تبليغاتX
صهبای صفا
صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا

 

خدايا ما بتو پناه مى‏بريم از وسوسه‏هاى شيطان رجيم،

و مكرهاى او،

 و از اعتماد به هوسهاى باطلش كه در دل ما مى‏افكند و وعده‏هايش و فريب و دامهايش

و از آنكه در گمراه كردن ما از طريق طاعت تو و استخدام ما در معصيت تو، خود را به طمع اندازد،

 و يا چيزى كه او پيش ما زيبا جلوه داده در نظرمان زيبا آيد و يا چيزى را كه بما ناپسند نشان داده بر ما گران آيد.
خدايا او را بوسيله عبادتت از ما بران، و به سبب سعى ما در راه محبتت به خاك ذلت بسر در افكن،

 و ميان ما و او حجابى قرار ده، كه آن را ندرد، و سد نيرومندى كه آن را نشكافد خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و شيطان را بوسيله سرگرمى با بعضى از دشمنانت از ما منصرف ساز،

و ما را به حسن رعايت خود، از او نگاهدار، و مكرش را از ما دفع كن، و او را از برابر ما به هزيمت بران و نقش پايش را از حدود ما بزداى.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

و ما را از هدايتى كه در ثبات و دوام مانند ضلالت او باشد، بهره‏مند ساز،

 و در مقابل گمراهى او از تقوى توشه ده،

و در مسير عفت و پرهيز، براهى مخالف راه مهلكه‏انگيز او روان ساز.

خدايا، براى او در دلهاى ما مدخلى قرار مده و در محيط زندگى ما منزلى فراهم مساز.

 خدايا، و هر باطلى را كه در نظر ما بيارايد، پس آن را بما بشناسان، و چون آن را بما بشناساندى، پس ما را از آن نگاهدار، و ما را براه و رسم فريب دادن شيطان بينا ساز، و به آنچه براى مبارزه با او لازم است ملهم نماى

و از خواب غفلتى كه از تمايل و اعتماد به او رخ دهد بيدار كن، و بوسيله توفيق خود ما را در مخالفت او نيكو يارى ده.


خدايا و انكار كار او را در دلهاى ما بياميز و مراد ما را در گسستن گره‏هاى نيرنگش آسان برآور.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

و تسلط شيطان را از ما بگردان، و اميدش را از ما قطع كن، و او را از حرص به گمراه كردن ما دفع نماى.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

 و پدران و مادران و فرزندان و عشيره و خويشان و نزديكان و همسايگان ما را از مردان مؤمن و زنان مؤمنه از شر او در سنگرى محكم و قلعه‏اى رفيع و پناهگاهى منيع قرار ده، و ايشان را براى رفع شر او در زره‏هاى نگاهدارنده‏اى بپوشان و براى مبارزه او سلاح‏هائى بران عطا فرماى.

خدايا و اين خواهش مرا تعميم ده در باره هر كس كه به پروردگاريت گواهى دهد، و به يگانگيت اخلاص ورزد، و از روى حقيقت عبوديت براى تو با شيطان دشمنى كند، و در معرفت علوم ربانى از جانب تو بر ضد او يارى جويد.
.

خدايا هر گرهى را كه شيطان بزند بگسل و آنچه را كه فرو بندد بگشاى، و هر تدبيرى را كه بينديشد در هم شكن، و چون عزيمتى كند او را بازدار، و آنچه را كه محكم كند نقض فرماى.


خدايا سپاهش راشكست ده،

و مكرش را باطل ساز، و پناهگاهش را ويران كن و بينيش را به خاك بساى.


خدايا ما را در سلك دشمنان او قرار ده، و از شمار دوستانش بر كنار كن،

 تا چون آهنگ فريب ما كند فرمانش رانبريم و چون ما را بخواند اجابتش نكنيم: هر كه را از ما اطاعت كند به دشمنى شيطان فرمان دهيم، و هر كه را از نهى و منع ما پيروى كند از متابعتش منع كنيم.
.
خدايا بر محمد خاتم پيغمبران و سرور رسولان، و بر اهل بيت پاكان و پاكيزگانش رحمت فرست،

و ما را و همه مؤمنين و مؤمنات را از ذمائمى كه از شر آن بتو پناه جستيم پناه ده. و از مخاطرى كه از بيم آن از تو زنهار خواستيم زنهار بخش. و آنچه را كه بوسيله دعا خواستيم بپذير، و آنچه را از ذكرش غفلت كرديم بما عطا فرماى، و آنچه را فراموش كرديم براى ما محفوظدار، و ما را به اين وسيله به درجات صالحين و مراتب مؤمنين انتقال ده،

دعاى ما را اجابت فرماى،

اى پروردگار جهانيان.

17- نيايش، هنگامى كه شيطان را بياد مى‏آورد و از او و دشمنى و مكر او، به خدا پناه مى‏برد

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 20:5  توسط صهبای صفا | 
 

قرآن كريم درباره وعده‏هاى دروغين شيطان، از زبان‏وى مى‏گويد:

«و لاضلنهم و لامنينهم‏»

من آنها را از راه تمنى و آرزو فريب‏مى‏دهم. بنابراين، آنچه را كه شيطان به عنوان وعده، به انسان ارائه مى‏كند نيرنگى بيش نيست و آنچه را كه ذات اقدس اله وعده مى‏دهد واقعيتى مصون از هرگونه دروغ است.

«و من اصدق من الله قيلا» چه كسى از خدا راستگوتر است؟

در قيامت، كه ظرف ظهور همه حقايق است، شيطان مى‏گويد:

«ان الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم‏»  خدا به شما وعده داد و خلف وعده نكرد، ولى من به شما وعده دادم و خلف وعده كردم.

بنابراين، اگر كسى خواست از امر هراسناكى بترسد بايد ببيند آيا عقل و وحى آن را به عنوان منشا مرعوب شدن مى‏پذيرند يا نه؟

برگرفته از کتاب مراحل اخلاق در قران ایت الله جوادی املی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 دی1385ساعت 1:11  توسط صهبای صفا | 
 

عید سعید قربان بر همگی مبارک باد  

در استانه رمی جمرات من هم یه مطلبی در مورد  انسانهای شیطان نما از نهج البلاغه خطبه هفتم  انتخاب کردم:

شيطان را ملاك كارشان قرار داده‏اند،او هم آنان را دام خويش بر-گزيده و سپس تخم‏هاى پستى و رزالت را در سينه‏هاشان گذارده،و جوجه‏هاى آن را در دامنشان پرورش داده.

با چشم آنان مى‏نگرد.

و با زبان آنان سخن مى‏گويد.

و با دستياريشان بر مركب گمراه كننده خويش سوار شده.

و كردار ناپسند را به نظرشان جلوه داده.

(اينان به كسى مانند كه)اعمال آنها گواهى مى‏دهد كه با همكارى شيطان انجام‏شده است،و سخنان باطل را او به زبانشان نهاده است!.

حالا باید دید چه جور این افراد میتونند  سنگ بزنند و رمی جمرات کنند....

+ نوشته شده در  شنبه 9 دی1385ساعت 20:50  توسط صهبای صفا | 
«ان كيد الشيطان كان ضعيفا»

كيد شيطان هميشه ضعيف بوده و هست و اين اختصاص به زمان معينى ندارد; زيرا تعبير «كان‏» در اين آيه، دلالت‏بر استمرار مى‏كند. از اول هم شيطان در برابر عقل و وحى الهى ضعيف بود. بنابراين، اگر كسى در جنگ با شيطان شكست‏بخورد، در حقيقت در جنگ با دشمنى ضعيف شكست‏خورده و بايد خيلى ضعيف النفس باشد تا دشمنى ضعيف او را شكست دهد.

حال اگر دشمن، ضعيف است چرا به اين نبرد، جهاد اكبر گفته‏اند؟ پاسخ اين است كه چون ميدان جهاد با شيطان و ابزار اغواى او، يعنى هواى نفس بسيار وسيع است و غنيمت‏يا غرامتى كه در اين جنگ نصيب يا دامنگير انسان مى‏شود بسيار مهم است.

انسان در نبرد با شيطان، يا شرف و شرع را حفظ مى‏كند يا آنها را از دست مى‏دهد، از اين جهت جنگ، جنگ اكبر است و براى انسانى كه ورزيده نيست، جنگ با دشمن درون، گرچه ضعيف باشد، دشوار است. و گرنه به لحاظ دشمن اگر سنجيده شود، جنگ، بزرگى نيست. انسانى كه عقل دارد و به وحى تكيه كرده و به ركن وثيق عنايت الهى وابسته شده شكست نمى‏خورد.

 از اين رو اميرالمؤمنين (صلوات الله عليه) فرمود:

شما در برابر شيطان صف‏آرايى كنيد. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهديد او و ترس از دنيا و اميد به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فريباى شيطانى قرار بدهيد; يعنى او از سه راه، حمله مى‏كند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنيد.

خود را به براهين عقلى مسلح كنيد، تا با آن از مغالطه‏هاى وهمى شيطان برهيد و اين، كارى فكرى است.

در جبهه دوم، شما را از بسيارى از امور مى‏ترساند. شما هم در مقابل بگوييد من اگر براى ترس وهمى، تن به تباهى بدهم، جهنم را چه كنم؟ من كه بايد بترسم، فقط از جهنم و عذاب خدا مى‏ترسم نه از غير او، ...و لا يخشون احدا الا الله‏

در جبهه سوم، شيطان اگر بخواهد كسى را با زرق و برق فريب دهد، اين شخص مى‏گويد من فقط به رزق الهى اميدوارم; نه اين كه بر زرق و برق شيطانى تكيه كنم. بنابراين، جاهل و نيز عالم غير مهذب، زود فريب مى‏خورد. تنها گروهى موفقند كه دو ركن اساسى عقل عارف و نفس عزوف را تحصيل كرده باشند:

«لا يزكو عند الله سبحانه الا عقل عارف و نفس عزوف‏»

هر عظيمى در قياس با عنايت پروردگار بزرگ، حقير و زبون است از اين رو هم كيد شيطان جنى و هم كيد شيطان انسى با اعتماد بر لطف خداوند، ضعيف و اندك است.

انشاالله ادامه مطلب در اینده....

 برگرفته از کتاب مراحل اخلاق  استاد ایت الله جوادی املی  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آذر1385ساعت 9:56  توسط صهبای صفا | 
اگر شما با شيطان كارى نداشته باشيد، او با شما كار دارد و طولى نمى‏كشد كه شما را مى‏ربايد و تصاحب مى‏كند.

پس چاره‏اى جز اين نيست كه انسان در معارف دين، بنيان مرصوصى داشته باشد و در فضايل اخلاقى نيز سدى بسازد كه نفوذ در آن ميسور كسى نباشد:

«و ما استطاعوا له نقبا»

در بيانات نورانى اميرالمؤمنين (عليه السلام) نيز آمده است:

«صافوا الشيطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة تزكو انفسكم و تعلو عند الله درجاتكم‏»

در برابر شيطان كه مانع و رهزن سير آدمى به سوى خداست، صف‏آرايى كنيد و با همه ساز و برگ نظامى خود به جنگ او برويد. اگر چنين كرديد، جان شما تزكيه مى‏شود و درجات شما بالا مى‏رود.

شيطان راهزن در مقاطع سه‏گانه در كمين انسان‏است:

نخست در بخش عبادات و «حوزه تعبد»، در كمين است تا انسان را از تعبد خارج سازد و انسان اعمالش را بر اساس وحى انجام ندهد، بلكه به ميل خود عمل كند.

دومين مقطع راهزنى شيطان، «حوزه تعقل‏» است. او كارى مى‏كند تا انسان در هنگام اقامه برهان و دليل به دام مغالطه بيفتد.

مقطع سوم و نهايى، رهزنى در «مقام شهود» است تا انسان واقع را آن طور كه هست نبيند يا چنين راهى را انكار كند يا بر اثر سختى آن بعد از قبول از اصل راه، آن را طى نكند.

اولين كار شيطان، اين است كه با غبار دنيا دوستى، آن چشم نهادينه الهى را نابينا مى‏كند.

وقتى شيطان، شهود واقعيت را از انسان گرفت، با الفاظ و مفاهيم مانوس مى‏شود و پيداست كه مفهوم توان ارايه عين واقع را، كه منزه از هرگونه صورت است، ندارد. خدا صورت و ماهيتى ندارد تا با علم حصولى در جان كسى ظهور كند. وقتى علم شهودى‏خدا در جان كسى ظهور نكند، سراسر جهان بدون «نور السموات و الارض‏» ديده خواهد شد و قهرا انسان اشتباه مى‏بيند و اشتباه مى‏كند و به بيراهه مى‏رود.

هنگامى‏كه اولين هدف شيطان، كه كور كردن چشم دل است، حاصل شود، در كمين عقل او مى‏نشيند تا عقل را نيز در مسائل برهانى به دام مغالطه بيندازد تا حتى مفهوم صحيح را نيز درك نكند. وقتى در بخش تعقل، شيطان موفق شود انسان را به دام توهم و تخيل بيندازد و به تعبير قرآن كريم، انسان آلوده را «مختال‏» يعنى خيال زده كند، آنگاه در مقام عمل و عبادت او كاملا نفوذ مى‏كند. چنين انسانى يا اصلا عبادت نمى‏كند يا عبادت او رياكارانه، منافقانه و سودجويانه خواهد بود.

تعبير قرآن كريم از اين مقاطع گوناگون اين است كه شيطان صريحا گفت:

«لاقعدن لهم صراطك المستقيم ثم لاتينهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم‏»

من بر سر راه راست مى‏نشينم و انسانها را از جلو مى‏رانم و از پشت تعقيب مى‏كنم و از طرف راست و چپ گرفتارشان مى‏سازم

شيطان از راه القائات باطل، گاهى انسان را از آينده مى‏ترساند، گاهى نسبت‏به گذشته اندوهگين مى‏كند و گاهى از جهت «يمين‏» و قوتش و گاهى از جهت «شمال‏» و ضعفش، وى را مى‏فريبد.

براى صيانت از گزند اين راهزنى كه از هر راه مى‏آيد، ذات اقدس خداوند ما را راهنمايى كرده و فرموده است: همه شئون آنچه از طرف خداست،حق است و آنچه از طرف شيطان است‏باطل.

خدا به انسان مى‏گويد: مرا بپرستيد و درست مى‏گويد و راهها را هم، نشان مى‏دهد; اما شيطان به انسان مى‏گويد: آزاد باشيد و كسى را نپرستيد! او دروغ مى‏گويد. چون انسانى كه هوا پرست است، از شيطان تبعيت مى‏كند و به حرف او گوش مى‏دهد.

شيطان رهايى و بى‏بندوبارى پليد را به نام آزادى پاك تلقين مى‏كند و در همين پيام نيز دروغ مى‏گويد; زيرا مخفيانه مى‏خواهد انسان را بنده خود قرار دهد و گروهى نيز بندگى وى را پذيرفته، تحت ولايت‏شيطانند:

«و الذين كفروا اوليائهم الطاغوت‏»

«كتب عليه انه من تولاه فانه يضله و يهديه الى عذاب السعير»

آيا كسى را مى‏شناسيم كه نتواند گناه كند؟ از پست‏ترين حيوانات گرفته تا انسان عادى، به آسانى قادر بر گناه، درنده‏خويى و زشتى است; چون گناه محفوف به شهوتها و لذتهاست:

«و ان النار حفت‏بالشهوات‏»

امام اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى‏فرمايد:

«صافوا الشيطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة، تزكو انفسكم و تعلو عند الله درجاتكم‏»

راه تشخيص شكست و پيروزى در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخيص پيروزى و شكست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است.

اگر شيطان دستور داد و انسان را به گناهى تحريك كرد و او انجام داد و به جايى كه نبايد نگاه بكند، نگاه كرد، مالى را كه نبايد بگيرد، گرفت‏يا سخنى را كه نبايد بگويد، گفت و با اين كه مى‏داند اين كار، گناه است‏با او موافقت كرد و خواسته‏هاى او را برآورد، زمينه پيشروى او و شكست‏خود را فراهم كرده‏است. اگر كسى دستى به گناه دراز كرد، پايى به جاى حرام گشود، و زبانى به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز كرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پيشروى شيطان است، چنانكه لحظه‏اى كه دارد مقاومت مى‏كند، لحظه عقب نشينى شيطان و اسير كردن وى است، اما وقتى كاملا گناه را ترك مى‏كند لحظه پيروزى او و شكست‏شيطان است.

شيطان مانند دزدان هراسناك به هنگام حمله آماده فرار است و آن قدر قوى نيست كه در هنگام تهاجم، مقاوم باشد: «ان كيد الشيطان كان ضعيفا»

انشاالله ادامه مطلب در اینده....

 برگرفته از کتاب مراحل اخلاق  استاد ایت الله جوادی املی  

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آذر1385ساعت 4:38  توسط صهبای صفا | 

 شيطان، نخست، ماموريت دارد در حد وسوسه عده‏اى را به گناه دعوت كند; اما اگر انسان دعوت او را پذيرفت و به گناه آلوده شد، به تدريج مسموم مى‏شود و تحت ولايت او قرار مى‏گيرد و شيطان در جهاد اكبر بر او پيروز مى‏شود و در نتيجه او را جزو ستاد و سپاه خود قرار مى‏دهد; چنانكه در قرآن آمده است:

«و اجلب عليهم بخيلك و رجلك‏» .

بر اساس همين بيان قرآنى، امام صادق (عليه السلام) درباره گناهكاران مى‏فرمايد:

«اذا اخذ القوم في معصية الله فان كانوا ركبانا، كانوا خيل ابليس و ان كانوا رجالة كانوا من رجالته‏»

آنان اگر سوارند، از واحدهاى سواره نظام شيطان و اگر پياده‏اند، از واحدهاى پياده نظام او هستند. از همه بدتر، عالم بى‏عمل است; قرآن كريم مى‏فرمايد:

«يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون‏»

مقت و عذاب خدا نسبت‏به عالم بى‏عمل و واعظ غيرمتعظ، زياد است. چنانكه در حديث نورانى امام باقر (عليه السلام) آمده است: كسى كه مردم را به عدالت و فضيلت و تقوا دعوت كند و خود، عادل نباشد، حسرتش در قيامت، زياد و مشمول آيه:

«يا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله‏»

است و اظهار تاسف مى‏كند كه چرا من در مورد فرمان خدا تقصير و كوتاهى كردم:

«ان اشد الناس حسرة يوم القيامة الذين وصفوا العدل ثم خالفوه و هو قول الله...»

توبه عام و خاص

توبه در لغت‏به معناى رجوع است; وقتى «بنده‏» به مولاى خود بر مى‏گردد، مى‏گويند «توبه‏» كرده است. ذات اقدس اله در قرآن كريم به همه مؤمنان دستور توبه مى‏دهد:

«و توبوا الى الله جميعا ايه المؤمنون لعلكم تفلحون‏»

يعنى، اى مؤمنان! به سوى حق توبه كنيد تا فلاح و رستگارى، نصيب شما بشود.

البته بايد توجه داشت كه توبه، بين معناى لغوى و معناى اصطلاحى و همچنين بين مراحل سه گانه‏اى كه براى آن ذكر كرده‏اند، مشترك معنوى است، نه لفظى و همه اينها مصاديق آن معناى جامع است: توبه چون به معناى رجوع است، گاهى رجوع از معصيت‏به اطاعت، گاهى رجوع از مخالفت‏به موافقت، گاهى رجوع از «ترك اولى‏» به «اولى‏» و گاهى رجوع از غير خدا به خداست.

مرحله اول توبه كه توبه عمومى و به اصطلاح، «توبه عوام‏» است آن است كه انسان معصيت كار از تبهكارى خود دست‏بردارد. گناهكار اگر چه عالم باشد، در حقيقت از «عوام‏» به‏شمار مى‏آيد. چون «عوام‏» در اين جا در مقابل «علما» نيست; بلكه در مقابل «عقلا» است. بنابراين، كسى كه اهل گناه باشد، عامى است گرچه تحصيل حوزوى يا دانشگاهى داشته باشد. به هر تقدير، توبه عوام آن است كه از گناه بپرهيزند; اما توبه خواص، پرهيز از «ترك مستحب و اولى‏» است; يعنى، اگر بعضى از امور مستحب مانند نماز شب و صدقه اول ماه را ترك كرده باشد از آن توبه كند و از اين رقيقتر آن است كه انسان از ترك كارى كه مستحب شرعى نيست ولى محبوب ارشادى است توبه كند و از اينها رقيقتر هم آن است كه او هيچ خلافى نكند، بلكه همه احكام الهى را بشناسد و انجام دهد، ولى در عين حال از توجه به ماسوى الله توبه كند كه بعد توضيح داده مى‏شود.

شيطان در كمين انسان است و هرگز او را در خواب و بيدارى رها نمى‏كند و مى‏كوشد تا انسان از فضيلت‏باز بماند. اگر بتواند، او را به حرام و اگر نشد به ارتكاب مكروه سرگرم كند و اگر موفق نشود كسى را به مكروه مبتلا كند، او را سرگرم مى‏كند تا واجب را ترك كند، و اگر در اين زمينه هم توفيقى نيافت، او را به ترك مستحب مبتلا مى‏كند، و اگر اين گونه از امور هم در دسترس شيطان قرار نگرفت، سعى مى‏كند تا انسان را به بعضى از واجبها يا مستحبهاى مهم، مشغول كند تا او از واجبها يا مستحبهاى مهمتر باز بماند; همچنين گاهى تلاش مى‏كند تا انسان، سرگرم مباح بشود تا با گذراندن وقت در مباح از مستحب و «اولى‏» باز بماند، و اگر در اين امور هم موفق نشد، مى‏كوشد تا انسان را از توجه به الله باز دارد; يعنى، او را به غير خدا مشغول كند; مانند انجام عبادت براى پرهيز از جهنم يا اشتياق به بهشت; زيرا براى سالكان كوى حق، اين نجات از جهنم و يا اشتياق به بهشت هم خار راه است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آذر1385ساعت 3:12  توسط صهبای صفا | 
 

شيطان در بخش علمى هرگز انسان را رها نمى‏كند جز اين‏كه در محدوده علم، جزو بندگان «مخلص‏» باشد; يعنى به مقام عقل مجرد محض بار يابد; زيرا در محدوده عقل محض، وهم و خيال را راهى نيست و تجرد شيطان، تجرد وهمى است. بنابراين، شيطان به عقل محض بار نمى‏يابد و به كسى كه در مرحله عقل صرف به سر مى‏برد هرگز دسترسى ندارد و نمى‏تواند در قلمرو تجرد تام، مغالطه‏اى راه اندازد تا عاقلى را بفريبد. انسان عاقل، از آن جهت كه عاقل است، به دام اهريمن وهم نمى‏افتد. آن كس نيز كه به مرحله عقل محض در بعد عمل بار يابد، شيطان را به حرم امن وى، راهى نيست; زيرا آن‏جا برتر از شهوت و غضب است و شهوت و غضب ابزار تيز و تند شيطان است.

در قرآن كريم آمده است كه اگر كسى جزو بندگان مخلص شود، شيطان به حرم امن او راه ندارد:

«قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين‏»

از کتاب مراحل اخلاق در قران کريم ايت الله جوادی املی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1385ساعت 21:58  توسط صهبای صفا | 
 
صفحه نخست
آرشیو
درباره وبلاگ
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود

گشتند به گرد یار پروانه وشان
یعنی که حسین شمع دلداران بود



در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است.
اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده.
آنرا در بخش دفتر می آورم.




الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان



پیوند با دوستان
منِ او
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی
هفت پیکر
پروانه مهاجر
روزهای عاشقی
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
خزائن رحمت پروردگار
پاسخ گویی به سوالات و شبهات دینی
ضریح پنهان
پاسخ به پرسش ها و شبهات اعتقادي
بغض گرفته
نخل میثم
غروب شلمچه
دریچه ای به سوی ملکوت
چفیه
شلمچه
ghobar-e-haram
××در محفل قرآن××
آرشیو پیوندها
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آرشیو موضوعی
کرامت
زهد
ورع
توبه
شیطان
امام حسین ع
سخنان امیر بیان
امام زمان عج
اخلاق
دعا
دفتر
جهاد با نفس
صحیفه سجادیه
معاد و بازگشت
پیوندها
آیت الله جوادی آملی
سايت طهور
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
مراحل اخلاق در قران کریم-آية الله جوادی آملی
علوم و معارف اسلام
رساله لُبّ‌اللُباب در سير و سلوك
رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم
صالحين شيعه
نشریه فرهنگی اجتماعی پرتوی سخن
کتب استاد شهید مطهری
نهج البلاغه
خطابه غدير ...
اخلاق در قران کریم-مكارم شيرازي
چند سخنرانی
مناجات خمسین عشر
دعای ندبه و دعاى عهد
سخنرانی و مناجات
جستجوگر پایگاههای شیعه
سایت غدیر
شرح چهل حدیث از امام خمینی
شرح حدیث جنود عقل و جهل
جهاد با نفس
سايت طهور
شاعران کهن
منهاج
یاسین مدیا
ترجمه صوتی قران
زيارت جامعه كبيره
ادب فناى مقربان (شرح زيارت جامعه كبيره)
تفسير ترتيبى تسنيم آیت الله جوادی آملی
مصباح الشريعه
زیارت ناحیه مقدسه
آموزش تصويري رساله توضيح المسائل
تفسير قرآن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 

Example


onUnload="