![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
خدايا! بر پيامبرت و اهل بيتش درود فرست. درود فرست بر جدّ وليّمان، محمد صلي الله عليه و آله وسلم ، برترين رسولت و والاترين آقاى آفرينشت. و درود فرست بر پدر وليّمان، آن آقاى برتر از ازل و ابد و كهتر از محمد صلي الله عليه و آله وسلم . و درود فرست بر جدّهاش صدّيقه كبرى، فاطمه دخت پيامبر. و درود فرست بر پدران برگزيده و نيكوكارش. و درود فرست بر خودش، برترين، تمام و كمالترين، مستمرترين، بيشترين و بليغترين سلامهايى كه بر برگزيدهترين خلق خويش نثار مىكنى. از آن سلامها كه نهايت ندارد، كه غايت نمىپذيرد، كه در حدّ و حصر نمىگنجد، كه هرگز به پايان نمىرسد. خدايا! با او علم حق را برافراز و به وسيله او باطل را سرنگون كن. با او اوليائت را عزت و قدرت و شوكت ببخش و به واسطه او دشمنانت را ذليل و خوار گردان! خدايا! ميان ما و او پيوندى برقرار ساز كه مارا به رفاقت پيشينيانش وصل گرداند. خدايا! ما را از دست به دامنان و سايه نشينان حضرتش قرار ده و ياريمان كن تا حقوق او را ادا كنيم و در راه اطاعتش بكوشيم و از نافرمانىاش بپرهيزيم. رضاى او را بر ما منت گذار. مهر و محبت و خير و دعا و رحمتش را بر ما ببخش، آن سان كه به گستره رحمت تو درآييم و به رستگارى تو نايل شويم. خدايا! نمازهايمان را به واسطه او قبول كن! گناهانمان را به او ببخش! به خاطر او دعاهايمان را به استجابت برسان! روزيهايمان را به لطف او وسعت بده! به نگاه او ابر غم از آسمان دلهايمان ببر! و به اشارت او نيازها و خواستههايمان را برآور! و با روى خوش و مهربانت ما را بپذير و به درگاه خويش راهمان ده! خدايا! با چشم لطف به ما نگاه كن تا در منظر تو كرامت را به كمال رسانيم. خدايا! به كرمت روى از ما برمگردان و از حوض جدّ او، جدّ وليمان، و به دست او و كاسه او سيرابمان كن! از آن زلال خوشگوار بى نظير كه تشنگى پس از آن معنا ندارد. اى رحيمترين بخشندگان! برگرفته از دعای ندبه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 8:59 توسط صهبای صفا |
|
|
سلام بر شما اى خاندان نبوت و موضع ودايع رسالت و محل نزول ملايك و هبوط انوار وحى خدا و معدن رحمتحق و گنجهاى علم و معرفت الهى و.... سلام بر شما كه دلهايتان حلمعرفتخداست و مسكن بركتحق و معدن حكمت الهىو حافظان سر خداييد و حامل علم كتاب خدا و اوصياءپيغمبر خدا و اولاد رسول خدا كه درود و رحمت و بركاتالهى بر او و بر آل او باد سلام بر شما كه داعيان بسوى خداهستيد و راهنمايان طريق رضا و خشنودى حضرتاحديت و ثابت قدمان در اجراى فرمان خدا و تام و كامل درعشق و محبتخدا و صاحبان مقام اخلاص در توحيدحضرت حق و آشكار كنندگان امر و نهى ايزد متعال وشماييد بندگان گرامى و مقرب الهى ...
به واسطه ولايت و پيشوايى شما خدا معالم وحقايق دين را به ما آموخت و هر آنچه از امور دنياى مافاسد و پريشان بود اصلاح فرمود و به واسطه ولايت وپيشوايى شما كلمه به حد كمال رسيد و نعمتبزرگ دين بهخلق عطا گرديد و پراكندگى امتبه الفت و اتحاد مبدلگشت و به ولايت و دوستى شما طاعت فريضه خلقپذيرفته ميشود و خدا دوستى شما را بر خلق واجب كرد وبه شما درجات رفيع و مقام محمود و منزلت عالى معلومنزد خداى عزوجل و جاه و عزت بزرگ و شان عظيم و مقامشفاعت مقبول اعطا گرديد برگرفته از زیارت جامعه کبیره
عاليترين تحيّات و صلوات بر شايستگان و محبوباني كه به يُمن وجودشان دار عدم به سراي وجود مبدّل گشت و ظلمت نيستي به روشناي هستي تغيير يافت.... (از کتاب ادب مقربان) در مورد زیارت جامعه کبیره سخن زیاد است شرح زیبایی از این زیارت توسط آیت الله جوادی آملی نوشته شده به نام ادب مقربان برای دریافت می توانید به سایت ایشون مراجعه کنید ادب مقربان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 22:28 توسط صهبای صفا |
|
|
سوال شده فايده صلوات بر خاندان پيامبر چيست؟ آنها كه نيازي به درود و صلوات ما ندارند.
مرحوم علامه طباطبايي فرمودند: صلواتي كه ما ميفرستيم اولاً از خودمان چيزي اهدا نميكنيم بلكه به خدا عرض ميكنيم و از او ميخواهيم كه بر پيامبر و خاندانش رحمت ويژه بفرستد و ثانياً گرچه اين خاندان نسبت به ما محتاج نيستند ولي به ذات اقدس اله كه نيازمندند وبايد دائماً فيض الهي بر آنها نازل شود. ما با اين صلوات در واقع خود را به اين خاندان نزديك كردهايم. صلوات هم ادب ما را ثابت ميكند واِلاّ ما كه از خودمان چيزي نداريم. بلكه از ذات اقدس اله مسئلت ميكنيم بر مراتب و درجات اين بزرگواران بيفزايد. و همين عرض ادب براي ما تقرّب است. برگرفته از سایت اسرا جوادی آملی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 19:34 توسط صهبای صفا |
|
|
مطلبی را در بخش پرسش و پاسخ در محضر آیت الله جوادی آملی می خوندم جالبه. سوال شده بود چگونه ميتوان امام زمان(ارواحنا له الفداء) را شناخت؟ جواب عمده آن است كه ما حضرت را حقيقتاً بشناسيم و حضرت ما را ببيند نه ما حضرت را ببينيم
اگر ما سعي كنيم وجود مبارك امام زمان(عليه السّلام) ما را ببينند، هنر است.
اگر ما واقعاً در مسير صحيح حركت كنيم، حضرت ما را ميبيند، و ديدن و نظر تشريفي ايشان براي ما شرف است و گر نه ديدن فيزيكي خيلي كار ساز نيست. همچنان كه خيليها پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم)، اميرالمؤمنين(عليه السّلام) و حضرت زهرا(عليهاالسلام) را ميديدند، ولي بصيرت نداشتند. ديدنهاي تشريفي مهم است، نه نگاه صوري، البته گاهي همان نگاه صوري هم پديد ميآيد و انسان وجود حضرت را از نزديك زيارت ميكند و فيضي ميبرد و مشكل او هم به بركت حضرت از طرف ذات اقدس اله حل ميشود. اما مهم همان ديدن از روي بصيرت است. برگرفته از سایت اسرا ایت الله جوادی املی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 2:57 توسط صهبای صفا |
|
|
كجاست حسن؟ كجاست حسين؟ كجايند فرزندان حسين؟! كه شايستهاى بودند در پى شايستهاى، راست گفتارى در پى درست كردارى، راهى از پس راهى و مشعلى به دنبال مشعلى، پرچم هدايتى در امتداد رايتى و برگزيدهاى به تبع برگزيدهاى. كجايند آن خورشيدهاى تابان؟ كجايند آن ماههاى درخشان؟ كجايند آن ستارگان شكوفان؟ كجايند پرچمهاى دين و ستونهاى علم؟ كجاست آن بقيت خداوند كه از عترت رهنما تهى نمىگردد؟ كجاست آن مهياى انداختن نسل ستمگران؟ كجاست آن محبوب آمدنى كه كژيها را سامان مىبخشد و كاستىها را جبران مىكند؟ كجاست آن فجر سرزدنى، آن خورشيد درخشيدنى، آن اميد آمدنى كه ظلمت يلداى ستمگران را پايان مىبخشد؟ كجاست آن ذخيرهاى كه فريضهها و سنتهاى خداوند را باز مىنماياند؟ كجاست آن برگزيدهاى كه دين و شريعت را باز مىگرداند؟ كجاست آن آرزوى برآمدنى كه قرآن و حدود را زنده مىكند؟ كجاست آن حيات بخش نشانههاى شريعت و اصحاب دين؟ كجاست آن شكننده شوكت متجاوزان؟ كجاست آن ويران كننده بناهاى شرك و نفاق؟ كجاست آن بنيان كن اصحاب فسق و فجور و عصيان و طغيان؟ كجاست آن كه شاخههاى گمراهى و تفرقه را درو مىكند؟ كجاست محو كننده جاى پاى گمراهى و هواپرستى؟ كجاست آن كه ريسمانهاى دروغ و افترا را قطع مىكند؟ كجاست آن كه متكبران و متمردان را به خاك سياه نيستى مىنشاند؟ كجاست آن كه ريشههاى اهل عناد و گمراهى و كفر را از خاك هستى مىكند؟ كجاست آن عزت بخش ياران و خوار كننده دشمنان؟ كجاست آن كه همه را حول محور تقوى جمع مىكند؟ كجاست آن دروازه خداوندى كه ورود از آن ميسر مىشود؟ كجاست آن جمال وجه اللهى كه اولياء بدان روى مىكنند؟ كجاست آن راه ميان زمين و آسمان؟ آن پيوند ميان فرش و عرش؟ كجاست آن علمدار هدايت و صاحب لواى روز فتح؟ كجاست آن وحدت بخش مصلحتهاى پراكنده و رضايتهاى از هم گسيخته؟ كجاست آن منتقم ستمهاى بر پيامبران و پيامبرزادگان؟ كجاست آن خونخواه كشته كربلا؟ كجاست آن صدر نشين كوى آفرينش؟ آن خوبى مجسّم؟ آن تقواى محض؟ كجاست فرزند پيامبر مصطفى؟ كجاست فرزند على مرتضى؟ كجاست فرزند خديجه غراء؟ كجاست فرزند فاطمه كبرى؟ دعای ندبه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 4:13 توسط صهبای صفا |
|
|
دعا کنید حاجتتون رو از دست امام زمان بگیرید البته اگراز دستشون نگرفتید از فرشته ها می گیرید ولی دعا کنید از دست امام زمان بگیرید
بی واسطه از خودشون چه خوش است صوت قران ز تو دلربا شنیدن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 25 دی1385ساعت 17:9 توسط صهبای صفا |
|
|
اقا جان براتون مینویسم... جواب منو میدی ؟ این فقط یه در خواست بود..... در به در کوچه ی تنهاییم.... ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر.... کاش که این فاصله را کم کنی.... به مکه امدم ای عشق تا تو را بینم... یکی میگفت سرزمین عرفات یه شور دیگه ای داشت چون گفته بودند امام زمان تو همون سرزمینه من میگم کره زمین اینقدرها هم بزرگ نیست.همش یه خیمه ست... ما همه زیر خیمه ی توییم. ای نگهت خاستگه افتاب ....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 دی1385ساعت 6:41 توسط صهبای صفا |
|
|
برهاند قیــــد عشقــم، ز بلای پارســــــایــــــی
که از این خجسته قیــدم ندهد خدا رهایــــــــی..... نگر این عجب! که باشی همه جا و کس ندانــد که تو کـام بخش دلها چه مقـامی و کجــایــــی؟ چو رسی ببزم قربش مزن از وجـــــــود خود دم که خــلاف عقل باشــد بر یــار خودستایـــــــی..... بامیـــد اینکــــــــه وقتی مـــــه روی تو ببینــــم همه شب بکویت آیـــم به بهانــه گدایــــــــــی هلـــه مطــــرب حریفــــان پی عشــرت دل ما ز کـــــرم بزن نـــــوایی ز نـــوای آشنـــایــــــی مـــــه آفتـــــاب رویـــم بگشـــــا نقـــــاب از رخ که بروی شب نشینان در صبح را گشایـــــــی..... نه همین بروز وصــــلت طربست و عیش ما را که خوشیــم با خیالــت همه شب دم جدایی گه وصــــــل هـم نمایــــــم ز جداییت شکـایت بر قلب تا ندانــــــد که تو هم انیس مایــــــــی ز جفــــا بخــانه دل مزن آتش و حذر کــــــــن ز زیان خویش جانا، که تو خود در این سرایـی..... محیط قمی (ملقب به" شمس الفصحاء") وفات 1317 قمري مدفن: جنب حرم شفيعه محشر (س) – مقبره شيخان مطلبی بود در کمنت حیفم امد در وبلاگ نگذارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 23 آذر1385ساعت 18:20 توسط صهبای صفا |
|
|
چقدر سبزه ها سبز شده اند امسال! باور کن ظهور آْقا نزدیک است |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 آذر1385ساعت 12:1 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|