تبليغاتX
صهبای صفا
صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا
 

از پیامبر ص روایت شده  این ماه را از این روی شوال نامیده اند که گناهان مومنان در آن مرتفع میشود.

(شول که ریشه این واژه است به معنی مرتفع شدن و کاهش پذیرفتن است)

 

                                                                                 از کتاب سلوک عارفان آقای ملکی تبریزی 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مهر1386ساعت 23:8  توسط صهبای صفا | 
"عید روزی است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته است و آنان را اجازه داده است تا در این روز در حضرت او گرد آیند، بر خان كرم او بنشینند، ادب بندگی به جای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند … "۱

 

حضرت على علیه السلام در ویژگى‏هاى عید فطر مى‏فرمایند:

1- روزى كه نیكوكاران ثواب مى‏برند.

                                         «هذا یوم یثاب فیه المحسنون‏».

2- روزى كه گنهكاران زیان مى‏بینند.

                                          «و خسر فیه المبطلون‏»

3- شبیه‏ترین روز به روز قیامت است.

                                          «أشبه بیوم قیامكم‏».

چون در قیامت عده‏اى كه زیان كارند، تاسف مى‏خورند و غضبناك مى‏گردند و عده‏اى كه نیكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏شوند.

4- روز عبرت گرفتن.

                                                                            «فاذكروا بخروجكم‏»

وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مى‏شوید، به یاد آورید زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت.

                                                                     «من الأجداث إلى ربكم‏»

وقتى در جایگاه نماز خود مى‏ایستید به یاد آورید زمانى را كه در محضر عدل الهى مى‏ایستید و از شما حسابرسى مى‏كنند.

                                                            «و اذكروا وقوفكم بین یدى ربكم‏»

وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏گردید به یاد آورید زمانى را كه به منازل خود در بهشت‏خواهید رفت.

                                                                 «و اذكروا منازلكم فى الجنة‏»

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.

                                                                  «أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم‏». ۲

 

                                                                             برگرفته از سایت  تبیان  ۱ المراقبات حاج میرزا ملکی تبریزی   - ۲ امام علی ع

+ نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 13:34  توسط صهبای صفا | 
آخرین روز ماه مبارک رمضان است
جمعه!
صدای دعای ندبه در فضا طنین انداخته
این سبب المتصل ؟ ....
کجاست آن سبب؟
          سببی که متصل زمین و آسمان است... 
                     این بقیه الله فی ارضه؟

 

كجاست آن بقيت خداوند كه از عترت رهنما تهى نمى‏گردد؟

كجاست آن مهياى انداختن نسل ستمگران؟

كجاست آن محبوب آمدنى كه كژيها را سامان مى‏بخشد و كاستى‏ها را جبران مى‏كند؟

كجاست آن فجر سرزدنى، آن خورشيد درخشيدنى، آن اميد آمدنى كه ظلمت يلداى ستمگران را پايان مى‏بخشد؟

كجاست آن ذخيره‏اى كه فريضه‏ها و سنتهاى خداوند را باز مى‏نماياند؟

كجاست آن برگزيده‏اى كه دين و شريعت را باز مى‏گرداند؟

كجاست آن آرزوى برآمدنى كه قرآن و حدود را زنده مى‏كند؟

كجاست آن حيات بخش نشانه‏هاى شريعت و اصحاب دين؟

كجاست آن شكننده شوكت متجاوزان؟

كجاست آن ويران كننده بناهاى شرك و نفاق؟

كجاست آن بنيان كن اصحاب فسق و فجور و عصيان و طغيان؟

كجاست آن كه شاخه‏هاى گمراهى و تفرقه را درو مى‏كند؟

كجاست محو كننده جاى پاى گمراهى و هواپرستى؟

كجاست آن كه ريسمانهاى دروغ و افترا را قطع مى‏كند؟

كجاست آن كه متكبران و متمردان را به خاك سياه نيستى مى‏نشاند؟

كجاست آن كه ريشه‏هاى اهل عناد و گمراهى و كفر را از خاك هستى مى‏كند؟

كجاست آن عزت بخش ياران و خوار كننده دشمنان؟

كجاست آن كه همه را حول محور تقوى جمع مى‏كند؟

كجاست آن دروازه خداوندى كه ورود از آن ميسر مى‏شود؟

كجاست آن جمال وجه اللهى كه اولياء بدان روى مى‏كنند؟

كجاست آن راه ميان زمين و آسمان؟ آن پيوند ميان فرش و عرش؟

كجاست آن علمدار هدايت و صاحب لواى روز فتح؟

كجاست آن وحدت بخش مصلحتهاى پراكنده و رضايتهاى از هم گسيخته؟

كجاست آن منتقم ستمهاى بر پيامبران و پيامبرزادگان؟

كجاست آن خونخواه كشته كربلا؟

كجاست آن ياور پيروزمند محكومان و ستمديدگان و تكذيب شدگان؟

كجاست آن مضطرى كه هر گاه دست به دعا بردارد، ميوه اجابت مى‏چيند؟

كجاست آن صدر نشين كوى آفرينش؟ آن خوبى مجسّم؟ آن تقواى محض؟

كجاست فرزند پيامبر مصطفى؟ كجاست فرزند على مرتضى؟ كجاست فرزند خديجه غراء؟ كجاست فرزند فاطمه كبرى؟

پدر و مادرم به فدايت و جانم سپر بلايت!

اى فرزند سروران مقرّب!

اى فرزند كريمان مهذّب!

اى فرزند رهبران ره يافته!

اى فرزند برگزيدگان پيراسته!

اى فرزند رادمردان فتوّت پيشه!

اى فرزند پاك مردان آراسته!

اى فرزند اقيانوسهاى سرشار از جود و نجابت!

اى فرزند درياهاى بخشش و كرامت!

اى فرزند ماههاى روشن و تمام!

اى فرزند چراغهاى تابان!

اى فرزند شهابهاى درخشان!

اى فرزند ستارگان شكوفان!

اى فرزند راههاى آشكار و عيان!

اى فرزند آيه‏هاى روشن و روان!

اى فرزند دانشهاى كامل!

اى فرزند آيينهاى مشهور!

اى فرزند نشانه‏هاى بيّن!

اى فرزند معجزات موجود!

اى فرزند دلايل مشهود!

اى فرزند صراط مستقيم!

اى فرزند آن خبر خطير!

اى فرزند آن كه، به صراحت ام الكتاب، نزد خداوند علىّ حكيم است.

اى فرزند حجتهاى تام و تمام!

اى فرزند نعمتهاى كامل!

اى فرزند طه و محكمات!

اى فرزند «يس و الذاريات»!

اى فرزند «طور و والعاديات»!

اى فرزند آن كه در شب معراج به خداوند على اعلى نزديك شد و آن قدر تقرّب يافت كه فاصله‏اش با محبوب به قدر دو سوى يك كمان رسيد و نزديكتر.

كاش مى‏دانستم كه جاى تو كجاست؟

كاش مى‏دانستم كه كدامين زمين! كدامين خاك! جاى پاى توست.

                                                  ادامه...   برگرفته از ترجمه  دعای ندبه سایت امام زمان

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت 8:28  توسط صهبای صفا | 
    اگر بخواهیم کسب مهارتی کنیم و آموزشی ببینیم و یک مربی خوب سراغ داشته باشیم  می دونیم که هر چه بیشتر و بهتر گوش به تعالیم اون مربی بدهیم زودتر به موفقیت می رسیم

حالا یه توجهی به خودمون کنیم چند روزی تو این دنیا هستیم و می خواهیم یه زندگی خوب تو اینجا و تو سرای آخرت داشته باشیم  و رشد کنیم

می خواهیم خوب زندگی کنیم  و قبول کرده ایم که خدایی داریم که از هر رئوفی رئوفتر است ( اراف من کل رئوف )  و رب ماست 

           او     رب   ماست و پروردگار همه عالمیان

                          بیاییم این باور را در زندگی مان پیاده کنیم 

یه نگاه کنیم به آسمان بگیم خدایا تو چه فرمان می دهی ؟چه می پسندی ؟  چگونه می خواهی که عمل کنیم ؟ ...

یادمون باشه خدا به حال ما آگاه تر از خود ماست  و تعالیم دین که در قرآن در سخنان پیامبر و ائمه و در سیره اون بزرگواران آمده برای رشد ما است  و به سود ما .

                                                                      شکر خدا را  و درود بر نبی اکرم ص و خاندان پاکش 


يا عُدَّتى فى كُرْبَتى

اى ذخيره ام در گرفتاريم و اى يار همرهم درسختى و اى سرپرستم در نعمت

و اى منتهاى رغبت و شوقم تويى پوشاننده زشتيم و امنيت بخش هراسم و ناديده گير لغزشم پس بيامرز براى من خطايم را

 خدايا از تو خواهم فروتنى ايمان به تو را پيش از آنكه خوارى در دوزخ فروتنم گرداند اى يگانه اى يكتا اى بى نياز اى كه فرزند ندارد و فرزند كسى نيست و برايش همتايى نيست هيچكس

اى كه هركس از او درخواست كند از روى عطوفت و مهر به او مى دهد

و آغاز به نيكى كند از روى فضل و كرم نسبت به كسى كه از او درخواست نكرده

(خدايا) به حق كرم هميشگيت درود فرست بر محمد و آل محمد و ببخش به من رحمتى وسيع و جامع كه بوسيله آن به خير دنيا و آخرت نائل گردم

 خدايا من از تو آمرزش خواهم براى گناهانى كه پس از توبه كردن دوباره دست بدانها زده ام و از تو آمرزش خواهم براى هر كار خيرى كه در انجام آن ذات تو را قصد كردم ولى چيزهاى ديگرى هم در آن مخلوط گشت

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد


و بگذر از ظلم و جنايت من به بردبارى و بخشش خود اى بزرگوار اى كه نوميد نكند خواهنده اش را و تمام شدنى نيست عطايش اى كه والا است و چيزى فوق او نيست و نزديك آمد و چيزى از او نزديكتر نيست

درود فرست بر محمد و آل محمد

و به من رحم كن اى شكافنده دريا براى حضرت موسى ،

در همين امشب ، امشب ، امشب ، همين ساعت ، همين ساعت ، همين ساعت

خدايا پاك كن دلم را از نفاق و كارم را از رياء و زبانم را از دروغ و چشمم را از
 خيانت زيرا تويى كه خيانت هاى چشم ها و آنچه را سينه ها در خود پنهان كنند مى دانى

پروردگارا

اينجاست جايگاه پناه برنده به تو از آتش

اين است جايگاه پناه خواهنده تو از آتش

اين است جايگاه فريادخواه تو از آتش

اين است جايگاه گريزان بدرگاهت از آتش

 اين است جايگاه كسى كه بازگشته بسوى تو از خطاكاريش و معترف است به گناهش و بسوى پروردگارش توبه كند

اين است جايگاه مستمند بينوا

اين است جايگاه ترسان پناهنده

اين است جايگاه اندوهناك غمزده

اين است جايگاه دلگير افسرده

اين است جايگاه دور از وطن غرق شده

اين است جايگاه وحشت زده هراسان

اين است جايگاه كسى كه نيابد جز تو آمرزنده اى براى گناهش و نه توانا بخشى براى ناتوانيش جز تو و نه غمزدايى براى اندوهش جز تو

اى خدا اى كريم

 مسوزان رويم را به آتش پس از آنكه براى تو سجده كرده و بدون آنكه منتى بر تو داشته باشم آنرا به خاك ماليده ام بلكه براى تو است ستايش و منت گذارى و زياده بخشى بر من رحم كن

 اى پروردگارم ... رَبِّ اَىْ رَبِّ ...........

به ناتوانى و بيچارگى من و نازكى پوست بدنم و گسيختن بند بند اعضايم و فرو ريختن گوشت تنم و پيكرم و تنهائيم و وحشت قبرم و بى تابيم از بلاى كوچك از تو خواهم پروردگارا روشنى ديده و شادمانى در روز حسرت و پشيمانى ، سفيد گردان رويم را

پروردگارا در روزى كه روها سياه گردند امانم بخش از هراس بزرگ از تو خواهم مژده در روزى كه دلها و ديده ها زير و رو گردند و مژده در وقت جدايى از اين دنيا

ستايش خاص خدايى است كه اميد كمك او را در دوران زندگى دارم و براى روز بينوائيم او را ذخيره كرده ام

ستايش خدايى را است كه او را بخوانم و جز او كسى را نخوانم و اگر هم غير او را بخوانم دعايم به اجابت نرسد

ستايش از آن خدايى است كه اميدم به او است و جز او به كسى اميد ندارم و اگر به ديگرى اميد داشته باشم نااميد گردم

ستايش خاص خداى نعمت بخش نيكوده زيبا كردار زياده بخش است كه صاحب جلال و بزرگوارى است و سرپرست هر نعمت و صاحب هر خوبى و سرحد نهايى هر شوق و رغبت و برآرنده هر حاجتى است

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

و روزيم كن يقين و خوش گمانى به خودت
و محكم كن اميدت را در دلم و قطع كن اميدم را از غير خود تا اينكه جز تو به كسى اميد نداشته و بجز تو به كسى اعتماد نكنم اى لطف كننده به هر چه خواهى به من لطف فرما در تمام حالاتم بدانچه دوست دارى و خوشنود شوى

پروردگارا من بر تحمل آتش ناتوانم پس به آتش عذابم مكن

پروردگارا به دعا و تضرع و ترس و خوارى و بيچارگى و پناهندگى و پناه خواهيم رحم كن ،

پروردگارا من از طلب دنيا ناتوانم و تو گشايش ده بزرگوارى از تو خواهم

پروردگارا به نيرويت بر اين كار و قدرتى كه بر آن دارى و بى نيازيت از آن و نياز من بدان كه روزيم كن در اين سال و در اين ماه و در همين امروز و همين ساعت يك چنان روزيى كه بوسيله آن مرا از به زحمت درآوردن آنچه در دست مردم است بى نياز كنى از آن روزى حلال و پاكيزه ات ،

پروردگارا از تو مى جويم و به درگاه تو رغبت كنم و از تو اميدوارم و تو شايسته آنى به جز تو به كسى اميد ندارم و بجز تو به كسى اعتماد ندارم

اى مهربانترين مهربانان

پروردگارا من به خويشتن ستم كرده پس مرا بيامرز و به من رحم كن

و عافيتم ده اى شنواى هر صدا و اى گردآرنده هر چه از دست رفته و اى آفريننده جانها پس از مرگ اى كه نپوشانندش تاريكيها و مشتبه نشود بر او صداها و سرگرمش نكند چيزى از چيز ديگر عطا كن بر محمد صلى الله عليه و آله بهترين چيزى را كه او از تو خواسته و بهتر چيزى كه براى او از تو درخواست شده و بهتر چيزى كه از تو تا روز قيامت براى او درخواست كنند و تندرستى به من عنايت كن تا اينكه زندگى بر من گوارا شود و كارم را ختم بخير فرما تا گناهان زيانم نرساند خدايا خوشنودم گردان بدانچه روزيم كرده اى كه ديگر از هيچكس چيزى نخواهم

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و خزينه هاى رحمتت را بر من بگشا و رحمتى به من بده كه پس از آن هرگز در دنيا و آخرت مرا عذاب نفرمائى و روزيم ده از فضل وسيع خود روزى حلال پاكيزه اى كه مرا جز بدرگاهت فقير و نيازمند درگاه ديگرى نكنى و سپاسگزارى مرا در برابرش افزون و نياز و احتياجم را به درگاه خود زياده گردانى و بوسيله خود مرا از ديگران بى نياز و خويشتن دار گردانى اى نيكوكار و اى زيباكردار اى نعمت بخش اى زياده بخش اى پادشاه اى نيرومند

درود فرست بر محمد و آل محمد و مهمات كارم را كفايت فرما و بخوبى حاجت روايم كن و در تمام كارهايم بركت ده و همه حاجاتم را برآور

خدايا آسان گردان برايم آنچه را از دشواريش مى ترسم زيرا آسان كردن آنچه من از دشواريش مى ترسم بر تو آسان و كوچك است و هموار ساز برايم آنچه را از ناهمواريش مى ترسم و برطرف كن از من آنچه را از فشار و تنگيش ترسم و باز دار از من آنچه را از اندوهش ترسم و دور ساز از من آنچه را ترس گرفتاريش را دارم اى مهربانترين مهربانان

خدايا دلم را پركن از دوستى و ترس خود و تصديق كردنت و ايمان به تو و هراس و شوق به سويت اى صاحب جلال و بزرگوارى

خدايا براستى براى تو به گردن من حقوقى است پس آنها را بر من ببخش و براى مردم نيز به عهده من حقوقى است كه تو آنها را ادا فرما و تو براى هر ميهمانى پذيرايى مقرر فرمودى و من نيز ميهمان توام و پذيرائيم را در اين شب بهشت قرار ده اى بخشاينده بهشت اى بخشاينده آمرزش جنبش و نيرويى نيست جز بتو

                                                                          دعای یا عدتی وارده در اعمال  سحرهای ماه مبارک رمضان 

                                                                                                               برگرفته از ترجمه مفاتیح الجنان سایت شهید آوینی

                                                                                                                    برای  دعای یا عدتی به عربی اینجا مراجعه کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت 4:13  توسط صهبای صفا | 
                     شهادت مولا علی ع بر آقایمان ولی عصر و شیعیانشان تسلیت باد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از دست دادن شب قدر قابل جبران نیست 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 13:24  توسط صهبای صفا | 
علی جان خواستم به تو بنویسم
مولا ضربت خوردنت را بهانه ای کرده ایم تا یادت را در دلهامان زنده کنیم یاد تو که می آید غم می رود و ما ارایت الا الجمیل تجلی می کند
مولا بهانه های آشتی مان را بپذیر
تو خود می دانی چقدر محتاجیم    تو می دانی در دل چه نهفته داریم
علی جان شب قدر با یاد تو در آمیخته
شب قدر
اقتربت الساعه
خدایا  و ما در بیهوشی و غفلتیم
ما را قبل از آنکه بمیریم بمیران
علی جان شفاعت ما را به درگاه کریمش بر
تو را به حق آنان که روی قسم دادنت به آن نامها را نداریم
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 18:39  توسط صهبای صفا | 

يا شايد ....

پس اگر از من بگذرى پروردگارا بجاست چون بسيار اتفاق افتاده كه از گنهكاران پيش از من گذشته اى زيرا كرم تو پروردگارا برتر از كيفر كردن تقصيركاران است

                    و من پناهنده به فضل توام

                                      و از ترس تو بسوى خودت گريخته ام

و درخواست انجام وعده ات را در چشم پوشى از كسى كه خوش گمان به تو است دارم

خدايا تو فضلت و سيعتر و بردباريت بزرگتر از آنست كه مرا به كردارم بسنجى يا اينكه مرا به خطايم بلغزانى و چه هستم من

اى آقاى من و چه ارزشى دارم ؟  مرا به فضل خويش ببخش

اى آقاى من و بر من با عفو خود نيكى كن و با پرده پوشيت بپوشانم و درگذر از سرزنش كردنم به بزرگوارى ذاتت

آقاى من

من همان بنده خردسالى هستم كه پروريدى و

همان نادانى هستم كه دانايش كردى و

همان گمراهى هستم كه راهنماييش كردى و

همان پستى هستم كه بلندش كردى و

همان ترسانى هستم كه امانش دادى و

گرسنه اى هستم كه سيرش كردى و

تشنه اى هستم كه سيرابش كردى و

برهنه اى هستم كه پوشانديش و

ندارى هستم كه دارايش كردى و

ناتوانى هستم كه نيرومندش كردى و

خوارى هستم كه عزيزش كردى و

دردمندى هستم كه درمانش كردى و

خواهنده اى هستم كه عطايش كردى و

گنهكارى هستم كه گناهانش را پوشاندى و

خطاكارى هستم كه از او گذشتى و 

اندكى هستم كه بسيارش كردى و

خوارشمرده اى هستم كه ياريش كردى و

آواره اى هستم كه جا و ماءوايش دادى

منم پروردگارا آن كسى كه در خلوت از تو شرم نكردم و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم

منم صاحب مصيبتها و ماجراهاى بزرگ

منم كسى كه بر آقاى خود دليرى كرده

منم كسى كه نافرمانى برپادارنده آسمانها را كرده ام

منم كسى كه براى نافرمانيهاى بزرگى كه كرده ام رشوه داده ام

منم آن كسى كه هرگاه نويد گناهى رابه من مى دادند بسويش شتابان مى رفتم

منم كه مهلتم دادى ولى من به خود نيامدم و بر من پوشاندى ولى من شرم نكردم و نافرمانيها كردم و از حدّ گذراندم و

از چشم خود مرا انداختى و من اعتنا نكردم

پس باز هم به بردباريت مهلتم دادى و به پرده پوشيت مرا پوشاندى تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتى و از كيفرهاى گناهان مرا دور داشتى تا به حدى كه گويا از من شرم كردى

خدايا در هنگام گناه كه من نافرمانيت كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريت را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاى تو را بى ارزش فرض كردم بلكه گناهى بود كه پيش آمد و نفس سركش نيز آنرا آراست و هواى نفس نيز چيره شد و بدبختى هم كمك كرد و پرده آويخته(پرده پوشى تو) هم مرا مغرور كرد

                و در نتيجه تا آنجا كه مى توانستم در نافرمانى و مخالفت تو كوشيدم

     ولى

              اكنون

كيست كه از عذاب تو مرا نجات دهد  و از دست دشمنان در فرداى قيامت چه كسى خلاصم كند     و به ريسمان چه كسى چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كنى

پس چه رسوايى است براى من بر آنچه نامه تو از عمل من شماره و احصاء كرده كه اگر اميد من به كرمت و وسعت رحمتت نبود و از نااميد شدن بازم نمى داشتى به محض آنكه به ياد آنها مى افتادم يكسره نااميد مى شدم

اى بهترين كسى كه خواندش خواننده اى و برترين كسى كه اميدش دارد اميدوارى

خدايا به پيمان اسلام به درگاهت توسل جويم
و به حرمت قرآن بر تو اعتماد كنم و به دوستى و محبتى كه به پيامبر امّى قرشى هاشمى عربى تهامى مكى مدنى دارم اميد تقرب به تو را دارم

       پس

تو انس ايمانى مرا مبدّل به وحشت مكن و پاداشم را پاداش آن كس كه جز تو را پرستيده قرار مده زيرا مردمى بودند كه به زبان ايمان آوردند تا بدان وسيله خون خود را حفظ كنند و بدين مقصود هم رسيدند ولى ما به دل و زبان به تو ايمان آورديم تا از ما بگذرى پس ما را هم به مقصودمان برسان و اميدت را در دلهاى ما ثابت و محكم فرما و منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش بما از نزد خود رحمتى كه براستى تويى بسيار بخشنده

به عزتت سوگند اگر برانيم من هرگز از در خانه ات برنخيزم
و دست از تملق و چاپلوسيت برندارم چون شناسايى كرمت و رحمت وسيعت به دلم الهام شده ،


بنده به نزد چه كسى رود جز به درگاه مولايش ....

                                                                                         بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 10:38  توسط صهبای صفا | 

خدايا توبه ام ده تا

                     نافرمانيت نكنم

و به دلم انداز

          كار نيك را و عمل بدان و ترست را در شب و روز تا هنگامى كه در اين دنيا زنده ام دارى

اى پروردگار جهانيان

 خدايا من هر زمان پيش خود گفتم كه ديگر مهيا و مجهز شده ام و برخاستم براى خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم تو بر من خواب آلودگی را مسلط كردى در آن هنگامى كه داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتى در آن وقتى كه به راز و نياز پرداختم ،

مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم باطن و درونم نيكو شده و نزديك شده از مجالس توبه كنندگان مجلس من ، گرفتارى و پيش آمدى برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگذاريت حائل گشته

اى آقاى من شايد مرا از دَرِ خانه ات رانده اى و از خدمتت دورم كرده اى

يا شايد ديده اى سبك شمارم حقّت را پس دورم كرده اى

يا شايد ديده اى از تو رو گردانده ام پس خشمم كرده اى

يا شايد مرادر جايگاه دروغگويانم ديده اى پس رهايم كرده اى

يا شايد ديده اى سپاسگزار نعمتهايت نيستم پس محرومم ساخته اى

يا شايد مرا در مجلس علماء نيافته اى پس خوارم كرده اى

يا شايد مرا در زمره غافلانم ديده اى پس از رحمت خويش بى بهره ام كرده اى

يا شايد مرا ماءنوس با مجالس بيهوده گذرانم ديده اى پس مرا به آنها واگذاشته اى

يا شايد دوست نداشتى دعايم را بشنوى پس از درگاهت دورم كرده اى

يا شايد به جرم و گناهم كيفرم داده اى

يا شايد به بى شرميم مجازاتم كرده اى

                                                                                                بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 10:10  توسط صهبای صفا | 

بنده به نزد چه كسى رود جز به درگاه مولايش

و مخلوق به كه پناهنده شود جز به خالقش

خدايا اگر مرا به زنجير و بند گرفتارم كنى و بازدارى از من عطايت را در ميان انظار مردم و رسواييهايم را به چشم بندگانت آرى و دستور بردنم را بسوى دوزخ صادر كنى و ميان من و نيكان حائل گردى من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و

آرزومنديم را از عفو تو بازنگردانم و بيرون نرود محبتت از دلم و من

نعمتهايى كه در دنيا به من دادى و پرده پوشيهايت را فراموش نمى كنم اى آقاى من محبت دنيا را از دلم بيرون كن و جمع كن ميان من و ميان (پيامبرت حضرت ) مصطفى و آلش برگزيدگان خلقت و خاتم پيمبران محمد صلى الله عليه و آله و مرا به درجه توبه و بازگشت بسويت برسان و

ياريم ده به گريه كردن بر خويشتن

زيرا كه من عمرم را به امروز و فردا كردن و آرزوها گذراندم و درآمده ام در جايگاه نااميدان از خير خودم پس كيست كه بدحال تر از من باشد اگر من بر اين حال بسوى قبرم منتقل گردم زيرا كه آماده اش نكرده ام براى خوابيدنم
و فرش نكرده ام آنرا به عمل صالح براى آرميدنم و

چرا گريه نكنم در صورتى كه نمى دانم به چه سرنوشتى دچار گردم من نفس خود را چنان بينم كه با من نيرنگ زند و روزگارم را كه مرا بفريبد
در حالى كه مرگ بالهاى خود را بر سرم گسترده پس چرا گريه نكنم ؟

 گريه  كنم براى جان دادنم

گريه كنم براى تاريكى قبرم

 گريه كنم براى تنگى لحدم

گريه كنم براى سؤ ال نكير و منكر از من

گريه كنم براى بيرون آمدنم از قبر برهنه و خوار كه بار سنگينم را به پشتم بار كرده يكبار از طرف راستم بنگرم و بار ديگر از طرف چپ و هريك از خلايق را در كارى غير از كار خود ببينم براى هر يك از آنها در آن روز كارى است كه به خود مشغولش دارد چهره هايى در آن روز گشاده و خندان و شادمانند و چهره هايى در آن روز غبارآلود است و سياهى و خوارى آنها رافراگرفته

اى آقاى من بر تو است تكيه و اعتماد و اميد و توكلم

و به رحمت تو آويخته ام ، به رحمت خود رسانى هركه را خواهى و به كرامتت راهنمايى كنى
هر كه را دوست دارى

پس ستايش تو را است بر اينكه دلم را از آلودگى شرك پاك كردى

و براى تو است ستايش براى باز كردنت زبانم را، آيا به اين زبان كُندم

سپاس تو را گويم يا
با نهايت كوششم در كردارم تو را خوشنود سازم ؟ و چه ارزشى دارد زبانم پروردگارا در برابر

سپاس تو و چه ارزشى دارد كردارم در كنار نعمتهايت و احسانى كه به من كردى

خدايا براستى بخشش تو آرزويم را گسترانيد و شكر تو كردارم را پذيرفت آقاى من اشتياق من بسوى تو است و هراسم از تو است و آرزو و اميدم بسوى تو است و آرزويم مرا بسوى تو كشانده و همتم

اى خداى يگانه من بدرگاه تو نشيمن كرده و در آنچه پيش تو است (جامه ) شوقم (دامن ) گسترده و اميد خالص و ترسم تنها از تو است و به تو محبتم انس گرفته و دست به جانب تو انداخته ام و به ريسمان اطاعت تو بند كردم ترسم را

اى مولاى من به ياد تو دلم زنده است و به راز و نياز تو سوزش ترسم را تسكين بخشم پس اى مولاى من و اى آرزويم و اى آخرين سرحد خواسته ام ميان من و گناهم را كه مانع از ملازمت اطاعت تو است جدايى بينداز و اين خواهشى كه من از تو مى كنم به خاطر همان اميد ديرينه ايست كه به تو دارم و براى آن طمع بزرگى است كه درباره ات دارم كه تو راءفت و مهربانى را براى بندگانت بر خود فرض كرده اى پس امر و فرمان از آن تو است يگانه اى كه شريك ندارى و خلائق همگى جيره خوار تو و در قبضه اقتدار تو و خاضع درگاه تواءند برترى اى پروردگار جهانيان

خدايا
به من رحم كن در آن هنگامى كه حجت و دليلم قطع شود و زبانم از پاسخ تو لال گردد و هوش در هنگام
بازپرسيت از سرم بپرد پس اى بزرگ اميدم مرا نوميد مكن در آن هنگام كه سخت نيازمندم و به خاطر نادانيم مرا از درگاهت مران و براى كم طاقتيم مهرت را از من بازمدار به خاطر نيازى كه دارم به من بده و براى ناتوانيم
به من رحم كن

اى آقاى من بر تو است اعتماد و تكيه و اميد
و توكل من و مهر تو است دستاويزم و به آستان تو بار (حاجت ) اندازم و به جود تو خواهشم را
جويم و به كرم تو اى پروردگار من دعايم را آغاز كنم و از پيش تو اميد رفع نياز و احتياج خود رادارم به توانگرى تو جبران نداريم كنم و زير سايه عفو تو بپا ايستم و به جود و كرم تو ديده بگشايم و به نيكى تو چشم دوزم پس مرا به آتش مسوزان با اينكه مركز آرزوى منى و در دوزخم سكونت مده كه تو نور چشم منى

اى آقاى من
گمان مرا به احسان و نيكيت دروغ و بى اصل مكن زيرا تو مورد اطمينان محكم منى و از پاداش نيكيت محرومم مساز كه تو به ندارى من آشنايى

خدايا اگر مرگم نزديك شده ولى كردارم مرا به تو نزديك نكرده من اعتراف به گناهم را وسيله عذر خويش به درگاهت قرار دهم

خدايا اگر درگذرى كيست كه سزاوارتر از تو به گذشت باشد و اگر عذاب كنى پس كيست كه در حكم عادل تر از تو باشد

رحم كن

 در اين دنيا به غربتم و هنگام مرگ به غمزدگيم و در قبر به
تنهاييم و در لحد به وحشت و بى كسيم و هنگامى كه در برابرت به پاى حسابم آورند به خوارى جايگاهم رحم كن و بيامرز براى من آنچه از كردارم كه بر مردم پوشيده مانده و ادامه بده برايم آنچه را كه بدان مرا
پوشاندى و در آن حال كه در بستر مرگ افتاده و دستهاى ياران مرا به اين سو و آن سو كنند
بر من رحم كن و در آن حال كه روى سنگ غسالخانه دراز كشيده ام و همسايگان شايسته ام به اينطرف و آنطرف مى گردانند
بر من تفضل كن و هنگامى كه خويشان اطراف جنازه ام را بر دوش گرفته اند با من مهربانى فرما وهنگامى كه تك و تنها در ميان گودال قبر بر تو وارد شوم بر من بخشش كن و به غربت من در آن خانه تازه و نو رحم كن بطورى كه بجز تو انس نگيرم

 

اى آقاى من اگر مرا به خودم واگذارى
هلاك گردم آقاى من پس به كه استغاثه كنم اگر تو لغزشم را ناديده نگيرى و به كه پناه برم
اگر عنايت تو را در آرامگاهم از دست بدهم و به كه ملتجى گردم اگر تو غمم را برطرف نكنى ،
آقاى من كه را دارم و كه بر من رحم كند اگر تو بر من رحم نكنى و فضل كه را آرزو كنم
در روز نيازمنديم اگر فضل تو را گم كنم و بسوى چه كسى از گناهانم بگريزم در آن هنگام كه عمرم بسر رسد

اى آقاى من مرا با اينكه به تو اميدوارم معذب مفرما

خدايا اميد مرا تحقق بخش و ترسم را امان بخش زيرا در اين گناهان بسيار اميدى جز به عفو تو ندارم

اى آقاى من از تو خواهم چيزى را
كه شايسته آن نيستم و تو شايسته پرهيزكارى هستى و اهل آمرزشى پس بيامرز مرا و از نظر مرحمت خود جامه اى بر من بپوشان كه گناهانم را بپوشاند و آنها را برايم بيامرز و مورد مؤ اخذه قرارم مده كه تو داراى منتى ديرينه و چشم پوشى بزرگ و گذشت بزرگوارى هستى

خدايا تويى كه فيض خود را
حتى بر آنكه درخواست نكند و بر منكران پروردگاريت فروريزى پس چگونه نسبت به كسى كه
از تو درخواست كند و يقين داند كه جهان خلقت از تو و كار بدست تو است ؟

برترى و والايى اى پروردگار جهانيان ، اى آقاى من بنده ات به درگاهت آمده و تنگدستى او را پيش رویت واداشته و به وسيله دعاى خود در خانه احسان تو را مى كوبد پس آن روى بزرگوارت را از من بر مگردان و آنچه گويم از من بپذير زيرا من به اين دعا تو را خواندم و اميدوارم كه بازم مگردانى چون آشنايى كاملى به مهر و راءفت تو دارم

....

                                                                                          بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 8:7  توسط صهبای صفا | 

خدايا توبه ام ده تا

                     نافرمانيت نكنم

و به دلم انداز

          كار نيك را و عمل بدان و ترست را در شب و روز تا هنگامى كه در اين دنيا زنده ام دارى

اى پروردگار جهانيان خدايا من هر زمان پيش خود گفتم كه ديگر مهيا و مجهز شده ام و برخاستم براى خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم تو بر من چُرت و پينكى را مسلط كردى در آن هنگامى كه داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتى در آن وقتى كه به راز و نياز پرداختم ،

مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم باطن و درونم نيكو شده و نزديك شده از مجالس توبه كنندگان مجلس من ، گرفتارى و پيش آمدى برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگذاريت حائل گشته

اى آقاى من شايد مرا از دَرِ خانه ات رانده اى و از خدمتت دورم كرده اى

يا شايد ديده اى سبك شمارم حقّت را پس دورم كرده اى

يا شايد ديده اى از تو رو گردانده ام پس خشمم كرده اى

يا شايد مرادر جايگاه دروغگويانم ديده اى پس رهايم كرده اى

يا شايد ديده اى سپاسگزار نعمتهايت نيستم پس محرومم ساخته اى

يا شايد مرا در مجلس علماء نيافته اى پس خوارم كرده اى

يا شايد مرا در زمره غافلانم ديده اى پس از رحمت خويش بى بهره ام كرده اى

يا شايد مرا ماءنوس با مجالس بيهوده گذرانم ديده اى پس مرا به آنها واگذاشته اى

يا شايد دوست نداشتى دعايم را بشنوى پس از درگاهت دورم كرده اى

يا شايد به جرم و گناهم كيفرم داده اى

يا شايد به بى شرميم مجازاتم كرده اى

پس اگر از من بگذرى پروردگارا بجاست چون بسيار اتفاق افتاده كه از گنهكاران پيش از من گذشته اى زيرا كرم تو پروردگارا برتر از كيفر كردن تقصيركاران است

                    و من پناهنده به فضل توام

                                      و از ترس تو بسوى خودت گريخته ام

و درخواست انجام وعده ات را در چشم پوشى از كسى كه خوش گمان به تو است دارم

خدايا تو فضلت و سيعتر و بردباريت بزرگتر از آنست كه مرا به كردارم بسنجى يا اينكه مرا به خطايم بلغزانى و چه هستم من

اى آقاى من و چه ارزشى دارم ؟ مرا به فضل خويش ببخش

اى آقاى من و بر من با عفو خود نيكى كن و با پرده پوشيت بپوشانم و درگذر از سرزنش كردنم به بزرگوارى ذاتت

آقاى من

من همان بنده خردسالى هستم كه پروريدى و

همان نادانى هستم كه دانايش كردى و

همان گمراهى هستم كه راهنماييش كردى و

همان پستى هستم كه بلندش كردى و

همان ترسانى هستم كه امانش دادى و

گرسنه اى هستم كه سيرش كردى و

تشنه اى هستم كه سيرابش كردى و

برهنه اى هستم كه پوشانديش و

ندارى هستم كه دارايش كردى و

ناتوانى هستم كه نيرومندش كردى و

خوارى هستم كه عزيزش كردى و

دردمندى هستم كه درمانش كردى و

خواهنده اى هستم كه عطايش كردى و

گنهكارى هستم كه گناهانش را پوشاندى و

خطاكارى هستم كه از او گذشتى و 

اندكى هستم كه بسيارش كردى و

خوارشمرده اى هستم كه ياريش كردى و

آواره اى هستم كه جا و ماءوايش دادى

منم پروردگارا آن كسى كه در خلوت از تو شرم نكردم و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم

منم صاحب مصيبتها و ماجراهاى بزرگ

منم كسى كه بر آقاى خود دليرى كرده

منم كسى كه نافرمانى برپادارنده آسمانها را كرده ام

منم كسى كه براى نافرمانيهاى بزرگى كه كرده ام رشوه داده ام

منم آن كسى كه هرگاه نويد گناهى رابه من مى دادند بسويش شتابان مى رفتم

منم كه مهلتم دادى ولى من به خود نيامدم و بر من پوشاندى ولى من شرم نكردم و نافرمانيها كردم و از حدّ گذراندم و

از چشم خود مرا انداختى و من اعتنا نكردم

پس باز هم به بردباريت مهلتم دادى و به پرده پوشيت مرا پوشاندى تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتى و از كيفرهاى گناهان مرا دور داشتى تا به حدى كه گويا از من شرم كردى

خدايا در هنگام گناه كه من نافرمانيت كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريت را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاى تو را بى ارزش فرض كردم بلكه گناهى بود كه پيش آمد و نفس سركش نيز آنرا آراست و هواى نفس نيز چيره شد و بدبختى هم كمك كرد و پرده آويخته(پرده پوشى تو) هم مرا مغرور كرد

                و در نتيجه تا آنجا كه مى توانستم در نافرمانى و مخالفت تو كوشيدم

     ولى

              اكنون

كيست كه از عذاب تو مرا نجات دهد  و از دست دشمنان در فرداى قيامت چه كسى خلاصم كند     و به ريسمان چه كسى چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كنى

پس چه رسوايى است براى من بر آنچه نامه تو از عمل من شماره و احصاء كرده كه اگر اميد من به كرمت و وسعت رحمتت نبود و از نااميد شدن بازم نمى داشتى به محض آنكه به ياد آنها مى افتادم يكسره نااميد مى شدم

اى بهترين كسى كه خواندش خواننده اى و برترين كسى كه اميدش دارد اميدوارى

خدايا به پيمان اسلام به درگاهت توسل جويم
و به حرمت قرآن بر تو اعتماد كنم و به دوستى و محبتى كه به پيامبر امّى قرشى هاشمى عربى تهامى مكى مدنى دارم اميد تقرب به تو را دارم

       پس

تو انس ايمانى مرا مبدّل به وحشت مكن و پاداشم را پاداش آن كس كه جز تو را پرستيده قرار مده زيرا مردمى بودند كه به زبان ايمان آوردند تا بدان وسيله خون خود را حفظ كنند و بدين مقصود هم رسيدند ولى ما به دل و زبان به تو ايمان آورديم تا از ما بگذرى پس ما را هم به مقصودمان برسان و اميدت را در دلهاى ما ثابت و محكم فرما و منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش بما از نزد خود رحمتى كه براستى تويى بسيار بخشنده

به عزتت سوگند اگر برانيم من هرگز از در خانه ات برنخيزم
و دست از تملق و چاپلوسيت برندارم چون شناسايى كرمت و رحمت وسيعت به دلم الهام شده ،
بنده به نزد چه كسى رود جز به درگاه مولايش ....

                                                                                         بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 0:30  توسط صهبای صفا | 
 

                                 هفته دفاع مقدس گرامی باد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 2:59  توسط صهبای صفا | 
 
صفحه نخست
آرشیو
درباره وبلاگ
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود

گشتند به گرد یار پروانه وشان
یعنی که حسین شمع دلداران بود



در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است.
اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده.
آنرا در بخش دفتر می آورم.




الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان



پیوند با دوستان
منِ او
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی
هفت پیکر
پروانه مهاجر
روزهای عاشقی
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
خزائن رحمت پروردگار
پاسخ گویی به سوالات و شبهات دینی
ضریح پنهان
پاسخ به پرسش ها و شبهات اعتقادي
بغض گرفته
نخل میثم
غروب شلمچه
دریچه ای به سوی ملکوت
چفیه
شلمچه
ghobar-e-haram
××در محفل قرآن××
آرشیو پیوندها
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آرشیو موضوعی
کرامت
زهد
ورع
توبه
شیطان
امام حسین ع
سخنان امیر بیان
امام زمان عج
اخلاق
دعا
دفتر
جهاد با نفس
صحیفه سجادیه
معاد و بازگشت
پیوندها
آیت الله جوادی آملی
سايت طهور
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
مراحل اخلاق در قران کریم-آية الله جوادی آملی
علوم و معارف اسلام
رساله لُبّ‌اللُباب در سير و سلوك
رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم
صالحين شيعه
نشریه فرهنگی اجتماعی پرتوی سخن
کتب استاد شهید مطهری
نهج البلاغه
خطابه غدير ...
اخلاق در قران کریم-مكارم شيرازي
چند سخنرانی
مناجات خمسین عشر
دعای ندبه و دعاى عهد
سخنرانی و مناجات
جستجوگر پایگاههای شیعه
سایت غدیر
شرح چهل حدیث از امام خمینی
شرح حدیث جنود عقل و جهل
جهاد با نفس
سايت طهور
شاعران کهن
منهاج
یاسین مدیا
ترجمه صوتی قران
زيارت جامعه كبيره
ادب فناى مقربان (شرح زيارت جامعه كبيره)
تفسير ترتيبى تسنيم آیت الله جوادی آملی
مصباح الشريعه
زیارت ناحیه مقدسه
آموزش تصويري رساله توضيح المسائل
تفسير قرآن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 

Example


onUnload="