، وقت درنگ، گاه رفتن زیبایی یک نگاه ، دردانه نام تو ، تجلی شعر من ، وقت رفتن ، آرزوی شدن ، آرزوی هم آوایی ماه و خورشید و ستاره ، آرزوی چیدن، آرزوی شدن، ماندن ، رفتن، گردش روزانه در کنار یک برکه قشنگ ، دیدن آفتاب ، چشیدن گرما ، حس تابستان ، بهار یا حتی پاییز ، همه چیز جز زمستان همه چیز جز سرما طعنه آفتاب و گل ، کرشمه بنفشه ،خنده غنچه ، سینه لبریز از آرامش یا الرحم الراحمین ذکر روز سه شنبه طنین صدای قران حی علی الصلاه زندگی زنده شدن حی علی خیر العمل ذکر ذکر روز سه شنبه روی سبزه های سبز ، زیر آفتاب خدا طعم شیرین رهایی قد قامت الصلاه زادگاه شعر من از خود جدا شدن ، رفتن رفتن تا مرز ظهور رفتن برای بودن یعنی نشاط ، یعنی شور، یعنی عشق به بی منتها، یعنی لبریز شدن ، یعنی سرشار شدن ، یعنی شدن، ماندن ِ بعد از رفتن، ماندنِ بعد از تهی شدن ، بعد از رهایی، یعنی ماندگاری ، یعنی معنا گرفتن ، یعنی یکی شدن با معبود، یعنی خالی شدن از هر چه دلواپسی است ، یعنی همه چیز
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 3:39 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|