![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
خدايا ما بتو پناه مىبريم از وسوسههاى شيطان رجيم، و مكرهاى او، و از اعتماد به هوسهاى باطلش كه در دل ما مىافكند و وعدههايش و فريب و دامهايش و از آنكه در گمراه كردن ما از طريق طاعت تو و استخدام ما در معصيت تو، خود را به طمع اندازد، و يا چيزى كه او پيش ما زيبا جلوه داده در نظرمان زيبا آيد و يا چيزى را كه بما ناپسند نشان داده بر ما گران آيد. و ميان ما و او حجابى قرار ده، كه آن را ندرد، و سد نيرومندى كه آن را نشكافد خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و شيطان را بوسيله سرگرمى با بعضى از دشمنانت از ما منصرف ساز، و ما را به حسن رعايت خود، از او نگاهدار، و مكرش را از ما دفع كن، و او را از برابر ما به هزيمت بران و نقش پايش را از حدود ما بزداى. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از هدايتى كه در ثبات و دوام مانند ضلالت او باشد، بهرهمند ساز، و در مقابل گمراهى او از تقوى توشه ده، و در مسير عفت و پرهيز، براهى مخالف راه مهلكهانگيز او روان ساز. خدايا، براى او در دلهاى ما مدخلى قرار مده و در محيط زندگى ما منزلى فراهم مساز. خدايا، و هر باطلى را كه در نظر ما بيارايد، پس آن را بما بشناسان، و چون آن را بما بشناساندى، پس ما را از آن نگاهدار، و ما را براه و رسم فريب دادن شيطان بينا ساز، و به آنچه براى مبارزه با او لازم است ملهم نماى و از خواب غفلتى كه از تمايل و اعتماد به او رخ دهد بيدار كن، و بوسيله توفيق خود ما را در مخالفت او نيكو يارى ده.
خدايا و انكار كار او را در دلهاى ما بياميز و مراد ما را در گسستن گرههاى نيرنگش آسان برآور. و تسلط شيطان را از ما بگردان، و اميدش را از ما قطع كن، و او را از حرص به گمراه كردن ما دفع نماى. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و پدران و مادران و فرزندان و عشيره و خويشان و نزديكان و همسايگان ما را از مردان مؤمن و زنان مؤمنه از شر او در سنگرى محكم و قلعهاى رفيع و پناهگاهى منيع قرار ده، و ايشان را براى رفع شر او در زرههاى نگاهدارندهاى بپوشان و براى مبارزه او سلاحهائى بران عطا فرماى. خدايا و اين خواهش مرا تعميم ده در باره هر كس كه به پروردگاريت گواهى دهد، و به يگانگيت اخلاص ورزد، و از روى حقيقت عبوديت براى تو با شيطان دشمنى كند، و در معرفت علوم ربانى از جانب تو بر ضد او يارى جويد. خدايا هر گرهى را كه شيطان بزند بگسل و آنچه را كه فرو بندد بگشاى، و هر تدبيرى را كه بينديشد در هم شكن، و چون عزيمتى كند او را بازدار، و آنچه را كه محكم كند نقض فرماى.
و مكرش را باطل ساز، و پناهگاهش را ويران كن و بينيش را به خاك بساى.
تا چون آهنگ فريب ما كند فرمانش رانبريم و چون ما را بخواند اجابتش نكنيم: هر كه را از ما اطاعت كند به دشمنى شيطان فرمان دهيم، و هر كه را از نهى و منع ما پيروى كند از متابعتش منع كنيم. و ما را و همه مؤمنين و مؤمنات را از ذمائمى كه از شر آن بتو پناه جستيم پناه ده. و از مخاطرى كه از بيم آن از تو زنهار خواستيم زنهار بخش. و آنچه را كه بوسيله دعا خواستيم بپذير، و آنچه را از ذكرش غفلت كرديم بما عطا فرماى، و آنچه را فراموش كرديم براى ما محفوظدار، و ما را به اين وسيله به درجات صالحين و مراتب مؤمنين انتقال ده، دعاى ما را اجابت فرماى، اى پروردگار جهانيان. 17- نيايش، هنگامى كه شيطان را بياد مىآورد و از او و دشمنى و مكر او، به خدا پناه مىبرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 خرداد1386ساعت 20:5 توسط صهبای صفا |
|
|
قرآن كريم درباره وعدههاى دروغين شيطان، از زبانوى مىگويد: «و لاضلنهم و لامنينهم» من آنها را از راه تمنى و آرزو فريبمىدهم. بنابراين، آنچه را كه شيطان به عنوان وعده، به انسان ارائه مىكند نيرنگى بيش نيست و آنچه را كه ذات اقدس اله وعده مىدهد واقعيتى مصون از هرگونه دروغ است. «و من اصدق من الله قيلا» چه كسى از خدا راستگوتر است؟ در قيامت، كه ظرف ظهور همه حقايق است، شيطان مىگويد: «ان الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم» خدا به شما وعده داد و خلف وعده نكرد، ولى من به شما وعده دادم و خلف وعده كردم. بنابراين، اگر كسى خواست از امر هراسناكى بترسد بايد ببيند آيا عقل و وحى آن را به عنوان منشا مرعوب شدن مىپذيرند يا نه؟ برگرفته از کتاب مراحل اخلاق در قران ایت الله جوادی املی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 دی1385ساعت 1:11 توسط صهبای صفا |
|
|
عید سعید قربان بر همگی مبارک باد در استانه رمی جمرات من هم یه مطلبی در مورد انسانهای شیطان نما از نهج البلاغه خطبه هفتم انتخاب کردم: شيطان را ملاك كارشان قرار دادهاند،او هم آنان را دام خويش بر-گزيده و سپس تخمهاى پستى و رزالت را در سينههاشان گذارده،و جوجههاى آن را در دامنشان پرورش داده. با چشم آنان مىنگرد. و با زبان آنان سخن مىگويد. و با دستياريشان بر مركب گمراه كننده خويش سوار شده. و كردار ناپسند را به نظرشان جلوه داده. (اينان به كسى مانند كه)اعمال آنها گواهى مىدهد كه با همكارى شيطان انجامشده است،و سخنان باطل را او به زبانشان نهاده است!. حالا باید دید چه جور این افراد میتونند سنگ بزنند و رمی جمرات کنند.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 دی1385ساعت 20:50 توسط صهبای صفا |
|
|
«ان كيد الشيطان كان ضعيفا»
كيد شيطان هميشه ضعيف بوده و هست و اين اختصاص به زمان معينى ندارد; زيرا تعبير «كان» در اين آيه، دلالتبر استمرار مىكند. از اول هم شيطان در برابر عقل و وحى الهى ضعيف بود. بنابراين، اگر كسى در جنگ با شيطان شكستبخورد، در حقيقت در جنگ با دشمنى ضعيف شكستخورده و بايد خيلى ضعيف النفس باشد تا دشمنى ضعيف او را شكست دهد. حال اگر دشمن، ضعيف است چرا به اين نبرد، جهاد اكبر گفتهاند؟ پاسخ اين است كه چون ميدان جهاد با شيطان و ابزار اغواى او، يعنى هواى نفس بسيار وسيع است و غنيمتيا غرامتى كه در اين جنگ نصيب يا دامنگير انسان مىشود بسيار مهم است. انسان در نبرد با شيطان، يا شرف و شرع را حفظ مىكند يا آنها را از دست مىدهد، از اين جهت جنگ، جنگ اكبر است و براى انسانى كه ورزيده نيست، جنگ با دشمن درون، گرچه ضعيف باشد، دشوار است. و گرنه به لحاظ دشمن اگر سنجيده شود، جنگ، بزرگى نيست. انسانى كه عقل دارد و به وحى تكيه كرده و به ركن وثيق عنايت الهى وابسته شده شكست نمىخورد. از اين رو اميرالمؤمنين (صلوات الله عليه) فرمود: شما در برابر شيطان صفآرايى كنيد. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهديد او و ترس از دنيا و اميد به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فريباى شيطانى قرار بدهيد; يعنى او از سه راه، حمله مىكند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنيد. خود را به براهين عقلى مسلح كنيد، تا با آن از مغالطههاى وهمى شيطان برهيد و اين، كارى فكرى است. در جبهه دوم، شما را از بسيارى از امور مىترساند. شما هم در مقابل بگوييد من اگر براى ترس وهمى، تن به تباهى بدهم، جهنم را چه كنم؟ من كه بايد بترسم، فقط از جهنم و عذاب خدا مىترسم نه از غير او، ...و لا يخشون احدا الا الله در جبهه سوم، شيطان اگر بخواهد كسى را با زرق و برق فريب دهد، اين شخص مىگويد من فقط به رزق الهى اميدوارم; نه اين كه بر زرق و برق شيطانى تكيه كنم. بنابراين، جاهل و نيز عالم غير مهذب، زود فريب مىخورد. تنها گروهى موفقند كه دو ركن اساسى عقل عارف و نفس عزوف را تحصيل كرده باشند: «لا يزكو عند الله سبحانه الا عقل عارف و نفس عزوف» هر عظيمى در قياس با عنايت پروردگار بزرگ، حقير و زبون است از اين رو هم كيد شيطان جنى و هم كيد شيطان انسى با اعتماد بر لطف خداوند، ضعيف و اندك است. انشاالله ادامه مطلب در اینده.... برگرفته از کتاب مراحل اخلاق استاد ایت الله جوادی املی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 9:56 توسط صهبای صفا |
|
|
اگر شما با شيطان كارى نداشته باشيد، او با شما كار دارد و طولى نمىكشد كه شما را مىربايد و تصاحب مىكند.
پس چارهاى جز اين نيست كه انسان در معارف دين، بنيان مرصوصى داشته باشد و در فضايل اخلاقى نيز سدى بسازد كه نفوذ در آن ميسور كسى نباشد: «و ما استطاعوا له نقبا» در بيانات نورانى اميرالمؤمنين (عليه السلام) نيز آمده است: «صافوا الشيطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة تزكو انفسكم و تعلو عند الله درجاتكم» در برابر شيطان كه مانع و رهزن سير آدمى به سوى خداست، صفآرايى كنيد و با همه ساز و برگ نظامى خود به جنگ او برويد. اگر چنين كرديد، جان شما تزكيه مىشود و درجات شما بالا مىرود. شيطان راهزن در مقاطع سهگانه در كمين انساناست: نخست در بخش عبادات و «حوزه تعبد»، در كمين است تا انسان را از تعبد خارج سازد و انسان اعمالش را بر اساس وحى انجام ندهد، بلكه به ميل خود عمل كند. دومين مقطع راهزنى شيطان، «حوزه تعقل» است. او كارى مىكند تا انسان در هنگام اقامه برهان و دليل به دام مغالطه بيفتد. مقطع سوم و نهايى، رهزنى در «مقام شهود» است تا انسان واقع را آن طور كه هست نبيند يا چنين راهى را انكار كند يا بر اثر سختى آن بعد از قبول از اصل راه، آن را طى نكند. اولين كار شيطان، اين است كه با غبار دنيا دوستى، آن چشم نهادينه الهى را نابينا مىكند. وقتى شيطان، شهود واقعيت را از انسان گرفت، با الفاظ و مفاهيم مانوس مىشود و پيداست كه مفهوم توان ارايه عين واقع را، كه منزه از هرگونه صورت است، ندارد. خدا صورت و ماهيتى ندارد تا با علم حصولى در جان كسى ظهور كند. وقتى علم شهودىخدا در جان كسى ظهور نكند، سراسر جهان بدون «نور السموات و الارض» ديده خواهد شد و قهرا انسان اشتباه مىبيند و اشتباه مىكند و به بيراهه مىرود. هنگامىكه اولين هدف شيطان، كه كور كردن چشم دل است، حاصل شود، در كمين عقل او مىنشيند تا عقل را نيز در مسائل برهانى به دام مغالطه بيندازد تا حتى مفهوم صحيح را نيز درك نكند. وقتى در بخش تعقل، شيطان موفق شود انسان را به دام توهم و تخيل بيندازد و به تعبير قرآن كريم، انسان آلوده را «مختال» يعنى خيال زده كند، آنگاه در مقام عمل و عبادت او كاملا نفوذ مىكند. چنين انسانى يا اصلا عبادت نمىكند يا عبادت او رياكارانه، منافقانه و سودجويانه خواهد بود. تعبير قرآن كريم از اين مقاطع گوناگون اين است كه شيطان صريحا گفت: «لاقعدن لهم صراطك المستقيم ثم لاتينهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم» من بر سر راه راست مىنشينم و انسانها را از جلو مىرانم و از پشت تعقيب مىكنم و از طرف راست و چپ گرفتارشان مىسازم شيطان از راه القائات باطل، گاهى انسان را از آينده مىترساند، گاهى نسبتبه گذشته اندوهگين مىكند و گاهى از جهت «يمين» و قوتش و گاهى از جهت «شمال» و ضعفش، وى را مىفريبد. براى صيانت از گزند اين راهزنى كه از هر راه مىآيد، ذات اقدس خداوند ما را راهنمايى كرده و فرموده است: همه شئون آنچه از طرف خداست،حق است و آنچه از طرف شيطان استباطل. خدا به انسان مىگويد: مرا بپرستيد و درست مىگويد و راهها را هم، نشان مىدهد; اما شيطان به انسان مىگويد: آزاد باشيد و كسى را نپرستيد! او دروغ مىگويد. چون انسانى كه هوا پرست است، از شيطان تبعيت مىكند و به حرف او گوش مىدهد. شيطان رهايى و بىبندوبارى پليد را به نام آزادى پاك تلقين مىكند و در همين پيام نيز دروغ مىگويد; زيرا مخفيانه مىخواهد انسان را بنده خود قرار دهد و گروهى نيز بندگى وى را پذيرفته، تحت ولايتشيطانند: «و الذين كفروا اوليائهم الطاغوت» «كتب عليه انه من تولاه فانه يضله و يهديه الى عذاب السعير» آيا كسى را مىشناسيم كه نتواند گناه كند؟ از پستترين حيوانات گرفته تا انسان عادى، به آسانى قادر بر گناه، درندهخويى و زشتى است; چون گناه محفوف به شهوتها و لذتهاست: «و ان النار حفتبالشهوات» امام اميرالمؤمنين (عليه السلام) مىفرمايد: «صافوا الشيطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة، تزكو انفسكم و تعلو عند الله درجاتكم» راه تشخيص شكست و پيروزى در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخيص پيروزى و شكست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است. اگر شيطان دستور داد و انسان را به گناهى تحريك كرد و او انجام داد و به جايى كه نبايد نگاه بكند، نگاه كرد، مالى را كه نبايد بگيرد، گرفتيا سخنى را كه نبايد بگويد، گفت و با اين كه مىداند اين كار، گناه استبا او موافقت كرد و خواستههاى او را برآورد، زمينه پيشروى او و شكستخود را فراهم كردهاست. اگر كسى دستى به گناه دراز كرد، پايى به جاى حرام گشود، و زبانى به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز كرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پيشروى شيطان است، چنانكه لحظهاى كه دارد مقاومت مىكند، لحظه عقب نشينى شيطان و اسير كردن وى است، اما وقتى كاملا گناه را ترك مىكند لحظه پيروزى او و شكستشيطان است. شيطان مانند دزدان هراسناك به هنگام حمله آماده فرار است و آن قدر قوى نيست كه در هنگام تهاجم، مقاوم باشد: «ان كيد الشيطان كان ضعيفا» انشاالله ادامه مطلب در اینده.... برگرفته از کتاب مراحل اخلاق استاد ایت الله جوادی املی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 آذر1385ساعت 4:38 توسط صهبای صفا |
|
شيطان، نخست، ماموريت دارد در حد وسوسه عدهاى را به گناه دعوت كند; اما اگر انسان دعوت او را پذيرفت و به گناه آلوده شد، به تدريج مسموم مىشود و تحت ولايت او قرار مىگيرد و شيطان در جهاد اكبر بر او پيروز مىشود و در نتيجه او را جزو ستاد و سپاه خود قرار مىدهد; چنانكه در قرآن آمده است:«و اجلب عليهم بخيلك و رجلك» . بر اساس همين بيان قرآنى، امام صادق (عليه السلام) درباره گناهكاران مىفرمايد: «اذا اخذ القوم في معصية الله فان كانوا ركبانا، كانوا خيل ابليس و ان كانوا رجالة كانوا من رجالته» آنان اگر سوارند، از واحدهاى سواره نظام شيطان و اگر پيادهاند، از واحدهاى پياده نظام او هستند. از همه بدتر، عالم بىعمل است; قرآن كريم مىفرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون» مقت و عذاب خدا نسبتبه عالم بىعمل و واعظ غيرمتعظ، زياد است. چنانكه در حديث نورانى امام باقر (عليه السلام) آمده است: كسى كه مردم را به عدالت و فضيلت و تقوا دعوت كند و خود، عادل نباشد، حسرتش در قيامت، زياد و مشمول آيه: «يا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله» است و اظهار تاسف مىكند كه چرا من در مورد فرمان خدا تقصير و كوتاهى كردم: «ان اشد الناس حسرة يوم القيامة الذين وصفوا العدل ثم خالفوه و هو قول الله...» توبه عام و خاصتوبه در لغتبه معناى رجوع است; وقتى «بنده» به مولاى خود بر مىگردد، مىگويند «توبه» كرده است. ذات اقدس اله در قرآن كريم به همه مؤمنان دستور توبه مىدهد: «و توبوا الى الله جميعا ايه المؤمنون لعلكم تفلحون» يعنى، اى مؤمنان! به سوى حق توبه كنيد تا فلاح و رستگارى، نصيب شما بشود. البته بايد توجه داشت كه توبه، بين معناى لغوى و معناى اصطلاحى و همچنين بين مراحل سه گانهاى كه براى آن ذكر كردهاند، مشترك معنوى است، نه لفظى و همه اينها مصاديق آن معناى جامع است: توبه چون به معناى رجوع است، گاهى رجوع از معصيتبه اطاعت، گاهى رجوع از مخالفتبه موافقت، گاهى رجوع از «ترك اولى» به «اولى» و گاهى رجوع از غير خدا به خداست. مرحله اول توبه كه توبه عمومى و به اصطلاح، «توبه عوام» است آن است كه انسان معصيت كار از تبهكارى خود دستبردارد. گناهكار اگر چه عالم باشد، در حقيقت از «عوام» بهشمار مىآيد. چون «عوام» در اين جا در مقابل «علما» نيست; بلكه در مقابل «عقلا» است. بنابراين، كسى كه اهل گناه باشد، عامى است گرچه تحصيل حوزوى يا دانشگاهى داشته باشد. به هر تقدير، توبه عوام آن است كه از گناه بپرهيزند; اما توبه خواص، پرهيز از «ترك مستحب و اولى» است; يعنى، اگر بعضى از امور مستحب مانند نماز شب و صدقه اول ماه را ترك كرده باشد از آن توبه كند و از اين رقيقتر آن است كه انسان از ترك كارى كه مستحب شرعى نيست ولى محبوب ارشادى است توبه كند و از اينها رقيقتر هم آن است كه او هيچ خلافى نكند، بلكه همه احكام الهى را بشناسد و انجام دهد، ولى در عين حال از توجه به ماسوى الله توبه كند كه بعد توضيح داده مىشود. شيطان در كمين انسان است و هرگز او را در خواب و بيدارى رها نمىكند و مىكوشد تا انسان از فضيلتباز بماند. اگر بتواند، او را به حرام و اگر نشد به ارتكاب مكروه سرگرم كند و اگر موفق نشود كسى را به مكروه مبتلا كند، او را سرگرم مىكند تا واجب را ترك كند، و اگر در اين زمينه هم توفيقى نيافت، او را به ترك مستحب مبتلا مىكند، و اگر اين گونه از امور هم در دسترس شيطان قرار نگرفت، سعى مىكند تا انسان را به بعضى از واجبها يا مستحبهاى مهم، مشغول كند تا او از واجبها يا مستحبهاى مهمتر باز بماند; همچنين گاهى تلاش مىكند تا انسان، سرگرم مباح بشود تا با گذراندن وقت در مباح از مستحب و «اولى» باز بماند، و اگر در اين امور هم موفق نشد، مىكوشد تا انسان را از توجه به الله باز دارد; يعنى، او را به غير خدا مشغول كند; مانند انجام عبادت براى پرهيز از جهنم يا اشتياق به بهشت; زيرا براى سالكان كوى حق، اين نجات از جهنم و يا اشتياق به بهشت هم خار راه است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 آذر1385ساعت 3:12 توسط صهبای صفا |
|
|
شيطان در بخش علمى هرگز انسان را رها نمىكند جز اينكه در محدوده علم، جزو بندگان «مخلص» باشد; يعنى به مقام عقل مجرد محض بار يابد; زيرا در محدوده عقل محض، وهم و خيال را راهى نيست و تجرد شيطان، تجرد وهمى است. بنابراين، شيطان به عقل محض بار نمىيابد و به كسى كه در مرحله عقل صرف به سر مىبرد هرگز دسترسى ندارد و نمىتواند در قلمرو تجرد تام، مغالطهاى راه اندازد تا عاقلى را بفريبد. انسان عاقل، از آن جهت كه عاقل است، به دام اهريمن وهم نمىافتد. آن كس نيز كه به مرحله عقل محض در بعد عمل بار يابد، شيطان را به حرم امن وى، راهى نيست; زيرا آنجا برتر از شهوت و غضب است و شهوت و غضب ابزار تيز و تند شيطان است. در قرآن كريم آمده است كه اگر كسى جزو بندگان مخلص شود، شيطان به حرم امن او راه ندارد: «قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين» از کتاب مراحل اخلاق در قران کريم ايت الله جوادی املی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آذر1385ساعت 21:58 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|