![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
....
چهرههايى در آن روز شاداب و باطراوتند، «8» و از سعى و تلاش خود خشنودند، «9» در بهشتى عالى جاى دارند، «10» كه در آن هيچ سخن لغو و بيهودهاى نمىشنوند! «11» در آن چشمهاى جارى است، «12» در آن تختهاى زيباى بلندى است، «13» و قدحهايى [كه در كنار اين چشمه] نهاده، «14» و بالشها و پشتيهاى صفداده شده، «15» و فرشهاى فاخر گسترده! «16» وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ «8» لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ «9» فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ «10» لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً «11» فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ «12» فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ «13» وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ «14» وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ «15» وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ «16» ... الغاشية ادامه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 14:39 توسط صهبای صفا |
|
|
روزی که مردان و زنان با ایمان را می نگری که نورشان پیش رو و در سمت راستشان به سرعت حركت مىكند (و به آنها مىگويند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهايى از بهشت كه نهرها زير (درختان) آن جارى است;جاودانه درآن خواهيد ماند! و اين همانرستگارى بزرگ است!
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ سوره مبارکه حدید
دنیا گذرگاه است از دار مجاز چشم برگیر که سبک شوی و به دار قرار چشم دوز که قرار تو آنجاست...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 12:57 توسط صهبای صفا |
|
|
ما همه مسافرانى هستيم كه از سرحد عدم بار سفر بسته ، و به اقليم وجود گام نهاده ايم ، ما همه رهرو منزل عشق او هستيم ، و به طلبكارى مهر گياه رخ دوست آمده ايم . تفسير نمونه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آبان1386ساعت 16:21 توسط صهبای صفا |
|
|
"عید روزی است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته است و آنان را اجازه داده است تا در این روز در حضرت او گرد آیند، بر خان كرم او بنشینند، ادب بندگی به جای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند … "۱
حضرت على علیه السلام در ویژگىهاى عید فطر مىفرمایند: 1- روزى كه نیكوكاران ثواب مىبرند. «هذا یوم یثاب فیه المحسنون». 2- روزى كه گنهكاران زیان مىبینند. «و خسر فیه المبطلون» 3- شبیهترین روز به روز قیامت است. «أشبه بیوم قیامكم». چون در قیامت عدهاى كه زیان كارند، تاسف مىخورند و غضبناك مىگردند و عدهاى كه نیكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مىشوند. 4- روز عبرت گرفتن. «فاذكروا بخروجكم» وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مىشوید، به یاد آورید زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت. «من الأجداث إلى ربكم» وقتى در جایگاه نماز خود مىایستید به یاد آورید زمانى را كه در محضر عدل الهى مىایستید و از شما حسابرسى مىكنند. «و اذكروا وقوفكم بین یدى ربكم» وقتى از نماز به منازلتان بر مىگردید به یاد آورید زمانى را كه به منازل خود در بهشتخواهید رفت. «و اذكروا منازلكم فى الجنة» 5- روز بشارت غفران و بخشش الهى. «أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم». ۲
برگرفته از سایت تبیان ۱ المراقبات حاج میرزا ملکی تبریزی - ۲ امام علی ع |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 مهر1386ساعت 13:34 توسط صهبای صفا |
|
|
می گویند امیرالمومنین علی (ع) در بین یاران این جملات را می فرمودند خداى شما را رحمت كند
ندای او که مکان و زمان را در هم شکسته به گوش میرسد تجهزوا ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 9:52 توسط صهبای صفا |
|
|
فرازی از خطبه غراء امیرالمومنین علی (ع)
(در صفت آفرينش آدمى ):
مغرورانه ، سر بر تافت و گمراه و لاابالى شد. دلو آرزوها را از چاه ضلالت بر مى كشيد. همه سعى و رنجش براى دنيا بود و به خاطر عيش و طرب خويش و بى توجه به شريعت ، در پى هر چه دلخواه اوست . باور ندارد، كه روزى مصيبتى بر او فرود آيد، از اين رو، از هيچ گناهى باك ندارد، تا در عين غفلت و بى خبرى ، مفتون آمال و آرزوهاى خود بميرد. در حالى كه ، زندگى كوتاهش در لغزشها و خطاها سپرى شده و از هيچ پاداشى نصيبى نبرده كه هيچ فريضه اى را به جا نياورده . بلاى مرگ بر سرش تاختن آورد و در گرداب آلام و بيماريها، حيران و سرگردان ، روزها را به شب مى آورد و شبها را بيدار و نالان ، به روز مى پيوست ، در حالى كه ، برادرى مشفق و پدرى مهربان و گروهى ، كه بر حال او تاءسّف مى خوردند و در اضطراب بر سينه مى كوبيدند، گرد او را گرفته بودند. او بيهوش افتاده و در حال سكرات است . غمگين و حسرت زده است ، به هنگام جان دادن ، به درد، مى نالد و به هنگام رخت بر بستن از اين جهان ، رنج ديده است و درد كشيده . از رنج بيمارى گداخته و لاغر شده است . فرزندان و برادرانش او را بردارند و به سراى غربتش برند، جايى كه ديگر كسى به ديدارش نرود. چون تشييع كنندگان و نوحه سرايان بازگردند، او را در قبرش بنشانند و او از بيم سؤ ال و لغزش در امتحان ياراى سخن گفتنش نباشد. بزرگترين بلايى كه در اين مرحله است ، بلاى آن آب جوشان و دخول در دوزخ فروزان است و وحشت از فوران و شدت صداى آتش . و ما به خدا پناه مى بريم . كجايند آنان كه تعليمشان دادند و دريافتند؟ كجايند آنان كه فرصتشان دادند و به لهو و بازيچه گراييدند. تندرستيشان دادند و نعمت سلامت از ياد بردند. مدتى دراز مهلتشان دادند به عطاياى نيكو بنواختندشان و، آنها را از عذاب دردناك خدا ترسانيدند و به پاداشهاى بزرگ وعده دادند. حذر كنيد از گناهانى كه شما را به ورطه هلاكت مى اندازد و بترسيد از زشتيهايى ، كه سبب خشم خدا مى شود، اى خداوندان چشمان بينا و گوشهاى شنوا و تنهاى درست و مال و متاع اين جهانى . پس كى باز خواهيد گشت و به كدام سو روى مى نهيد؟ چه چيز شما را اينچنين فريفته است . بهره شما از زمين به قدر قامت شماست . در آنجا چهره بر خاك خواهيد نهاد.
اكنون ساعت ارشاد است و آسايش تنها و هنگام خدمت و تلاش و، آنچه از روزهاى عمرتان برجاى مانده است ، زمان مهلت شماست تا خويشتن دگرگون كنيد. اكنون هنگام توبه است و زمان حاجت خواستن ، پيش از آنكه به تنگنا افتيد يا گرفتار وحشت شويد و جان از تن برود و آنكه اكنون چهره نهفته و در انتظار آن هستيد، چهره نمايد و آن خداى پيروزمند مقتدر شما را فرو گيرد، در انديشه خويش باشيد. در خبر است كه چون آن حضرت اين خطبه ادا مى كرد، مستمعان را تن مى لرزيد و چشمها مى گريست و دلها در اضطراب بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 0:16 توسط صهبای صفا |
|
|
بسم الله النور فاطمه پشت در افتاد لگد سنگین بود تلخی کام علی بر چه کسی شیرین بود؟! آتش گرفت سوخت در خانه علی در خون نشست سینه پروانه علی
و آن امانت به صاحبش رسيد. و اندوه مرا پايانى نيست . همه شب خواب به چشمم نرود تا آنگاه كه خداوند براى من سرايى را كه تو در آن جاى گرفته اى ، اختيار كند. بزودى ، دخترت تو را خبر دهد كه چگونه امتت گرد آمدند و بر او ستم كردند. همه سرگذشت را از او بپرس و خبر حال ما از او بخواه .اينها در زمانى بود كه از مرگ تو ديرى نگذشته بود و تو از يادها نرفته بودى . بدرود تو را و دخترت را. بدرود كسى كه وداع مى كند، نه بدرود كسى كه رنجيده و ملول است . اگر از اينجا بازمى گردم نه از روى ملالت است و اگر درنگ مى كنم نه به سبب آن است كه به وعده اى كه خدا به صابران داده است بدگمان شده ام . برگرفته از نهج البلاغه
تلخی کام علی بر چه کسی شیرین بود؟!
درگذشت آيت الله فاضل لنکراني را تسليت عرض مي کنم کاش فرصت داشتم می نوشتم
الهی رحم کن بر من گاه افتادگیم در بستر مرگ که زیر و رویم کند دستهای دوستانم و احسان و نیکی کن بر من گاه دراز کشیدگیم بر بر روی جای شستشوی که زیر و رویم کند شایسته همسایگانم تحنن علیَ بر من مهربانی کن هنگام حمل شدگیم که گرفته اند نزدیکان گوشه های تابوتم را ببخش بر من تنها در گودال خود و مهربانی کن در آن خانه جدید به غربت و دور شدنم ....
فرازی از خطبه غراء از امام متقین اى بندگان خدا، كجايند كسانى كه عمر دراز كردند و از نعمتهاى پروردگار بهره مند گشتند؟ كجايند آنان كه تعليمشان دادند و دريافتند؟ كجايند آنان كه فرصتشان دادند و به لهو و بازيچه گراييدند. تندرستيشان دادند و نعمت سلامت از ياد بردند. مدتى دراز مهلتشان دادند به عطاياى نيكو بنواختندشان و، آنها را از عذاب دردناك خدا ترسانيدند و به پاداشهاى بزرگ وعده دادند. حذر كنيد از گناهانى كه شما را به ورطه هلاكت مى اندازد و بترسيد از زشتيهايى ، كه سبب خشم خدا مى شود، اى خداوندان چشمان بينا و گوشهاى شنوا و تنهاى درست و مال و متاع اين جهانى . تا ريسمان مرگ رهاست و گلويتان را نفشرده است و جان در بدن داريد، فرصت غنيمت شماريد. اكنون ساعت ارشاد است و آسايش تنها و هنگام خدمت و تلاش و، آنچه از روزهاى عمرتان برجاى مانده است ، زمان مهلت شماست تا خويشتن دگرگون كنيد. اكنون هنگام توبه است و زمان حاجت خواستن ، پيش از آنكه به تنگنا افتيد يا گرفتار وحشت شويد و جان از تن برود و آنكه اكنون چهره نهفته و در انتظار آن هستيد، چهره نمايد و آن خداى پيروزمند مقتدر شما را فرو گيرد، در انديشه خويش باشيد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 خرداد1386ساعت 20:48 توسط صهبای صفا |
|
|
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ما مىخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم! و چه گمان کردند آنها ؟ که با تخریب اماکن مقدسه نور خدا را می توانند خاموش کنند!! زهی خیال باطل جانم فدایت ای که استخوان در گلو و خار در چشمانت داری جانم فدای تو ای ابا صالح که می بینی و صبر می کنی فدای صبوریت که اقتدا به صبر علی داری شیعیان بارگاهشان دوباره ساخته خواهد شد و نور خدا هرگز خاموش نمی شود حتی اگر کافران ناخوش دارند و تقبل منا
فکر می کردم که چرا گاه بعضی از ما آدمها اینهمه اسیر چیزایی میشیم که می دونیم مفید که نیستند هیچ مضر هم هستند و هر چی به خودمون نهیب می زنیم که پا شو بی فایده است.یا چرا به اندازه کافی تلاش نمی کنیم و ... شده مرگ رو پیش رویت ببینی نه اینکه فقط بهش فکر کنی نه ، واقعا یه لحظه حسش کنی، حس دردش رو نه حس خودش رو حس اینکه بگند بچه ها تمام وقت امتحان تمام شد، ورقه هاتونو بدین .بعد تو کلی چیز بلد باشی و بتونی نمره عالی بیاری و تا اون وقت داشتی بازیگوشی می کردی یا محو زمزمه های زیبای پرنده ها شدی و یا...و یادت رفت وقت نمره آوردنه نه وقت و ... یا اینکه با تمام وجود حس کنی که تمام شد صدات کردند و بایستی بری این خونه رو باید تحویل بدی و بری یه شهر دیگه پول خرید لوازم سفر رو هم بایستی تا حالا جور می کردی ... احتیاج به مثال زدن نبود هممون می دونیم که یه مسافریم، راهی دیار خوبیها ، آشیان سیمرغ ، جایی که براش ساخته شدیم ، جایی که دلهامون اونجا قرار می گیره ،که وصف خوبیهاش رو شنیدیم ،از همه نوعش از وصف خانه و همسران و خوراک و پوشاک گرفته تا همسایگی با خوبانش و همجواری با خود خدا با اون ویژگیها که بد نبود یه مرور می کردیم رو آیاتی که در این موارد صحبت شده حالا وقتی که بگند تمام شد تو اون وقت به چی فکر می کنی ؟ غم و غصه هات؟ شادیهات؟ احساساتت؟ عاشقی هات؟ حتی معنویش؟ تو اون لحظه یه سری التماس می کنند یه وقت دیگه فقط یه فرصت دیگه بهشون بدند میگند گیج بودیم حواسمون نبود بازیگوشی کردیم هیچی نداریم دستمون خالیه جای خوبی برامون آماده نیست بیشتر از این می تونستیم توشه برداریم .... نمی دونم چند نفرمون آماده ی مرگیم ؟! با آغوش باز می پذیریمش و با خوشحالی و آرامش به فرشته گیرنده جانمون بله می گیم یک سری از افراد مشتاق مرگند چون می دوند چه جایگاهی برای خودشون مهیا کردند .ولی ولی من و تو چی؟؟؟ اللهم انی اسئلک الامان یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم
(روز رستاخيز) روزى است كه مسلما واقع مىشود! (1)چه روز واقع شدنى! (2)و تو چه مىدانى آن روز واقع شدنى چيست؟! (3) قوم «ثمود» و «عاد» عذاب كوبنده الهى را انكار كردند (و نتيجه شومش را ديدند)! (4)اما قوم «ثمود» با عذابى سركش هلاك شدند! (5)و اما قوم «عاد» با تندبادى طغيانگر و سرد و پرصدا به هلاكت رسيدند، (6)(خداوند) اين تندباد بنيانكن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلط ساخت، (و اگر آنجا بودى) مىديدى كه آن قوم همچون تنههاى پوسيده و تو خالى درختان نخل در ميان اين تند باد روى زمين افتاده و هلاك شدهاند! (7)آيا كسى از آنها را باقى مىبينى؟! (8)و فرعون و كسانى كه پيش از او بودند و همچنين اهل شهرهاى زير و رو شده (قوم لوط) مرتكب گناهان بزرگ شدند، (9)و با فرستاده پروردگارشان مخالفت كردند; و خداوند (نيز) آنها را به عذاب شديدى گرفتار ساخت! (10)و هنگامى كه آب طغيان كرد، ما شما را سوار بر كشتى كرديم، (11)تا آن را وسيله تذكرى براى شما قرار دهيم و گوشهاى شنوا آن را دريابد و بفهمد. (12) به محض اينكه يك بار در «صور» دميده شود، (13)و زمين و كوهها از جا برداشته شوند و يكباره در هم كوبيده و متلاشى گردند، (14) در آن روز «واقعه عظيم» روى مىدهد، (15) و آسمان از هم مىشكافد و سست مىگردد و فرومىريزد! (16)فرشتگان در اطراف آسمان قرارمىگيرند (و براى انجام ماموريتها آماده مىشوند); و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل مىكنند! (17)در آن روز همگى به پيشگاه خدا عرضه مىشويد و چيزى از كارهاى شما پنهان نمىماند! (18) پس كسى كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از شدت شادى و مباهات) فرياد مىزند كه: «(اى اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد! (19)من يقين داشتم كه (قيامتى در كار است و) به حساب اعمالم مىرسم!» (20)او در يك زندگى (كاملا) رضايتبخش قرار خواهد داشت، (21)در بهشتى عالى، (22)كه ميوه هايش در دسترس است! (23) (و به آنان گفته مىشود:) بخوريد و بياشاميد گوارا در برابر اعمالى كه در ايام گذشته انجام داديد! (24) اما كسى كه نامه اعمالش را به دست چپش بدهند مىگويد: «اى كاش هرگز نامه اعمالم را به من نمىدادند. (25)و نمىدانستم حساب من چيست! (26)اى كاش مرگم فرا مىرسيد! (27)مال و ثروتم هرگز مرا بىنياز نكرد، (28)قدرت من نيز از دست رفت!» (29) او را بگيريد و دربند و زنجيرش كنيد! (30) سپس او را در دوزخ بيفكنيد! (31) بعد او را به زنجيرى كه هفتاد ذراع است ببنديد; (32) چرا كه او هرگز به خداوند بزرگ ايمان نمىآورد، (33)و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشويق نمىنمود; (34)از اين رو امروز هم در اينجا يار مهربانى ندارد، (35)و نه طعامى، جز از چرك و خون! (36)غذايى كه جز خطاكاران آن را نمىخورند! (37) سوگند به آنچه مىبينيد، (38) و آنچه نمىبينيد، (39) كه اين قرآن گفتار رسول بزرگوارى است، (40) و گفته شاعرى نيست، اما كمتر ايمان مىآوريد! (41)و نه گفته كاهنى، هر چند كمتر متذكر مىشويد! (42)كلامى است كه از سوى پروردگار عالميان نازل شده است! (43) ..... سوره مبارکه ی الحاقه
الهی رحم کن بر من گاه افتادگیم در بستر مرگ که زیر و رویم کند دستهای دوستانم و احسان و نیکی کن بر من گاه دراز کشیدگیم بر بر روی جای شستشوی که زیر و رویم کند شایسته همسایگانم تحنن علیَ بر من مهربانی کن هنگام حمل شدگیم که گرفته اند نزدیکان گوشه های تابوتم را ببخش بر من هنگام جابجایی شدنم که فرود آمده ام به سوی تو تنها در گودال خود و مهربانی کن در آن خانه جدید به غربت و دور شدنم تا آنکه انس نگیرم به کسی جز تو یا سیدی ان وکلتنی الی نفسی هلکت سیدی پس از چه کسی فریاد رسی بخواهم اگر برایم لغزشم را اندک نگیری .... برگرفته از دعای ابو حمزه ثمالی وهیچ کس بار شخص دیگری را بر نخواهد گرفت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 22:48 توسط صهبای صفا |
|
|
الهی رحم کن بر من گاه افتادگیم در بستر مرگ که زیر و رویم کند دستهای دوستانم و احسان و نیکی کن بر من گاه دراز کشیدگیم بر بر روی جای شستشوی که زیر و رویم کند شایسته همسایگانم تحنن علی- بر من مهربانی کن هنگام حمل شدگیم که گرفته اند نزدیکان گوشه های تابوتم را ببخش بر من هنگام جابجایی شدنم که فرود آمده ام به سوی تو تنها در گودال خود و مهربانی کن در آن خانه جدید به غربت و دور شدنم تا آنکه انس نگیرم به کسی جز تو یا سیدی ان وکلتنی الی نفسی هلکت سیدی پس از چه کسی فریاد رسی بخواهم اگر برایم لغزشم را اندک نگیری ....
برگرفته از دعای ابو حمزه ثمالی
اين منم!! كه عمري ريزه خوار خان تو بوده ام!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 20:32 توسط صهبای صفا |
|
|
باز هم ... دلم...
...
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو واندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وانگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو. باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی در کوی مستان میروی مستانه شو مستانه شو
آباد اگر نمیکنی ویران مکن مرا
باز هم دلم...
من از پشت كردن دنيا به خود و سركشى روزگار بر خود و روى آوردن آخرت به سوى خود ، دريافتم كه بايد در انديشه خويش باشم و از ياد ديگران منصرف گردم و از توجه به آنچه پشت سر مىگذارم باز ايستم و هر چند ، غمخوار مردم هستم ، غم خود نيز بخورم و اين غمخوارى خود ، مرا از خواهشهاى نفس بازداشت و حقيقت كار مرا بر من آشكار ساخت و به كوشش و تلاشم برانگيخت كوششى كه در آن بازيچه اى نبود و با حقيقتى آشنا ساخت كه در آن نشانى از دروغ ديده نمى شد .
تو را جزئى از خود ، بلكه همه وجود خود يافتم ، به گونه اى كه اگر به تو آسيبى رسد ، چنان است كه به من رسيده و اگر مرگ به سراغ تو آيد ، گويى به سراغ من آمده است . كار تو را چون كار خود دانستم و اين وصيت به تو نوشتم تا تو را پشتيبانى بود ، خواه من زنده بمانم و در كنار تو باشم ، يا بميرم . تو را به ترس از خدا وصيت مى كنم ، اى فرزندم ، و به ملازمت امر او و آباد ساختن دل خود به ياد او و دست زدن در ريسمان او . كدام ريسمان از ريسمانى كه ميان تو و خداى توست ، محكمتر است ، هرگاه در آن دستزنى ؟.... از وصيت حضرت علی ( ع ) به حسن بن على ( عليهما السلام ) در آن هنگام كه از صفين بازمى گشت در « حاضرين » نوشته است ادامه وصیت نامه از سایت شهید آوینی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 4:43 توسط صهبای صفا |
|
|
از سخنان امام عليه السلام كه همواره اصحاب خويش را با آن مخاطب مىساخته است. خداى شما را رحمت كند آماده حركتشويد كه نداى رحيل و كوچ در ميان شمابلند شده است. علاقه به اقامت در دنيا را كم كنيد! و با تهيه زاد و توشه اعمال نيك به سوىآخرت باز گرديد! كه گردنههاى سخت و دشوار و سر منزلهاى خوفناك در پيش داريد و بايد درآنها فرود آئيد و در آنجا توقف كنيد! آگاه باشيد! كه فاصله نگاههاى مرك به شما كوتاه ونزديك است و گويا مرك چنگالهايش را در جان شما فرو برده، كردارهاى بد،مشكلاتزندگى و كژيها و ناروائيها،مرك را از شما پنهان داشتهاند، بنابراين علائق و وابستگيهاىدنيا را از خويش كم كنيد و كمر خويش را با توشه تقوا محكم ببنديد!
خطبه۲۰۴ - مصادر نهج البلاغه ج3 صفحه 100
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 19:54 توسط صهبای صفا |
|
|
اما بعد، دنيا روى بازگردانده و وداع خويش را اعلام داشته است، آخرت روى آورشده و طلايه آن آشكار گرديده است آگاه باشيد!امروز،روز تمرين و آمادگى،و فردا روز مسابقه است، جائزه برندگان،بهشت، و سرانجام عقب ماندگان آتش خواهد بود آيا كسى يافت مىشود كهپيش از فرا رسيدن مرگش از خطاهايش توبه كند؟و آيا انسانى پيدا مىشود كه قبل از رسيدنآن روز،عمل نيكى براى خود انجام دهد؟ آگاه باشيد!همه در دوران آرزوئى بسر مىبريد كه اجل و مرگ بدنبال دارد با اينحال هر كس پيش از رسيدن اجلش،در همان دوران آرزوهايش به عمل پردازد،اعمالشبه او منفعت مىبخشد و مرگش به او زيانى نمىرساند،و آن كس كه در اين ايام آرزو،پيشاز فرا رسيدن اجل در عمل كوتاهى كند گرفتار خسران شده و فرا رسيدن اجل براى وىزيانبخش است. همانطور كه به هنگام ترس و ناراحتى براى خدا عمل مىكنيد به هنگام آرامشنيز عمل نمائيد. آگاه باشيد من هرگز چيزى مانند بهشت نديدم كه خواستارانش به خواب رفته باشند،و نه همانند آتش:كه فراريان از آن،اين چنين در خواب فرو رفته باشند. خوب بدانيد!آنها كه از حق بهرهمند نشوند،زيان باطل دامنشان را فرا خواهدگرفت،و آنكس كه هدايت،راهنمايش نگردد گمراهى او را به هلاكت مىكشاند. آگاه باشيد!فرمان كوچ درباره شما صادر گرديده، و به زاد و توشه آخرت راهنمائىشدهايد وحشتناكترين چيزى كه بر شما مىترسم هوا پرستى و آرزوهاى دور و دراز استاز اين دنيا زاد و توشهاى برگيريد كه فردا خود را با آن حفظ كنيد! نهج البلاغه امیر المومنین علی ع |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 دی1385ساعت 17:24 توسط صهبای صفا |
|
|
جائى كه آشيانه سيمرغ نشانى ندارد كجا توان صيد او نمود، مگر لطفش رهنمون گردد و گمگشتگان وادى محبّت و عاشقان جمال لايزالى خود را به وادى توحيد و فناء رهبرى كند. به حقّ پيشتازان وادى محبّت، و لواداران حمد و معرفت: محمّد مصطفى و علىّ مرتضى و يازده فرزند امجدش از نسل بتول عذراء فاطمه زهرا عليهم السلام الله الملك المتعال وفّق اللّهمّ جميع المحبّين و ايّانا لكلّ ما يرضيك و ألحقنا بالصّالحين. از همان کتاب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 آبان1385ساعت 0:10 توسط صهبای صفا |
|
|
اى پروردگار من! مقدّر فرماى كه دست مرگ بر روى ما به مغفرت و مرحمت گشوده شود و كليد مرگ براى ما كليد رحمت باشد
صحيفه سجاديه ، ص 344، ترجمه جواد فاضل |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 17:31 توسط صهبای صفا |
|
|
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
زياد در ياد نابود كننده لذت ها باشيد. عرض شد يا رسول اللّه آن چيست؟ در پاسخ فرمود: مرگ است. آن كسى كه به حقيقت از مرگ ياد مى كند، اگر در سعه و گشايش زندگى باشد; غرورش برطرف مى شود و دنيا بر وى تنگ مى گردد. و اگر در مضيقه و سختى باشد با ياد مرگ، از فشار فكرى ـ روحى رهايى مى يابد و دنيا به نظرش وسيع و گسترده مى نمايد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 15:53 توسط صهبای صفا |
|
|
امام سجاد على بن حسين (عليه السلام) فرمود: هنگامى كه روز عاشورا جريان كار بر امام حسين (عليه السلام) بسيار سخت شد، عده اى از اصحاب آن حضرت ديدند كه حالات امام (عليه السلام) با حالات آنها فرق دارد. حال آنها چنين بود: هر چه بيشتر در محاصره دشمن قرار مى گرفتند ناراحت تر مى شدند، و دل هاى شان بيشتر به طپش مى افتاد. ولى امام حسين (عليه السلام) و بعضى از خوّاص آن حضرت چنين نبودند. رنگ چهره آنها برافروخته تر مى شد و اعضاى شان آرام تر مى گرديد. در اين حال بعضى به يك ديگر مى گفتند: ببينيد، گويى اين مرد اصلا باكى از مرگ ندارد. امام حسين (عليه السلام) رو به آنها كرد و فرمود: اى فرزندان عزيز و بزرگوار من! قدرى آرام بگيريد و صبر و تحمّل كنيد. زيرا مرگ پلى است كه شما را از گرفتارى ها و سختى ها به سوى بهشت هاى وسيع و نعمت هاى جاويدان مى رساند; « فَاَيُّكُمْ يَكْرَهُ اَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْن اِلى قَصر ; كدام يك از شماها دوست نداريد كه از زندانى به سوى قصرى انتقال يابيد؟» در حالى كه مرگ براى دشمنان شما هم مانند پلى است كه از قصرى به سوى زندان و شكنجه گاه انتقال مى دهد; زيرا پدرم نقل كرد كه رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: « اِنَّ الدُّنْيا سِجْنُ المُؤْمِنِ وَ جنَّةُ الكافِرِ، والمَوْتُ جِسْرُ هؤلاء الى جَنانِهِمْ و جِسْرُ هؤلاء اِلى جَحيم ; همانا دنياى زندان مؤمنان و بهشت كافران است; و مرگ پلى است كه اين ها (مؤمنان) را به سوى بهشت و آنها را (كافران) را به سوى دوزخ مى كشاند.» سپس فرمود: « ما كَذَبْتُ ولا كَذِبْتُ ; من دروغ نمى گويم و به من دروغ گفته نشده است. و نه من دروغ مى گويم نه پدرم به من دروغ گفته است.»
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 14:3 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|