![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
انتم الصراط الاقوم [السبيل الاعظم] و شهداء دار الفناء و شفعاء دار البقاء و الرحمة الموصولة و الآية المخزونة و الامانة المحفوظة و الباب المبتلى به الناس من اتيكم نجى و من لم ياتكم هلك الى الله تدعون و عليه تدلون و به تؤمنون و له تسلمون و بامره تعملون و الى سبيله ترشدون و بقوله تحكمون سعد من والاكم و هلك من عاداكم و خاب من جحدكم و ضل من فارقكم و فاز من تمسك بكم و امن من لجا اليكم و سلم من صدقكم و هدى من اعتصم بكم من اتبعكم فالجنة ماواه و من خالفكم فالنار مثواه و من جحدكم كافر و من حاربكم مشرك و من رد عليكم فى اسفل درك من الجحيم
....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 21:58 توسط صهبای صفا |
|
|
وقتی در مکه ،در مسجدالحرام ، مقابل خانه خدا،آنجا که باید مکان امن باشد ، دست نامحرم نا مردی محکم بازویت را می گیرد و تو را که در حال نمازی به طرفی می اندازد و پسر و همسرت می بینند و نمی توانند کاری کنند ، یاد مظلومیت زهرا می افتی یاد غصب ولایت می افتی ، که مسلمین تاوانش راباید قرنها متحمل شوند
باز هم نمیدانم چه بر سر زهرا آمده ، علی چه کشیده، زینب چه دیده، نمیدانم رسول خدا چه طور این وقایع را از زهرای اطهر پرسیدند و چه جوابی از دردانه خود شنیدند فقط جملات مولا علی را در نهج البلاغه به یاد می آورم که دردناک و غم آلود هنگام به خاك سپردن سيده زنان، فاطمه (عليهما السلام ) بر سر قبر رسول اللّه (ص ) این چنین گفتند سلام بر تو، اى پيامبر خدا. سلام من و دخترت كه اكنون در كنار تو فرود آمده و چه زود به تو پيوست . اى رسول خدا، بر مرگ دخت برگزيده تو، شكيبايى من اندك است و طاقت و توانم از دست رفته ولى مرا، كه اندوه عظيم فرقت تو را ديده ام و رنج مصيبت تو را چشيده ام ، جاى شكيبايى است . من خود تو را به دست خود در قبر خواباندم و هنگامى كه سر بر سينه من داشتى ، جان به جان آفرين تسليم نمودى .
لعنت خدا بر ظالمان |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 14:54 توسط صهبای صفا |
|
|
فاطمه جان چه زود ما را تنها گذاشتید فاطمه جان بدون شما علی چه تنهاست این درد که در سینه علی است شکیباییش را کم کرده فاطمه جان من نمی دانم علی چه کشیده فقط می دانم مدینه هنوز دربند است خانم جان خیلی سخت است برای ما وقتی مدینه و مکه را اسیر میبینیم ، وقتی نمیشود یک دل سیر پیش مزار حضرت رسول گریه کنیم ، وقتی نمی توانیم به مزار اولادتان نزدیک شویم ، وقتی به دلایل واهی حرف زدن با شماها را شرک می دانند خیلی سخت است وقتی می بینیم هنوز منبر و محراب رسول در دستان غیر شما است فاطمه جان به دل سوخته شیعیان ، به دل سوخته خودتون ، به دل شکسته علی و اولادتون ، به سالها انتظار مهدیتون ، مادر جان دعا کنید از خدا بخواهید مهدی ظهور کند خانم جان از خدا بخواهید به حال بد ما شیعیان به کم کاریها و بدیهامون نگاه نکند ، خودتون در ما تحول ایجاد کنید که دل شیعیان با مهدی زهرا باشد که دنباله رو شما باشیم اللهم عجل لولیک الفرج به حق فاطمه و همسرش علی و پدرش و فرزندانش
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 17:3 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|