![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
إن الله يحب المتطهرين |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 13:49 توسط صهبای صفا |
|
|
همانگونه كه به حسب ظاهر، كعبه قبله مسلمانان و مطاف زايران است، از نظر باطن هم هر انسانى، قبله و مطافى دارد و قبله هر كسى، هدف خاص اوست كه براى نيل به آن هدف، به سمت آن حركت مىكند و مطاف هركسى، چيزى است كه در مدار آن مىگردد. برخى خود محور و خودمدار و برخى ديگر، حق محور و حق مدارند. قبله كسانى كه خود مدار و خودمحورند، منافع شخصى آنهاست.قرآن كريم از انسان خود محور، به «فمنهم ظالم لنفسه» ياد كرده و در تعبيرات روايى آمده است كه او «يحوم حوم نفسه» چنين كسى بر خود ستم كرده است; زيرا قبله اصلى خود را نشناخته و مطاف و مدار اصيل خويش را نيافته است. گروه ديگر، حق محورند و قبله و مطاف و مدار آنها، حق است; خواه به سود آنها باشد و خواه به زيان آنها. البته حق به زيان كسى نيست، چنان كه باطل به سود كسى نخواهد بود; چون باطل، نه موافق با نظام آفرينش است و نه موافق با هدف آفرينش انسان. از اين رو، امام صادق (عليهالسلام) مىفرمايد: «ان من حقيقة الايمان ان تؤثر الحق و ان ضرك على الباطل و ان نفعك، و ان لا يجوز منطقك علمك» از نشانهها و آثار ايمان حقيقى آن است كه حق را گر چه به زيان شما باشد بپذيريد و باطل را گرچه به سود شما باشد نپذيريد. سود و زيان در اين حديث، راجع به تشخيص خود شخص و ناظر به خصوص نفع و ضرر مادى است، و گرنه هيچ حقى زيانآور نبوده و هيچ باطلى سودمند نيست.
مراحل اخلاق از ایت الله جوادی املی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 دی1385ساعت 5:10 توسط صهبای صفا |
|
|
اين لطف الهي كه شامل حالمان گشته را سپاس ميگويیم و اين عيد را به پيشگاه آقا امام زمان عج الحمد لله الذي جعنا من المتمسکين بولاية علي بن ابيطالب
ايمان آن است كه انسان در قلعه امن قرار گيرد و از اين رو حضرت امام رضا (صلوات الله وسلامه عليه) در حديثسلسلة الذهب از پدران گرامى خود از سفراى الهى نقل كرده است كه خداوند مىفرمايد: «كلمة لا اله الا الله حصني فمن قالها دخل حصني و من دخل حصني امن من عذابي» توحيد، دژ مستحكم من است و هر كس به اين دژ درآيد از عذاب الهى ايمن است . البته در جهان تكوين، همه موجودات موحدند و هيچ موجودى كافر نيست، ولى در نظام تشريع و قانونمندى، انسانها دو دستهاند: بعضى مؤمن و بعضى كافر، ونيز در نظام تكوين، هيچ موجودى از مسير مستقيم، منحرف نيست: «ما من دابة الا هو اخذ بناصيتها ان ربى على صراط مستقيم» زمام هر موجودى را خدا بر عهده دارد و كار خدا هم بر مسير مستقيم است از همان کتاب و ولایة علی ابن ابیطالب حصني فمن دخل حصني و من دخل حصني امن من عذابي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 دی1385ساعت 13:16 توسط صهبای صفا |
|
|
قسمت هایی از دعای عرفه اقا امام حسین ع
من اكنون در پيشگاه تو ايستاده ام اي اقايم با حال خضوع و خواري و درماندگي و كوچكي نه وسيله تبرئه جويي دارم تا عذر خواهم ونه توانايي تا پيروز گردم و نه دليلي دارم كه بيارم و..... و ميدانم يقين و بي ترديد كه تو از من سوال خواهي كرد از كارهاي بزرگ وتو داور عادلي كه خلافي در حكمت نيست الحکم العدل الذی لا تجور و عدل تو نابود كن منست و از هر گونه عدالتت گريزانم.... ...و عدلك مهلكي و من كل عدلك مهربي....../ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 دی1385ساعت 4:43 توسط صهبای صفا |
|
شيطان، نخست، ماموريت دارد در حد وسوسه عدهاى را به گناه دعوت كند; اما اگر انسان دعوت او را پذيرفت و به گناه آلوده شد، به تدريج مسموم مىشود و تحت ولايت او قرار مىگيرد و شيطان در جهاد اكبر بر او پيروز مىشود و در نتيجه او را جزو ستاد و سپاه خود قرار مىدهد; چنانكه در قرآن آمده است:«و اجلب عليهم بخيلك و رجلك» . بر اساس همين بيان قرآنى، امام صادق (عليه السلام) درباره گناهكاران مىفرمايد: «اذا اخذ القوم في معصية الله فان كانوا ركبانا، كانوا خيل ابليس و ان كانوا رجالة كانوا من رجالته» آنان اگر سوارند، از واحدهاى سواره نظام شيطان و اگر پيادهاند، از واحدهاى پياده نظام او هستند. از همه بدتر، عالم بىعمل است; قرآن كريم مىفرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون» مقت و عذاب خدا نسبتبه عالم بىعمل و واعظ غيرمتعظ، زياد است. چنانكه در حديث نورانى امام باقر (عليه السلام) آمده است: كسى كه مردم را به عدالت و فضيلت و تقوا دعوت كند و خود، عادل نباشد، حسرتش در قيامت، زياد و مشمول آيه: «يا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله» است و اظهار تاسف مىكند كه چرا من در مورد فرمان خدا تقصير و كوتاهى كردم: «ان اشد الناس حسرة يوم القيامة الذين وصفوا العدل ثم خالفوه و هو قول الله...» توبه عام و خاصتوبه در لغتبه معناى رجوع است; وقتى «بنده» به مولاى خود بر مىگردد، مىگويند «توبه» كرده است. ذات اقدس اله در قرآن كريم به همه مؤمنان دستور توبه مىدهد: «و توبوا الى الله جميعا ايه المؤمنون لعلكم تفلحون» يعنى، اى مؤمنان! به سوى حق توبه كنيد تا فلاح و رستگارى، نصيب شما بشود. البته بايد توجه داشت كه توبه، بين معناى لغوى و معناى اصطلاحى و همچنين بين مراحل سه گانهاى كه براى آن ذكر كردهاند، مشترك معنوى است، نه لفظى و همه اينها مصاديق آن معناى جامع است: توبه چون به معناى رجوع است، گاهى رجوع از معصيتبه اطاعت، گاهى رجوع از مخالفتبه موافقت، گاهى رجوع از «ترك اولى» به «اولى» و گاهى رجوع از غير خدا به خداست. مرحله اول توبه كه توبه عمومى و به اصطلاح، «توبه عوام» است آن است كه انسان معصيت كار از تبهكارى خود دستبردارد. گناهكار اگر چه عالم باشد، در حقيقت از «عوام» بهشمار مىآيد. چون «عوام» در اين جا در مقابل «علما» نيست; بلكه در مقابل «عقلا» است. بنابراين، كسى كه اهل گناه باشد، عامى است گرچه تحصيل حوزوى يا دانشگاهى داشته باشد. به هر تقدير، توبه عوام آن است كه از گناه بپرهيزند; اما توبه خواص، پرهيز از «ترك مستحب و اولى» است; يعنى، اگر بعضى از امور مستحب مانند نماز شب و صدقه اول ماه را ترك كرده باشد از آن توبه كند و از اين رقيقتر آن است كه انسان از ترك كارى كه مستحب شرعى نيست ولى محبوب ارشادى است توبه كند و از اينها رقيقتر هم آن است كه او هيچ خلافى نكند، بلكه همه احكام الهى را بشناسد و انجام دهد، ولى در عين حال از توجه به ماسوى الله توبه كند كه بعد توضيح داده مىشود. شيطان در كمين انسان است و هرگز او را در خواب و بيدارى رها نمىكند و مىكوشد تا انسان از فضيلتباز بماند. اگر بتواند، او را به حرام و اگر نشد به ارتكاب مكروه سرگرم كند و اگر موفق نشود كسى را به مكروه مبتلا كند، او را سرگرم مىكند تا واجب را ترك كند، و اگر در اين زمينه هم توفيقى نيافت، او را به ترك مستحب مبتلا مىكند، و اگر اين گونه از امور هم در دسترس شيطان قرار نگرفت، سعى مىكند تا انسان را به بعضى از واجبها يا مستحبهاى مهم، مشغول كند تا او از واجبها يا مستحبهاى مهمتر باز بماند; همچنين گاهى تلاش مىكند تا انسان، سرگرم مباح بشود تا با گذراندن وقت در مباح از مستحب و «اولى» باز بماند، و اگر در اين امور هم موفق نشد، مىكوشد تا انسان را از توجه به الله باز دارد; يعنى، او را به غير خدا مشغول كند; مانند انجام عبادت براى پرهيز از جهنم يا اشتياق به بهشت; زيرا براى سالكان كوى حق، اين نجات از جهنم و يا اشتياق به بهشت هم خار راه است. از کتاب مراحل اخلاق در قران ایت الله جوادی املی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 آذر1385ساعت 3:56 توسط صهبای صفا |
|
مقدمات توبهتوبه را مقدماتى است كه اگر فراهم نگردد، توبه تحقق نيابد. نخست آن كه به حال بد خويش آگاه شود و خود را نه در آغاز راه بلكه در بيراهه بيند؛ ديگران را بنگرد كه الطاف خداى را در يافته اند و او از همه چيز بى بهره مانده است. از اين طريق حالى يابد كه وى را از خواب غفلت بيدار سازد كه بدان «تنبيه» يا «يقظه» گويند. (هر چند بين تنبيه و يقظه تفاوت است و انتباه پيش از يقظه است، ولى به تسامح آن دو را يكى پنداريم.) نخست «مبدأ زاجرى است از اندرون كه چون تباشير آن پيدا شود، چشم دل از خواب غفلت بيدار شود و بعد زاجر (انتباه باشد و انتباه داعيه شوق بنده باشد چون آثار اشراق انتباه) بر آفاق دل پيدا شود، نفس كاهل به نماز در محراب توبه بر پاى شود و به زبان نياز با حضرت ملك بى نياز در راز آيد»۱، از اين رو مقدمه دوم آن زجر است و آن حالى است «كه او را از اقامت و سلوك بر ضلالت باز دارد و بر طلب طريق مستقيم انگيزاند»۲-؛شورشى است در درون كه آه و افسوس در پى آورد، دل بسوزاند و چشم را به بارش وا دارد. بر گذشته بشورد و در خود و پيرامون خود به كينه اندر نگرد و از دوستان و ياران بد ببرد «كه رفيق بد، بد سگال بود» و عزم به دورى از آنان كندو از نكوهيده ها نفرت گيرد و بيزارى جويد و هزيمت پذيرد و «از ناشايستى ها باز ايستد و لگام نفس باز كشد از متابعت شهوات.»۳- بالاخره مقدمه سوم توبه، هدايت است و آن نيز حالى است كه از درون، ميل به يافتن صراط مستقيم را بر انگيزد. چنان كه گفته شد، با تحقق اين مقدمات است كه سالك «چون نظر به ضعف نفس كند، احتياج به حضرت عزت ظاهر كند و چون گناه را ياد كند، استغفار كند و چون اهل بلا بيند، عبرت گيرد و چون ذكر خداى كند، فخر آورد و چون ياد آخرت كند، شادشود.»۴- ۱-عوارف المعارف، همان، ص180 ۲-مصباح الهداي?، همان ۳-ترجمه رساله قشيريه، همان، ص138. 4- عوارف المعارف، همان. آشنايى با عرفان اسلامى حسینی شاهرودی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 آذر1385ساعت 23:10 توسط صهبای صفا |
|
|
مقام يكم: توبه
و من لم يتب فاولئك هم الظالمون. توبه پيش از آن كه مقامى عرفانى براى سالك باشد، راه نجاتى است براى همه خلق تا كه از پيامدهاى نامطلوب و ناپسند رفتار و افكار خويش بركنار باشند و اميدى است براى همه كسانى كه به گناه آلوده گشته اند و بالاخره شاهراهى است كه هر بن بستى را مى شكند. چنان كه اميرمؤمنان صلوات الله عليه فرمودند: «العجب ممن يقنط و معه النجاة»؛ در شگفتم از كسى كه نااميد گشته است و حال آن كه راهى براى نجات خويش دارد. پرسيدند: «و ما النجاة»؟ راه نجات كدام است؟ فرمود: «التوبه و الاستغفار»؛بازگشت و طلب آمرزش. توبه روزنه اى است به رحمت بى كران الهى كه اگر كسى بدان نزديك گردد، آن را دروازه بخشش بى حد و اندازه پروردگار بخشنده و مهربان خواهد يافت و اگر كسى از آن بى بهره باشد، از رحمت الهى بى بهره خواهد بود؛ چه توبه اصلِ جمله مقامات و كليد همه حال هاست و اول مقام سالكان است و توبت به مثابت زمين است بنا را. هركس كه وى را زمين نباشد، او را بنا نباشد. همچنين، هر آن كس كه وى را توبه نباشد، او را هيچ حال نباشد.
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 آذر1385ساعت 19:24 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|