تبليغاتX
صهبای صفا
صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا
نفس انسانى چون آينه اى است

كه در اول فطرت ، مصفّى و خالى از هر گونه كدورت و ظلمت است .

پس اگر اين آئينه مصفاى نورانى با عالم انوار و اسرار مواجه شود - كه مناسب با جوهر ذات او است - كم كم از مقام نقص نورانيت به كمال روحانيت و نورانيت ترقى كند تا آن جا كه از تمام انواع كدورات و ظلمات رهائى يابد، و از قريه مظلمه طبيعت و بيت مظلم نفسيت خلاصى يابد و هجرت كند، پس ‍ نصيب او مشاهده جمال گردد و اجر او بر خدا واقع شود. چنانچه شايد اشاره به اين معنى باشد آيه شريفه :و من يخرج من بيته مهاجرا الى الله و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله، و همين طور آيه شريفه :الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور

...

حبيبا! لختى از خواب گران برخيز، و راه و رسم عاشقان درگاه را برگير، و دست و رويى از اين عالم ظلمت و كدورت و شيطانيت شستشو كن ، و پا به كوى دوستان نه ، بلكه به سوى كوى دوست حركتى كن .


عزيزا! اين چند روز مهلت الهى عن قريب به سرآيد، و ما را - خواهى نخواهى - خواهند از اين دنيا برد، پس ‍ اگر با اختيار بروى روح و ريحان است و كرامات خدا، و اگر با زور و سختى ببرند، نزع است و صعق است و فشار است و ظلمت و كدورت .

شرح حدیث جنود عقل و جهل

 

 

عید همگی مبارک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 فروردین1388ساعت 12:30  توسط صهبای صفا | 
 

امام علی (علیه‌ السلام):


عِظَمُ الخَالِقِ عِنْدَكَ يُصَغِّرُ المَخْلوُقَ فِي عَيْنِكَ.
بزرگی آفریننده در نزد تو آفریده‌ها را در چشمت کوچک می‌کند.

The greatness of the Creator in your mind would make you realize the insignificance of the creatures.
نهج‌البلاغه، حکمت 1
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 11:19  توسط صهبای صفا | 

 

 

«المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه‏».

 شادابی مؤمن در صورت و اندوهش در دل اوست.

 

 

چه زیباست وضع به کمال رسیدگان که نهج‏البلاغه، خنده و گریه آنان را چنین حکایتگر است: زاهدان در دنیا دلهایشان می‏گرید اگر چه در صورت، خندان باشند; و از غمی سنگین می‏سوزند اگر چه به ظاهر، خوشحال باشند

و اخلاق خوش پیامبر(ص) چنین بود که هنگام صحبت کردن تبسم می‏کرد.

 

http://www.hawzah.net

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 11:15  توسط صهبای صفا | 
 

از امیرالمؤمنین (علیه السلام﴾ نقل شده است که می فرمایند:


رَحِمَ اللهُ امْرَءاً عَلِمَ مِنْ أیْنَ وَفِی أیْنَ وَإلی أیْنَ.


رحمت خدای رحمان شامل حال کسی باد که بداند

از کجا آمده است ،

در کجا است

و
به کجا خواهد رفت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 13:44  توسط صهبای صفا | 

 

 

سبحان الاله الجليل

 سبحان من لا ينبغي التسبيح الّا له

 سبحان الاعزّ الأکرم

 سبحان من لبس العزّ و هو له أهل

 

 

-------------------------------------------

 

قال الصّادق عليه السّلام :
نجوى العارفين تدور على ثلاثة اصول : الخوف ، والرّجاء، والحبّ.
فالخوف فرع العلم ، والرّجاء فرع اليقين ، والحبّ فرع المعرفة . فدليل الخوف الهرب ، ودليل الرّجاء الطّلب ، ودليل الحبّ ايثار المحبوب على ما سواه .
فاذا تحقّق العلم فى الصّدر خاف ، واذا صحّ الخوف هرب ، واذا هرب نجا، واذا اشرق نور اليقين فى القلب شاهد الفضل ، واذا تمكّن منه رجا، واذا وجد حلاوة الرّجاء طلب ، واذا وفّق للطّلب وجد.
واذا تجلّى ضياء المعرفة فى الفؤ اد هاج ريح المحبّة ، واذا هاج ريح المحبّة اشتاءنس فى ظلال المحبوب وآثر المحبوب على ما سواه ، وباشر اوامره واجتنب نواهيه [واختارهما على كلّ شى ء غير هما]. و اذا استقام على بساط الانس بالمحبوب مع اداء اوامره واجتناب نواهيه وصل الى روح المناجاة [والقرب ].
ومثال هذه الاصول الثّلاثة : كالحرم والمسجد والكعبة . فمن دخل الحرم امن من الخلق ، ومن دخل المسجد امنت جوارحه ان يستعملها فى المعصية ، ومن دخل الكعبة امن قلبه من ان يشغله بغير ذكر اللّه تعالى .
فانظر ايّها المؤ من ! فان كانت حالتك حالة ترضاها لحلول الموت فاشكر اللّه تعالى على توفيقه وعصمته ، وان تكن الاخرى فانتقل عنها بصحّة العزيمة واندم على ما قد سلف من عمرك فى الغفلة ، واستعن باللّه تعالى على تطهير الظّاهر من الذّنوب وتنظيف الباطن من العيوب ، واقطع رباط الغفلة عن قلبك واطف نار الشّهوة من نفسك .


باب يكم : (بيان )
(اصل حالات عارفان ونتايج عملى آن )


امام صادق (ع ) فرمود:
نجواى عارفان همواره بر سه اصل استوار است :
1 بيم ؛
2 اميد؛
3 حبّ؛
بيم شاخه علم است واميد شاخه يقين است ، وحبّ شاخه معرفت وعرفان .
نشان بيم گريختن است ونشان اميد طلب است ،

 ونشان حبّ، آن است كه در ايثار آنچه را كه دوست دارد دريغ نورزد.


پس چون علم در سينه مؤ من تحقق يابد، ترس پديد آيد وچون خوف ، درست آيد، گريز از غير خدا پيش آيد وچون كسى بگريزد، نجات يابد وچون نور يقين بر قلب تابيدن گيرد، فضل الهى مشاهده شود وچون يقين در او رسوخ كند، اميد پديد آيد وچون شيرينى اميد بچشد، در طلب آن شود.
چون به طلب برخيزد، گم شده خويش را بيابد وچون نور معرفت تجلّى يابد، نسيم محبّت وعشق در قلب وزيدن گيرد وچون نسيم محبّت وزيدن گرفت ، وانسان در سايه محبوب انس يابد واو را بر ماسوايش ترجيح دهد وبه اوامرش مبادرت واز نواهى اش اجتناب ورزد وآن دو را بر هر چيزى مقدّم بدارد. هر گاه با رعايت اوامر ونواهى محبوب بر خوان انس او نشيند، به روح مناجات قربش واصل خواهد گشت .
اين اصول سه گانه مانند،


حرم ، مسجد وكعبه

است
كه اگر كسى داخل حرم شود، از خلق ايمنى يابد
وچون داخل در مسجد شود وبر اندام او از آلودگى به گناه ايمن باشد
واگر داخل كعبه شود، قلبش از اشتغال به چيزى جز ذكر خداى تعالى در امان ماند


پس اى مؤ من ! چنانچه در حالى هستى كه اگر در آن حالت بميرى ، با رضايت خاطر خواهى مرد، بر توفيق وحفظ الهى شاكر باش ؛ واگر چنين نيستى ، خويش را به حالتى نيك ودرست انتقال ده وبر عمرى كه در غفلت گذرانده اى پشيمان شو ودر تطهير ظاهرت از گناهان وپالايش باطنت از عيوب وكاستى ها از خداى تعالى مدد بجوى وقلبت را از دام غفلت برهان وآتش شهوت را در خرمن نفست خاموش نما.

 

مصباح الشریعه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 19:45  توسط صهبای صفا | 

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

میلاد

فاطمه زهرا س بنت رسول الله ص

 را به پیشگاه آقا امام زمان عج و شیعیانشان

تبریک می گوییم 

 

ضمن تبریک مجدد حدیث زیبایی از امام صادق ع را نقل کرده اند که در کتاب مصباح الشریعه آمده برای یادگار می آورم

قال الصادق عليه السّلام :
اعراب القلوب اربعة انواع ، رفع وفتح وخفض ووقف .


فرفع القلب فى ذكر اللّه تعالى ، وفتح القلب فى الرّضا عن اللّه تعالى ، وخفض ‍ القلب فى الاشتغال بغير اللّه ، ووقف القلب فى الغفلة عن اللّه تعالى .


الاترى انّ العبد اذا ذكر اللّه بالتّعظيم خالصا ارتفع كلّ حجاب كان بينه وبين اللّه تعالى من قبل ذلك ، واذا انقاد القلب لمورد قضاء اللّه تعالى بشرط الرّضا عنه كيف [لا] ينفتح [القلب ] بالسّرور والرّوح والرّاحة ، واذا اشتغل قلبه بشى ء من اسباب الدّنيا، كيف تجده اذا ذكر اللّه بعد ذلك منخفضا مظلما كبيت خراب خاو ليس فيها عمارة ولا مؤ نس ، واذا غفل عن ذكر اللّه تعالى كيف تراه بعد ذلك موقوفا محجوبا قد قسى واظلم منذ فارق نور التّعظيم ؟


فعلامة الرّفع ثلاثة اشياء: وجود الموافقة ، وفقد المخالفة ، ودوام الشّوق .
وعلامة الفتح ثلاثة اشياء: التّوكّل ، والصّدق ، واليقين .
وعلامة الخفض ثلاثة اشياء: العجب ، والرّياء، والحرص .
وعلامة الوقف ثلاثة اشياء: زوال حلاوة الطّاعة ، وعدم مرارة المعصية ، والتباس علم الحلال بالحرام .


باب دوم : (احكام )
(حالات قلب )


امام صادق (ع ) فرمود:
دل ها چهار اعراب (حالت ) دارند: رفع (اوج وبلندى )، فتح (فراز)، جرّ (سقوط وپستى ) ووقف (ايستايى واز كار ماندن ).


پس رفع (اوج ) آن در ياد خدا بودن وفتح (فراز) آن خشنودى از خدا وتسليم اراده او بودن وجرّ (سقوط وپستى ) آن در توجه به غير خدا وتباه كردن عمر در هوس هاى دنيايى ووقف (ايستادن از كار ماندن ) آن وحرمان از نعمت هاى دنيا وآخرت ، در غفلت از حضرت احديّت است .

آيا نمى بينى پس از آن كه بنده اى خالصانه وبه بزرگى ، خدا را ياد كند وبه ذكر او مشغول شود، هر حجابى ميان او وحضرتش برداشته مى شود؟

چون بنده اى تن به قضاى الهى مى سپارد وبه خواسته او راضى باشد، به تحقيق كه دل او به شادى وسرور گشايش يابد ودرهاى آسايش وآرامش بر او گشايش يابد ودرهاى آسايش وآرامش بر او گشوده شود.

وچون (پس از دل مشغولى به امور دنيايى ) به ذكر احديّت بپردازد، تاريكى دل را در روزهاى غفلت از حضرت احديّت ، عيان بيند، گويى كه خانه اى تاريك ، ويران وبدون مونس بوده است ، چرا كه غفلت از ياد حق ، دل را مى ميراند وتاريك مى كند.

وچون پس از دوام ذكر وياد خداوند از او غفلت ورزد، وقف پذيرفته (متوقّف شده ) ومحجوب از عنايات الهى گشته وقلبش قساوت يافته واز زمانى كه از نور تعظيم الهى دورى جسته ، دلش به تاريكى گراييده است .


علامت رفع (بلندى ) قلب سه چيز است : همراهى با فرمان الهى ، عدم مخالفت با آن واشتياق دايم در بندگى وپيروى از فرمان خداوند.
نشانه فتح قلب سه چيز است : توكل بر خداوند، راست گويى ، ويقين به تمام آنچه پيامبران آن را براى هدايت انسان ها آورده اند.
علامت جرّ (پستى ) سه چيز است : خودپسندى ، ريا وآزمندى .
وقف (ايستايى ) را نيز سه علامت است : از
ميان رفتن طعم بندگى ، درنيافتن تلخى گناه ورعايت نكردن حلال وحرام در خوراك ، وپوشاك و...

 

برگرفته از مصباح الشریعه

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 22:3  توسط صهبای صفا | 
 

اهل معرفت مى‏گويند جهاد سه قسم است:

«جهاد اصغر» كه انسان در بيرون هستى خود با دشمن مهاجم مى‏جنگد.

از اين بالاتر، «جهاد اوسط‏» است كه در صحنه نفس، بين رذيلتها و فضيلتها نزاع و تهاجم وجود دارد و انسان مى‏كوشد در جنگ بين فجور و تقوا و حرص و قناعت، و جهل و عقل و...، فضيلت را فاتح كند; يعنى، آنچه در علم اخلاق و فن تهذيب نفس، به «جهاد اكبر» موسوم است نزد اهل معرفت، جهاد اوسط است.

اما «جهاد اكبر»

 نزد اهل معرفت،همان

                                     جنگ عقل و عشق است;

 كسى كه عارف و مشتاق لقاى حق باشد، جهاد اكبر يا جنگ بزرگتر را بين عقل و عشق مى‏داند، نه بين عقل و جهل، و آنگاه مى‏كوشد تا عشق و محبت را بر عقل پيروز كند، يعنى عقل در مقابل جهل، عهده‏دار عقال كردن غرايز و اغراض وهمى و خيالى از يك سو و اهداف شهوى و غضبى از سوى ديگر است، ليكن عقل در مقابل عشق، عقال شده عشق است; زيرا عقل مصطلح در ساحت عشق چونان وهم و خيال است در مصاف با عقل مصطلح عاقلان.

 بر گرفته از کتاب مراحل اخلاق آیت الله جوادی آملی


پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست

                        راستی نا دیدنی ها دیدنی ست

چنگ دل آهنگ دلکش میزند

  ناله ی عشقست و آتش میزند

                     کرده خود را میزبان شعله ها

                         تا بسوزد در میان شعله ها

        عشق اینجا اوج پیدا میکند

                قطره اینجا کار دریا می کند

                                رخصتی تا ترک این هستی کنیم ...

                         بشکنیم این شیشه تا مستی کنیم...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 15:48  توسط صهبای صفا | 


دلم گرفته
راستش بعضی وقتها بعضی دعا ها رو آدم پشیمون میشه از گفتنش
از نگفتنش هم


                   آسمان بار امانت نتوانست کشید ...

در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
بي خبر از همه عالم شوم اما نشدم
هجرت از خويش کنم خانه به محبوب دهم
تا به اسماء معلم شوم اما نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رسته از کوثر و زمزم شوم اما نشدم
سر و پا گوش شوم پاي بسر هوش شوم
کز دم گرم تو ملهم شوم اما نشدم

 


در قرآن كريم آمده است: خدا كه به كُلّ شيءٍ بصير است

                                             روز قيامت به يك عده ‏نگاه نمي‌كند 

 ”وَلا يُكَلّمُهُمُ اللّه ولا يَنْظُرُ اِلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم“. آن نگاه تشريفي ‏را نسبت به عده‌اي اعمال نمي‌كند.


در دلم بود که

از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رسته از کوثر و زمزم شوم                    اما  نشدم

و کیف اصبر...

چگونه تاب آورم اگر روی گردانی از من

مولای

تو که ناتوانیم دانی

تو که رب من هستی

ای که پرورشم بدست توست و ای که مفرم بسوی توست

از خودم به تو فرار میکنم   ....  از تو به سوی تو فرار میکنم

دستم گیر که بی تو راهم نیست

الهی من شکایت دارم  از ....


خدايا

به تو شكايت آورم از دشمنى كه گمراهم كند و شيطانى كه مرا از راه بدر برد سينه ام را پر ازوسوسه كرده و تحريكات زهرآگينش قلبم را احاطه كرده به هوا و هواسم كمك كند

 

و دوستى دنيا را پيش چشمم آرايش دهد ميان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد

.

.

خدايا
جنبش و نيرويى براى من نيست جز به نيروى تو و راه نجاتى از گرفتاريهاى دنيا ندارم جز
نگهدارى تو

 

پس از تو مى خواهم به حكمت رسايت و به مشيت جارى و گذرايت كه مرا تنها در معرض
جود و بخشش خود درآورى و هدف تيرهاى بلا و آزمايش قرارم ندهى و مرا در پيروزى
بر دشمنان يارى كنى و رسوائيها و عيوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم كنى...

از مناجات ۱۵گانه امام زین العابدین ع مناجات الشاکین


اللهم انی اسئلک الامان یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم

مولای یا مولای  انت المعطی و انا السائل

                                   و هل یرحم السائل الی المعطی

مولای یا مولای انت ...

 انت السلطان و انا الممتحن

انت الغفور و انا المذنب

انت الغالب و انا المغلوب

انت رب و انا المربوب

انت المتکبر و انا الخاشع

الرحمنی برحمتک وارض عنی بوجودک و کر-مک و فضلک یا ذالجود والاحسان و الطول والامتنان برحمتک یا ارحم الراحمین


باز هم این چشم ابری با منست

خانه با فانوس اشکم روشنست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 2:16  توسط صهبای صفا | 
 
صفحه نخست
آرشیو
درباره وبلاگ
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود

گشتند به گرد یار پروانه وشان
یعنی که حسین شمع دلداران بود



در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است.
اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده.
آنرا در بخش دفتر می آورم.




الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان



پیوند با دوستان
منِ او
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی
هفت پیکر
پروانه مهاجر
روزهای عاشقی
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
خزائن رحمت پروردگار
پاسخ گویی به سوالات و شبهات دینی
ضریح پنهان
پاسخ به پرسش ها و شبهات اعتقادي
بغض گرفته
نخل میثم
غروب شلمچه
دریچه ای به سوی ملکوت
چفیه
شلمچه
ghobar-e-haram
××در محفل قرآن××
آرشیو پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آرشیو موضوعی
کرامت
زهد
ورع
توبه
شیطان
امام حسین ع
سخنان امیر بیان
امام زمان عج
اخلاق
دعا
دفتر
جهاد با نفس
صحیفه سجادیه
معاد و بازگشت
پیوندها
آیت الله جوادی آملی
سايت طهور
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
مراحل اخلاق در قران کریم-آية الله جوادی آملی
علوم و معارف اسلام
رساله لُبّ‌اللُباب در سير و سلوك
رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم
صالحين شيعه
نشریه فرهنگی اجتماعی پرتوی سخن
کتب استاد شهید مطهری
نهج البلاغه
خطابه غدير ...
اخلاق در قران کریم-مكارم شيرازي
چند سخنرانی
مناجات خمسین عشر
دعای ندبه و دعاى عهد
سخنرانی و مناجات
جستجوگر پایگاههای شیعه
سایت غدیر
شرح چهل حدیث از امام خمینی
شرح حدیث جنود عقل و جهل
جهاد با نفس
سايت طهور
شاعران کهن
منهاج
یاسین مدیا
ترجمه صوتی قران
زيارت جامعه كبيره
ادب فناى مقربان (شرح زيارت جامعه كبيره)
تفسير ترتيبى تسنيم آیت الله جوادی آملی
مصباح الشريعه
زیارت ناحیه مقدسه
آموزش تصويري رساله توضيح المسائل
تفسير قرآن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 

Example


onUnload="