![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
سلام ایهاالعزیز سلام به چهره دلربایتان سلام به زیبایی نگاهتان ایهاالعزیز سلام بر شما و خاندان پاکتان سلام بر شما و جد بزرگواتان ایهاالعزیز دست من و نگاه شما ایها العزیز پر کن دوباره کیل مرا ایها العزیز دست من و نگاه شما ایها العزیز
رو از من شکسته مگردان که سالهاست رو کردهام به سمت شما ایها العزیز!
جان را گرفتهام به سر دست و آمدم از کوره راههای بلا ایها العزیز!
وادی به وادی آمدهام از درت مران واکن دری به روی گدا ایها العزیز!
چیزی از بزرگی تو کم نمیشود این کاسه را...فاوف لنا ایها العزیز!
ما جان و مال باختگان را رها مکن بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز!
خالیتر از دو دست من این چشم خالی است محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز!
شعر از خانم مریم سقلاطونی مرثیه خوانی برای بارانگرفته شده از وبلاگ باغچه |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 اسفند1387ساعت 16:23 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|