![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
صلوات هر روز شعبان مَرْويّه ازحضرت امام زين العابدين عليه السلام :
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد درخت نبوت و جايگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و معدن دانش و خاندان وحى خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد كشتى جارى در اقيانوسهاى بيكران ايمن شود هر كه سوار آن كشى گردد و غرق شود خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پناه گاه محكم و فريادرس بيچاره درمانده و پناه گريختگان و دستاويز محكم براى وسيله جويان خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد درود بسيارى كه موجب خوشنودى ايشان گردد و حق محمد و آل محمد اداء گشته و انجام وظيفه ما شده باشد به جنبش و نيروى تو اى پروردگار جهانيان
آن پاكان نيكوكار برگزيده آن كسانى كه حقوقشان را واجب كردى و اطاعت و دوستيشان را فرض نمودى خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و آباد كن دل مرا به اطاعت خود و به وسيله نافرمانيت رسوايم مكن و روزى من گردان كه كمك مالى دهم بر كسى كه روزيت را بر او تنگ كردى بوسيله آنچه بر من فراخ گرداندى ازفضل خويش و گستردى بر من از عدل خويش و مرا در زير سايه ات زنده داشتى و اين ماه بيمبرت و آقاى رسولانت ماه شعبان است كه اطراف آن را به رحمت و خوشنودى خود پوشاندى آن ماهى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم كوشش بسيار داشت در روزه و شب زنده داريش هم در شبها و هم در روزهايش بخاطر فروتنى در برابر تو در مورد گرامى داشتن و بزرگداشتنش هم چنان تا هنگام مرگش خدايا پس ما را كمك ده تا روش او را در اين ماه پيروى كنيم و به شفاعتى كه نزد او است برسيم
قرار ده او را براى من شفيعى پذيرفته و راهى بسويت كه همواره باشد و مرا پيرو او گردان برگرفته از سایت شهید آوینی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 مرداد1386ساعت 0:42 توسط صهبای صفا |
|
|
بيداد رفت لالهي بر باد رفته را يا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لالهاي که از دل اين خاکدان دميد نو کرد داغ ماتم ياران رفته را جز در صفاي اشک دلم وا نميشود باران به دامن است هواي گرفته را واي اي مه دو هفته چه جاي محاق بود آخر محاق نيست که ماه دو هفته را برخيز لاله بند گلوبند خود بتاب آوردهام به ديده گهرهاي سفته را اي کاش نالههاي چو من بلبلي حزين بيدار کردي آن گل در خاک خفته را گر سوزد استخوان جوانان شگفت نيست تب موم سازد آهن و پولاد تفته را يارب چها به سينهي اين خاکدان در است کس نيست واقف اينهمه راز نهفته را راه عدم نرفت کس از رهروان خاک چون رفت خواهي اينهمه راه نرفته را لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر تا باز نشنود ز کس اين راز گفته را لعلي نسفت کلک در افشان شهريار در رشته چون کشم در و لعل نسفته را شهريار |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 13:26 توسط صهبای صفا |
|
مهدی جانای دو سه تا کوچه ز ما دورتر ...کاش که این فاصله را کم کنی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 مرداد1386ساعت 10:39 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|