تبليغاتX
صهبای صفا
صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا

خدايا توبه ام ده تا

                     نافرمانيت نكنم

و به دلم انداز

          كار نيك را و عمل بدان و ترست را در شب و روز تا هنگامى كه در اين دنيا زنده ام دارى

اى پروردگار جهانيان

 خدايا من هر زمان پيش خود گفتم كه ديگر مهيا و مجهز شده ام و برخاستم براى خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم تو بر من خواب آلودگی را مسلط كردى در آن هنگامى كه داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتى در آن وقتى كه به راز و نياز پرداختم ،

مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم باطن و درونم نيكو شده و نزديك شده از مجالس توبه كنندگان مجلس من ، گرفتارى و پيش آمدى برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگذاريت حائل گشته

اى آقاى من شايد مرا از دَرِ خانه ات رانده اى و از خدمتت دورم كرده اى

يا شايد ديده اى سبك شمارم حقّت را پس دورم كرده اى

يا شايد ديده اى از تو رو گردانده ام پس خشمم كرده اى

يا شايد مرادر جايگاه دروغگويانم ديده اى پس رهايم كرده اى

يا شايد ديده اى سپاسگزار نعمتهايت نيستم پس محرومم ساخته اى

يا شايد مرا در مجلس علماء نيافته اى پس خوارم كرده اى

يا شايد مرا در زمره غافلانم ديده اى پس از رحمت خويش بى بهره ام كرده اى

يا شايد مرا ماءنوس با مجالس بيهوده گذرانم ديده اى پس مرا به آنها واگذاشته اى

يا شايد دوست نداشتى دعايم را بشنوى پس از درگاهت دورم كرده اى

يا شايد به جرم و گناهم كيفرم داده اى

يا شايد به بى شرميم مجازاتم كرده اى

                                                                                                بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 10:10  توسط صهبای صفا | 

بنده به نزد چه كسى رود جز به درگاه مولايش

و مخلوق به كه پناهنده شود جز به خالقش

خدايا اگر مرا به زنجير و بند گرفتارم كنى و بازدارى از من عطايت را در ميان انظار مردم و رسواييهايم را به چشم بندگانت آرى و دستور بردنم را بسوى دوزخ صادر كنى و ميان من و نيكان حائل گردى من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و

آرزومنديم را از عفو تو بازنگردانم و بيرون نرود محبتت از دلم و من

نعمتهايى كه در دنيا به من دادى و پرده پوشيهايت را فراموش نمى كنم اى آقاى من محبت دنيا را از دلم بيرون كن و جمع كن ميان من و ميان (پيامبرت حضرت ) مصطفى و آلش برگزيدگان خلقت و خاتم پيمبران محمد صلى الله عليه و آله و مرا به درجه توبه و بازگشت بسويت برسان و

ياريم ده به گريه كردن بر خويشتن

زيرا كه من عمرم را به امروز و فردا كردن و آرزوها گذراندم و درآمده ام در جايگاه نااميدان از خير خودم پس كيست كه بدحال تر از من باشد اگر من بر اين حال بسوى قبرم منتقل گردم زيرا كه آماده اش نكرده ام براى خوابيدنم
و فرش نكرده ام آنرا به عمل صالح براى آرميدنم و

چرا گريه نكنم در صورتى كه نمى دانم به چه سرنوشتى دچار گردم من نفس خود را چنان بينم كه با من نيرنگ زند و روزگارم را كه مرا بفريبد
در حالى كه مرگ بالهاى خود را بر سرم گسترده پس چرا گريه نكنم ؟

 گريه  كنم براى جان دادنم

گريه كنم براى تاريكى قبرم

 گريه كنم براى تنگى لحدم

گريه كنم براى سؤ ال نكير و منكر از من

گريه كنم براى بيرون آمدنم از قبر برهنه و خوار كه بار سنگينم را به پشتم بار كرده يكبار از طرف راستم بنگرم و بار ديگر از طرف چپ و هريك از خلايق را در كارى غير از كار خود ببينم براى هر يك از آنها در آن روز كارى است كه به خود مشغولش دارد چهره هايى در آن روز گشاده و خندان و شادمانند و چهره هايى در آن روز غبارآلود است و سياهى و خوارى آنها رافراگرفته

اى آقاى من بر تو است تكيه و اعتماد و اميد و توكلم

و به رحمت تو آويخته ام ، به رحمت خود رسانى هركه را خواهى و به كرامتت راهنمايى كنى
هر كه را دوست دارى

پس ستايش تو را است بر اينكه دلم را از آلودگى شرك پاك كردى

و براى تو است ستايش براى باز كردنت زبانم را، آيا به اين زبان كُندم

سپاس تو را گويم يا
با نهايت كوششم در كردارم تو را خوشنود سازم ؟ و چه ارزشى دارد زبانم پروردگارا در برابر

سپاس تو و چه ارزشى دارد كردارم در كنار نعمتهايت و احسانى كه به من كردى

خدايا براستى بخشش تو آرزويم را گسترانيد و شكر تو كردارم را پذيرفت آقاى من اشتياق من بسوى تو است و هراسم از تو است و آرزو و اميدم بسوى تو است و آرزويم مرا بسوى تو كشانده و همتم

اى خداى يگانه من بدرگاه تو نشيمن كرده و در آنچه پيش تو است (جامه ) شوقم (دامن ) گسترده و اميد خالص و ترسم تنها از تو است و به تو محبتم انس گرفته و دست به جانب تو انداخته ام و به ريسمان اطاعت تو بند كردم ترسم را

اى مولاى من به ياد تو دلم زنده است و به راز و نياز تو سوزش ترسم را تسكين بخشم پس اى مولاى من و اى آرزويم و اى آخرين سرحد خواسته ام ميان من و گناهم را كه مانع از ملازمت اطاعت تو است جدايى بينداز و اين خواهشى كه من از تو مى كنم به خاطر همان اميد ديرينه ايست كه به تو دارم و براى آن طمع بزرگى است كه درباره ات دارم كه تو راءفت و مهربانى را براى بندگانت بر خود فرض كرده اى پس امر و فرمان از آن تو است يگانه اى كه شريك ندارى و خلائق همگى جيره خوار تو و در قبضه اقتدار تو و خاضع درگاه تواءند برترى اى پروردگار جهانيان

خدايا
به من رحم كن در آن هنگامى كه حجت و دليلم قطع شود و زبانم از پاسخ تو لال گردد و هوش در هنگام
بازپرسيت از سرم بپرد پس اى بزرگ اميدم مرا نوميد مكن در آن هنگام كه سخت نيازمندم و به خاطر نادانيم مرا از درگاهت مران و براى كم طاقتيم مهرت را از من بازمدار به خاطر نيازى كه دارم به من بده و براى ناتوانيم
به من رحم كن

اى آقاى من بر تو است اعتماد و تكيه و اميد
و توكل من و مهر تو است دستاويزم و به آستان تو بار (حاجت ) اندازم و به جود تو خواهشم را
جويم و به كرم تو اى پروردگار من دعايم را آغاز كنم و از پيش تو اميد رفع نياز و احتياج خود رادارم به توانگرى تو جبران نداريم كنم و زير سايه عفو تو بپا ايستم و به جود و كرم تو ديده بگشايم و به نيكى تو چشم دوزم پس مرا به آتش مسوزان با اينكه مركز آرزوى منى و در دوزخم سكونت مده كه تو نور چشم منى

اى آقاى من
گمان مرا به احسان و نيكيت دروغ و بى اصل مكن زيرا تو مورد اطمينان محكم منى و از پاداش نيكيت محرومم مساز كه تو به ندارى من آشنايى

خدايا اگر مرگم نزديك شده ولى كردارم مرا به تو نزديك نكرده من اعتراف به گناهم را وسيله عذر خويش به درگاهت قرار دهم

خدايا اگر درگذرى كيست كه سزاوارتر از تو به گذشت باشد و اگر عذاب كنى پس كيست كه در حكم عادل تر از تو باشد

رحم كن

 در اين دنيا به غربتم و هنگام مرگ به غمزدگيم و در قبر به
تنهاييم و در لحد به وحشت و بى كسيم و هنگامى كه در برابرت به پاى حسابم آورند به خوارى جايگاهم رحم كن و بيامرز براى من آنچه از كردارم كه بر مردم پوشيده مانده و ادامه بده برايم آنچه را كه بدان مرا
پوشاندى و در آن حال كه در بستر مرگ افتاده و دستهاى ياران مرا به اين سو و آن سو كنند
بر من رحم كن و در آن حال كه روى سنگ غسالخانه دراز كشيده ام و همسايگان شايسته ام به اينطرف و آنطرف مى گردانند
بر من تفضل كن و هنگامى كه خويشان اطراف جنازه ام را بر دوش گرفته اند با من مهربانى فرما وهنگامى كه تك و تنها در ميان گودال قبر بر تو وارد شوم بر من بخشش كن و به غربت من در آن خانه تازه و نو رحم كن بطورى كه بجز تو انس نگيرم

 

اى آقاى من اگر مرا به خودم واگذارى
هلاك گردم آقاى من پس به كه استغاثه كنم اگر تو لغزشم را ناديده نگيرى و به كه پناه برم
اگر عنايت تو را در آرامگاهم از دست بدهم و به كه ملتجى گردم اگر تو غمم را برطرف نكنى ،
آقاى من كه را دارم و كه بر من رحم كند اگر تو بر من رحم نكنى و فضل كه را آرزو كنم
در روز نيازمنديم اگر فضل تو را گم كنم و بسوى چه كسى از گناهانم بگريزم در آن هنگام كه عمرم بسر رسد

اى آقاى من مرا با اينكه به تو اميدوارم معذب مفرما

خدايا اميد مرا تحقق بخش و ترسم را امان بخش زيرا در اين گناهان بسيار اميدى جز به عفو تو ندارم

اى آقاى من از تو خواهم چيزى را
كه شايسته آن نيستم و تو شايسته پرهيزكارى هستى و اهل آمرزشى پس بيامرز مرا و از نظر مرحمت خود جامه اى بر من بپوشان كه گناهانم را بپوشاند و آنها را برايم بيامرز و مورد مؤ اخذه قرارم مده كه تو داراى منتى ديرينه و چشم پوشى بزرگ و گذشت بزرگوارى هستى

خدايا تويى كه فيض خود را
حتى بر آنكه درخواست نكند و بر منكران پروردگاريت فروريزى پس چگونه نسبت به كسى كه
از تو درخواست كند و يقين داند كه جهان خلقت از تو و كار بدست تو است ؟

برترى و والايى اى پروردگار جهانيان ، اى آقاى من بنده ات به درگاهت آمده و تنگدستى او را پيش رویت واداشته و به وسيله دعاى خود در خانه احسان تو را مى كوبد پس آن روى بزرگوارت را از من بر مگردان و آنچه گويم از من بپذير زيرا من به اين دعا تو را خواندم و اميدوارم كه بازم مگردانى چون آشنايى كاملى به مهر و راءفت تو دارم

....

                                                                                          بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 8:7  توسط صهبای صفا | 

خدايا توبه ام ده تا

                     نافرمانيت نكنم

و به دلم انداز

          كار نيك را و عمل بدان و ترست را در شب و روز تا هنگامى كه در اين دنيا زنده ام دارى

اى پروردگار جهانيان خدايا من هر زمان پيش خود گفتم كه ديگر مهيا و مجهز شده ام و برخاستم براى خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم تو بر من چُرت و پينكى را مسلط كردى در آن هنگامى كه داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتى در آن وقتى كه به راز و نياز پرداختم ،

مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم باطن و درونم نيكو شده و نزديك شده از مجالس توبه كنندگان مجلس من ، گرفتارى و پيش آمدى برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگذاريت حائل گشته

اى آقاى من شايد مرا از دَرِ خانه ات رانده اى و از خدمتت دورم كرده اى

يا شايد ديده اى سبك شمارم حقّت را پس دورم كرده اى

يا شايد ديده اى از تو رو گردانده ام پس خشمم كرده اى

يا شايد مرادر جايگاه دروغگويانم ديده اى پس رهايم كرده اى

يا شايد ديده اى سپاسگزار نعمتهايت نيستم پس محرومم ساخته اى

يا شايد مرا در مجلس علماء نيافته اى پس خوارم كرده اى

يا شايد مرا در زمره غافلانم ديده اى پس از رحمت خويش بى بهره ام كرده اى

يا شايد مرا ماءنوس با مجالس بيهوده گذرانم ديده اى پس مرا به آنها واگذاشته اى

يا شايد دوست نداشتى دعايم را بشنوى پس از درگاهت دورم كرده اى

يا شايد به جرم و گناهم كيفرم داده اى

يا شايد به بى شرميم مجازاتم كرده اى

پس اگر از من بگذرى پروردگارا بجاست چون بسيار اتفاق افتاده كه از گنهكاران پيش از من گذشته اى زيرا كرم تو پروردگارا برتر از كيفر كردن تقصيركاران است

                    و من پناهنده به فضل توام

                                      و از ترس تو بسوى خودت گريخته ام

و درخواست انجام وعده ات را در چشم پوشى از كسى كه خوش گمان به تو است دارم

خدايا تو فضلت و سيعتر و بردباريت بزرگتر از آنست كه مرا به كردارم بسنجى يا اينكه مرا به خطايم بلغزانى و چه هستم من

اى آقاى من و چه ارزشى دارم ؟ مرا به فضل خويش ببخش

اى آقاى من و بر من با عفو خود نيكى كن و با پرده پوشيت بپوشانم و درگذر از سرزنش كردنم به بزرگوارى ذاتت

آقاى من

من همان بنده خردسالى هستم كه پروريدى و

همان نادانى هستم كه دانايش كردى و

همان گمراهى هستم كه راهنماييش كردى و

همان پستى هستم كه بلندش كردى و

همان ترسانى هستم كه امانش دادى و

گرسنه اى هستم كه سيرش كردى و

تشنه اى هستم كه سيرابش كردى و

برهنه اى هستم كه پوشانديش و

ندارى هستم كه دارايش كردى و

ناتوانى هستم كه نيرومندش كردى و

خوارى هستم كه عزيزش كردى و

دردمندى هستم كه درمانش كردى و

خواهنده اى هستم كه عطايش كردى و

گنهكارى هستم كه گناهانش را پوشاندى و

خطاكارى هستم كه از او گذشتى و 

اندكى هستم كه بسيارش كردى و

خوارشمرده اى هستم كه ياريش كردى و

آواره اى هستم كه جا و ماءوايش دادى

منم پروردگارا آن كسى كه در خلوت از تو شرم نكردم و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم

منم صاحب مصيبتها و ماجراهاى بزرگ

منم كسى كه بر آقاى خود دليرى كرده

منم كسى كه نافرمانى برپادارنده آسمانها را كرده ام

منم كسى كه براى نافرمانيهاى بزرگى كه كرده ام رشوه داده ام

منم آن كسى كه هرگاه نويد گناهى رابه من مى دادند بسويش شتابان مى رفتم

منم كه مهلتم دادى ولى من به خود نيامدم و بر من پوشاندى ولى من شرم نكردم و نافرمانيها كردم و از حدّ گذراندم و

از چشم خود مرا انداختى و من اعتنا نكردم

پس باز هم به بردباريت مهلتم دادى و به پرده پوشيت مرا پوشاندى تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتى و از كيفرهاى گناهان مرا دور داشتى تا به حدى كه گويا از من شرم كردى

خدايا در هنگام گناه كه من نافرمانيت كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريت را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاى تو را بى ارزش فرض كردم بلكه گناهى بود كه پيش آمد و نفس سركش نيز آنرا آراست و هواى نفس نيز چيره شد و بدبختى هم كمك كرد و پرده آويخته(پرده پوشى تو) هم مرا مغرور كرد

                و در نتيجه تا آنجا كه مى توانستم در نافرمانى و مخالفت تو كوشيدم

     ولى

              اكنون

كيست كه از عذاب تو مرا نجات دهد  و از دست دشمنان در فرداى قيامت چه كسى خلاصم كند     و به ريسمان چه كسى چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كنى

پس چه رسوايى است براى من بر آنچه نامه تو از عمل من شماره و احصاء كرده كه اگر اميد من به كرمت و وسعت رحمتت نبود و از نااميد شدن بازم نمى داشتى به محض آنكه به ياد آنها مى افتادم يكسره نااميد مى شدم

اى بهترين كسى كه خواندش خواننده اى و برترين كسى كه اميدش دارد اميدوارى

خدايا به پيمان اسلام به درگاهت توسل جويم
و به حرمت قرآن بر تو اعتماد كنم و به دوستى و محبتى كه به پيامبر امّى قرشى هاشمى عربى تهامى مكى مدنى دارم اميد تقرب به تو را دارم

       پس

تو انس ايمانى مرا مبدّل به وحشت مكن و پاداشم را پاداش آن كس كه جز تو را پرستيده قرار مده زيرا مردمى بودند كه به زبان ايمان آوردند تا بدان وسيله خون خود را حفظ كنند و بدين مقصود هم رسيدند ولى ما به دل و زبان به تو ايمان آورديم تا از ما بگذرى پس ما را هم به مقصودمان برسان و اميدت را در دلهاى ما ثابت و محكم فرما و منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش بما از نزد خود رحمتى كه براستى تويى بسيار بخشنده

به عزتت سوگند اگر برانيم من هرگز از در خانه ات برنخيزم
و دست از تملق و چاپلوسيت برندارم چون شناسايى كرمت و رحمت وسيعت به دلم الهام شده ،
بنده به نزد چه كسى رود جز به درگاه مولايش ....

                                                                                         بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 0:30  توسط صهبای صفا | 
صلوات هر روز شعبان مَرْويّه ازحضرت امام زين العابدين عليه السلام :

       خدايا درود فرست بر

                   محمد و آل محمد

                      درخت نبوت و جايگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و معدن دانش و خاندان وحى

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

 كشتى جارى در اقيانوسهاى بيكران ايمن شود هر كه سوار آن كشى گردد و غرق شود
كسى كه آن را واگذارد، هر كه بر ايشان تقدم جويد از دين بيرون رفته و كسى كه از ايشان عقب ماند به نابودى گرايد ولى ملازم ايشان به حق خواهد رسيد

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

 آن پناه گاه محكم و فريادرس بيچاره درمانده و پناه گريختگان و دستاويز محكم براى وسيله جويان

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

 درود بسيارى كه موجب خوشنودى ايشان گردد و حق محمد و آل محمد اداء گشته و انجام وظيفه ما شده باشد به جنبش و نيروى تو اى پروردگار جهانيان


خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

 آن پاكان نيكوكار برگزيده آن كسانى كه حقوقشان را واجب كردى و اطاعت و دوستيشان را فرض نمودى

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

و آباد كن دل مرا به اطاعت خود و به وسيله نافرمانيت رسوايم مكن و روزى من گردان كه كمك مالى دهم بر كسى كه روزيت را بر او تنگ كردى بوسيله آنچه بر من فراخ گرداندى ازفضل خويش و گستردى بر من از عدل خويش و مرا در زير سايه ات زنده داشتى و اين ماه بيمبرت و آقاى رسولانت ماه شعبان است كه اطراف آن را به رحمت و خوشنودى خود پوشاندى آن ماهى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم كوشش بسيار داشت در روزه و شب زنده داريش هم در شبها و هم در روزهايش بخاطر فروتنى در برابر تو در مورد گرامى داشتن و بزرگداشتنش هم چنان تا هنگام مرگش

خدايا

پس ما را كمك ده تا روش او را در اين ماه پيروى كنيم و به شفاعتى كه نزد او است برسيم


خدايا

قرار ده او را براى من شفيعى پذيرفته و راهى بسويت كه همواره باشد و مرا پيرو او گردان
تا به جايى كه در روز قيامت تو را در حالى ديدار كنم كه از من خوشنود باشى و گناهانم را ناديده گيرى
و براى من واجب كرده باشى از جانب خود رحمت و خوشنودى را و مرا در خانه هميشگى (بهشت جاويدان ) و منزلگاه نیکان فرود آری

                                                                                                           برگرفته از سایت شهید آوینی

+ نوشته شده در  شنبه 27 مرداد1386ساعت 0:42  توسط صهبای صفا | 

مهدی جان

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر  ...

                      کاش که این فاصله را کم کنی


نيايش امام سجاد (ع)در طلب اخلاق ستوده و افعال پسنديده

....خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

 و وسيع‏ترين روزى‏هايت را بر من در هنگام پير شدنم و قوى‏ترين نيروهايت را در من به هنگام خستگيم قرار ده و مرا به كاهلى در عبادتت، و كورى در تشخيص طريقتت و ارتكاب خلاف دوستيت، و پيوستن با كسى كه از تو جدا شود و جدا شدن از كسى كه با تو بپيوندد مبتلا مساز. خدايا مرا مرا چنان كن كه هنگام ضرورت با سلاح يارى تو حمله‏ور شوم و هنگام حاجت از تو مسئلت كنم و هنگام مسكنت پيش تو به تضرع و زارى آيم و مرا چون بيچاره شوم به كمك خواستن از غير خودت و چون فقير شوم به فروتنى براى مسئلت از غير خود، و چون بترسم، به تضرع پيش غير خود گرفتار مكن كه به آن سبب سزاوار خوارى و منع و بى‏اعتنائى تو گردم. اى مهربانترين مهربانان.
خدايا آنچه را از آرزومندى و گمان گرائى و حسد ورزى كه شيطان در دل من همى افكند بياد عظمتت و تفكر در قدرتت و تدبير بر ضد دشمنت مبدل ساز. و آن كلمه زشت يا سخن ناستوده يا دشنام عرضى يا شهادت باطل يا غيبت مؤمن غائب، يا بد گفتن به شخص حاضر و مانند اينها را كه شيطان بر زبان من جارى كند. به سخن حمد، و مبالغه در ثنا، و سعى و دقت در تمجيد، و شكر نعمت، و اعتراف به احسان و شمردن نعمتهاى خودت، بدل فرماى.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست.

و چنان كن كه ستمزده نشوم و حال آنكه تو بر دفاع از من قادرى، و ستم نكنم و حال آنكه تو بر جلوگيرى من توانائى و گمراه نشوم در صورتى كه هدايت من براى تو ممكن است، و فقير نگردم با اينكه گشايش زندگيم از جانب تو است. و سركشى نكنم با اينكه توانگريم از ناحيه تو است.
خدايا بسوى آمرزش تو كوچ كرده‏ام. و بسوى عفو تو آهنگ نموده‏ام و به گذشت تو مشتاق شده‏ام. و به فضل تو اعتماد كرده‏ام. در صورتى كه موجبات مغفرت تو نزد من نيست و چيزى كه بوسيله آن سزاوار عفو تو گردم در كردار من نيست. و پس از اين حكم، كه من خود در باره خويش راندم جز فضل و احسان تو سرمايه اميدى ندارم. پس بر محمد و آلش رحمت فرست و بر من تفضل فرماى.

خدايا مرا به منطق هدايت گويا ساز، و به آئين تقوى ملهم نماى و به خوى و خصلتى كه پاكيزه‏تر است موفق‏دار و به كارى كه پسنديده‏تر است بگمار. خدايا مرا به بهترين راه روان ساز و چنان كن كه بر آئين تو بميرم و هم بر آن آئين زندگى از سر گيرم.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست

 و مرا در مجارى اعمال و مجالى احوال از نعمت اعتدال برخوردار ساز و در اقوال و افعال از اهل صواب و سداد و از ادله هدايت و رشاد و از زمره صالحين عباد قرار ده و رستگارى در معاد و سلامت از كمينگاه عذاب را نصيبم فرماى. خدايا براى خودت از نيروهاى نفس من آنچه را كه باعث آزادى و پيراستگيش گردد بستان و آنچه را كه وسيله تأمين حوائج و اصلاح كار نفس من شود به آن باز گذار، زيرا نفس من در معرض هلاك است مگر آنكه توأش نگاه دارى. خدايا اگر عم بسوى من لشگر انگيزد ساز و سلاح من توئى و اگر از همه جا و همه كس محروم شوم هدف اميدم توئى و اگر حوادث و شدائد بر من هجوم آورد استغاثه‏ام بتو است و هر چه از دست برود عوضش، و هر چه تباه شود اصلاحش نزد تو، و هر چه را ناپسند دارى تغييرش به دست تو است. پس پيش از بلا عافيت، و پيش از طلب توانگرى، و پيش از گمراه شدن هدايت را بر من انعام كن، و مرا از رنج عيب جوئى بندگان محفوظ دار، و ايمنى از عذاب روز بازپسينم ارزانى دار، و از رهبرى كاملم برخوردار ساز.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست

و بديها را به لطف خود از من بر طرف كن، و مرا به نعمت خود بپروران و به كرم خود اصلاح فرماى، و به احسان خود مداوا كن. و در سايه رحمتت جاى ده. و در خلعت خشنوديت بپوشان. و چون كارها بر من دشوار و درهم شود، به صواب ترين آنها و چون كردارها مشتبه گردد به پاكيزه‏ترين و نافع‏ترين آنها؛ و چون مذاهب متناقض شود و پسنديده‏ترين آنها موفق ساز.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست.

 و تاركم را به تاج بى‏نيازى بياراى، و مرا به حسن تدبير در امور بگمار، و دوام هدايت ارزانى دار، و به توسعه دستگاه آشفته مساز، و زندگى ساده و آرام عطا فرماى، و زندگانيم را به مشقت دائم و رنج روزافزون مبدل منماى و دعايم را بسويم بر مگردان، زيرا كه من براى تو معارضى نمى‏شناسم و با تو مثل و مانندى نمى‏پرستم.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست

و مرا از اسراف بازدار. و رزقم را از تلف حفظ كن،و دارائيم را بوسيله بركت دادنش افزون ساز، و مرا در انفاق از آن در امور خير به راه صواب رهبرى كن.


خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست

و مرا از رنج بسيار كسب و تحصيل روزى بى‏نياز ساز، و رزق بى‏دريغ روزى كن تا از عبادت تو به طلب رزق مشغول نگردم. و سنگينى وبال كسب روزى را بر دوش نكشم.
خدايا و آنچه را كه مى‏طلبم به قدرت خود برآور، و از آنچه مى‏ترسم مرا به جوار عزت خود پناه ده.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

 و آبرويم را به توانگرى نگاه‏دار، و منزلتم را به تنگدستى پست مكن، كه از روزى خوارانت روزى طلبم، و از اشرار خلقت خواهش عطا كنم. تا به ستايش آنكه به من عطاكند، و به نكوهش آنكه منع كند مبتلا گردم. در صورتى كه متصدى حقيقى عطا توئى. نه ايشان.


خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست

 و مرا تندرستيى در عبادت و آسايشى در پارسائى و علمى توأم با عمل، و پارسائيى مقرون با رفق و اقتصاد روزى ساز.
خدايا مدت عمر مرا با عفو خود به پايان بر، و آرزويم را در اميد رحمتت به تحقيق رسان.و راه‏هايم را براى رسيدن بسر منزل خشنوديت هموار ساز، و عملم را در همه احوالم نيكو گردان.


خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست.

 و مرا در اوقات غفلت براى يادكردن خود، متنبه كن. و در روزگار مهلت در اطاعت خود بكار دار، و راهى هموار بسوى محبت خود برايم آشكار ساز، و بوسيله آن خير دنيا و آخرت را برايم كامل فرماى.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست.

 مانند بهترين رحمتى كه پيش از او بر كسى از خلق خود فرستاده‏اى، و بعد از او بر كسى خواهى فرستاد. و ما را در دنيا بهره‏اى نيكو و در آخرت نيز عطائى نيكو ببخش. و مرا به رحمت خود از عذاب دوزخ نگاه دار.

                                                                                                        نيايش امام سجاد (ع)

+ نوشته شده در  جمعه 19 مرداد1386ساعت 10:39  توسط صهبای صفا | 
 

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

و ايمان مرا به كاملترين مراتب ايمان برسان، و يقينم را فاضلترين درجات يقين ساز، و نيتم را به بهترين نيتها و عملم رابه بهترين اعمال ترفيع ده.
خدايا به لطف خود نيتم را كامل و خالص ساز. و يقينم راثابت و پا برجاى دار و به قدرت خود آنچه را كه از من تباه شده اصلاح فرماى.

خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست

و مهماتم را كه باعث دل مشغولى من است، كفايت كن و مرا به كارى كه فردا از آن مورد سؤال قرار مى‏دهى بگمار، و روزگارم را در آنچه براى آنم آفريده‏اى مصروف دار و از غير خود بى‏نياز ساز و روزيت را بر من بگستر و به نگاه كردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلال توانگرانم دچار مكن و عزيزم گردان و گرفتار كبرم مساز و بر بندگى خود رامم كن و عبادتم را به سبب خود پسندى تباه منماى. و خير را براى مردم به دستم روان كن. و كار نيكم را به منت نهادن باطل مگردان و اخلاق عاليه را به من مرحمت فرماى. و مرا از تفاخر و مباهات نگاهدار.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

 و مرا در ميان مردم به درجه‏اى ترفيع مده مگر آنكه به همان اندازه پيش نفس خويشم پست گردانى، و عزتى آشكارا برايم بوجود مياور مگر آنكه به همان نسبت پيش نفس خويشم خوار سازى.

خدايا بر محمد و آلش رحمت،

 و از هدايتى پر سود و گراينده به مقصود برخوردارم ساز كه روشى ديگر بجاى آن نگزينم و از طريقت حقى كه از آن منحرف نگردم و از نيت صوابى كه در آن شك نكنم و مرا  آنگاه كه عمرم جامه خدمت در راه طاعت تو باشد زنده بدار پس هر زمان كه بيم آن رود كه مزرع عمرم چراگاه شيطان گردد پيش از آنكه شدت غضبت بسوى من بشتابد يا خشمت بر من مستحكم گردد، مرا بسوى خود فرا گير. خدايا هيچ خوئى كه بر من عيب شمرده شود باقى مگذار جز آنكه آن را اصلاح كنى و هيچ صفت نكوهيده‏اى را بجاى منه مگر آنكه آن را نكو سازى.
و هيچ خصلت كريمه ناقصى بر جاى مگذار، جز آنكه آن را كامل كنى.

 بر محمد و آل محمد رحمت فرست

 و شدت كينه كينه توزان را در باره من به محبت، و حسد متعديان را به مودت، و بدگمانى اهل صلاح را به اعتماد، و دشمنى نزديكان را به دوستى، و بدرفتارى خويشان را به نيكوئى و بى‏اعتنائى اقربا را به نصرت، و دوستى مجامله كاران را به دوستى حقيقى و اهانت مصاحبان را به حسن عشرت، و تلخى ترس از ستمكاران را به شيرينى امنيت مبدل ساز. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست: و مرا بر كسى كه در باره‏ام ستم كند دستى و بر آنكه با من مخاصمه كند زبانى، و بر آنكه عناد ورزد پيروى‏ئى قرار ده. و در برابر آنكه با من مكر كند مكرى و بر آنكه مرا مقهور خواهد قدرتى، و بر آنكه مرا عيب كند و دشنام گويد تكذيبى، و از كسى كه مرا تهديد كند سلامتى بخش و به اطاعت كسى كه مرا براه صواب آرد و پيروى كسى كه مرا ارشاد كند، موفق‏دار.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

و مرإ توفيق ده تا با آن كس كه با من غش و دغلى كند به نصيحت و اخلاص مقابله كنم، و آن را كه از من دورى گزيند به نيكوئى پاداش دهم.و به آنكه مرا محروم سازد به بخشش عوض دهم، و آن را كه از من ببرد با پيوستن مكافات كنم، و با كسى كه از من غيبت كند، بوسيله ذكر خيرش مخالفت نمايم. و در برابر نيكى سپاسگزارى نمايم. و از بدى چشم بپوشم.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

 و مرا به زيور صالحين بياراى، در گستردن داد و فرو خوردن خشم، و خاموش كردن آتش فتنه و خصومت و جمع آورى پراكندگان و اصلاح ميان مردمان و فاش كردن نيكيهاى اهل ايمان و پوشاندن عيب ايشان و نرم خوئى و فروتنى و خوش رفتارى و سنگينى و وقار و حسن معاشرت و سبقت جستن به فضيلت و برگزيدن انعام و تفضل و فرو گذاشتن سرزنش و خرده‏گيرى و ترك احسان درباره نااهل و گفتن حق هر چند دشوار آيد و اندك شمردن خير در گفتار و كردارم گر چه بسيار باشد و بسيار ديدن شر در گفتار و كردار خويش گر چه اندك باشد مرا در همگى اين صفات به خلعت زيباى پرهيزگاران بپوش.
و اين صفات را وسيله ادامه اطاعت و التزام جماعت و فروگذاشتن اهل بدعت، و بكار برنده رأى خودت در آور و كامل ساز.

                                                                              نیایش 20 از صحیفه سجادیه  ادامه دارد.... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 16:39  توسط صهبای صفا | 
 فرازی از صحیفه سجادیه

8- نيايش در پناه جستن به خدا از ناملائمات و اخلاق ناستوده و كردارهاى ناپسنديده

خدايا، من به تو پناه مى‏برم

از طغيان حرص، و تندى خشم، و غلبه حسد. و ضعف نيروى صبر، و كمى قناعت، و سوء خلق، و افراط شهوت، و غلبه عصبيت، و پيروى هوس، و مخالف هدايت، و از خواب غفلت، و اقدام بر تكلف، و گزيدن باطل بر حق، و پافشارى بر گناه، و خرد شمردن معصيت، و بزرگ شمردن طاعت، و تفاخر توانگران، و تحقير نسبت به درويشان، و كوتاهى در حق زيردستان.

و ناسپاسى نسبت به كسى كه بر ما حقى داشته باشد. و از آنكه به ستمكارى كمك دهيم. يا ستمزده‏اى را خوار گذاريم. يا آنچه را كه حق ما نيست بخواهيم. يا در علم از روى بى‏اطلاعاعى و بر خلاف عقيده سخنى گوئيم.

و پناه مى‏بريم به تو

از آنكه قصد خيانت با كسى داشته باشيم. و از آنكه در اعمالمان خود پسندى كنيم، و آرزوهاى خود را دراز سازيم و

پناه مى‏بريم به تو

از بدى باطن، و كوچك شمردن گناه خرد، و از آنكه شيطان بر ما چيره گردد، يا روزگار ما را واژگون بخت سازد، يا سلطان در بازه ما ستم كند. و

پناه مى‏بريم به تو

از دست آلودن   تناول  اسراف، و از نايافتن رزق كفاف و

پناه مى‏بريم به تو

از شماتت دشمنان و احتياج به همگنان، و زيستن در سختى، و مرگ بدون آمادگى، و

پناه مى‏بريم به تو

از عظيمترين حسرت و بزرگترين مصيبت و بدترين بدبختى، كه حسرت قيامت و مصيبت در دين و دخول به دوزخ است و از بدى عاقبت، و نوميدى از ثواب و نزول عقاب.


خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا و همه مؤمنين و مؤمنات را از همه اين شرور پناه ده، اى مهربان‏ترين مهربانان.

                                                                                                                                    برگرفته از سایت شهید آوینی

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 4:36  توسط صهبای صفا | 
 
صفحه نخست
آرشیو
درباره وبلاگ
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود

گشتند به گرد یار پروانه وشان
یعنی که حسین شمع دلداران بود



در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است.
اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده.
آنرا در بخش دفتر می آورم.




الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان



پیوند با دوستان
منِ او
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی
هفت پیکر
پروانه مهاجر
روزهای عاشقی
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
خزائن رحمت پروردگار
پاسخ گویی به سوالات و شبهات دینی
ضریح پنهان
پاسخ به پرسش ها و شبهات اعتقادي
بغض گرفته
نخل میثم
غروب شلمچه
دریچه ای به سوی ملکوت
چفیه
شلمچه
ghobar-e-haram
××در محفل قرآن××
آرشیو پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آرشیو موضوعی
کرامت
زهد
ورع
توبه
شیطان
امام حسین ع
سخنان امیر بیان
امام زمان عج
اخلاق
دعا
دفتر
جهاد با نفس
صحیفه سجادیه
معاد و بازگشت
پیوندها
آیت الله جوادی آملی
سايت طهور
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
مراحل اخلاق در قران کریم-آية الله جوادی آملی
علوم و معارف اسلام
رساله لُبّ‌اللُباب در سير و سلوك
رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم
صالحين شيعه
نشریه فرهنگی اجتماعی پرتوی سخن
کتب استاد شهید مطهری
نهج البلاغه
خطابه غدير ...
اخلاق در قران کریم-مكارم شيرازي
چند سخنرانی
مناجات خمسین عشر
دعای ندبه و دعاى عهد
سخنرانی و مناجات
جستجوگر پایگاههای شیعه
سایت غدیر
شرح چهل حدیث از امام خمینی
شرح حدیث جنود عقل و جهل
جهاد با نفس
سايت طهور
شاعران کهن
منهاج
یاسین مدیا
ترجمه صوتی قران
زيارت جامعه كبيره
ادب فناى مقربان (شرح زيارت جامعه كبيره)
تفسير ترتيبى تسنيم آیت الله جوادی آملی
مصباح الشريعه
زیارت ناحیه مقدسه
آموزش تصويري رساله توضيح المسائل
تفسير قرآن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 

Example


onUnload="