تبليغاتX
صهبای صفا
صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا
 

گفته اند شب آرزوهاست امشب ،منهم آرزو میکنم***

آرزو می کنم که در دل هامان آرزوهای ناب و پاک و کبریایی باشد

آرزو میکنم که آرزو نکنیم آنچه را که دست نیافتنی و فانی و پست و مضر دل هاست 

که آرزوهامان همان باشد که او می پسندد

که آرزو کنیم برای او باشیم و لاغیر

او را طلب کنیم از خود او 

 که هر که اورا طلب کرد  او را یافت و هر که اورا یافت...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 18:45  توسط صهبای صفا | 
 

آدمى به واسطه‏ى شرافت و گوهر فطرت و خاتمه در تعداد به حسب جسم،

         امانت عشق را قابل آمد و جمال كبريايى را آيينه‏ى مقابل:

 


            باز ساقى بركشيد از دل خروش‏           گفت اى صافى دلان درد نوش‏


            مرد خواهم همتى عالى كند             ساغر ما را ز مى‏خالى كند


            انبيا و اوليا را با نياز               شد به ساغر گردن خواهش دراز


   جمله را دل در طلب چون خم به جوش‏         ليك آن سر خيل مخموران‏ خموش‏ 

          سر به بالا يكسر از برنا و پير                   ليك آن منظور ساقى سر به زير     

          هر يك از جان همتى بگماشتند                     جرعه‏يى از آن قدح برداشتند   

          باز بود آن جام عشق ذوالجلال‏              همچنان در دست ساقى مال مال‏   

          جام بر كف: منتظر ساقى هنوز                     اللّه اللّه غيرت آمد غير سوز

    خواجه حافظ قدّس سرّه مى‏فرمايد:
سايه‏ى معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟       ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود


  
         باز ساقى گفت تا چند انتظار؟                   اى حريف لا ابالى‏ سر برآر


                اى قدح پيما در آهويى بزن           گوى چوگانت سرم، گويى بزن‏


        چون به موقع ساقيش درخواست كرد         پير ميخواران‏ زجا، قد راست كرد

          زينت افزاى بساط نشأتين‏           سرور و سرخيل مخموران حسين‏


        گفت آنكس را كه مى‏جويى، منم‏           باده خوارى را كه مى‏گويى، منم‏


        شرطهايش را يكايك گوش كرد            ساغر مى‏را تمامى نوش كرد

  
        باز گفت از اين شراب خوشگوار            ديگرت گر هست، يك ساغر بيار

       ديگر از ساقى نشان باقى نبود           زآنكه آن ميخواره جز ساقى نبود


       خود به معنى باده بود و جام بود        گر به صورت رند درد آشام بود


       شد تهى بزم از منى و از تويى‏    اتحاد آمد، به يكسو شد دويى‏

                                                                       از اشعار  عمان سامانی  برگرفته از سایت ساقی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 15:20  توسط صهبای صفا | 
بسم الله النور

 

روی چمن

چمنهای سبز

زیر آسمان

آسمان آبی

رو به سمت خانه دوست 

قطعه پارچه ای می اندازم و روی آن مینشینم  به سمت خانه دوست

قطعه ای که  حریمم باشد

حریمی از پاکی

همان حصن  قلعه ای که هیچ غیری را مجال و محل  ورود نباشد

سرزمینی که شایسته پاکی است و فقط متعلق به دوست .

خدايا، براى غیر خود در دلهاى ما مدخلى قرار مده و در محيط زندگى ما منزلى فراهم مساز

برو زیر کسا  کسایی که پنج پاک آنجا رفتند

رایحه ای می آید   سلام ریحانه!

اذن ورود بگیر ...

 

صفحات تاریخ را ورق میزنم  ای زن  ای مرد چه بر سرت آوردند؟!

که و چه روح لطیف و پاکت  را نشانه گرفت و قصد آن کرد؟!

ای زن می خواستم خطاب به تو بگویم  از بی مروتی روزگار و ظلمهایی که بر تو وارد شد و رنگهایی که خواستند بر تو بپاچند  دیدم بر مردان ما هم کم ستم نشده

ای صاحبان قلبهای پاک و بکر اگرچه دست زمانه خواست  شما را به بازی خویش وادارد ولی

هماره کوشیدید و  در قرن ناپاکی و سیاهی ها پاک و زلال ماندید آفرین بر شما و مرحبا به بلندی همتتان

شایسته زنان و مردانی هستید و در این عرصه نبرد دلاور و مقاوم  مجاهدانی

                                                                      دست حق همیشه یارتان باد

                                                                                                                          بسم الله النور

  

                            ************************************

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست...

خدايا مرا به منطق هدايت گويا ساز، و به آئين تقوى ملهم نماى و به خوى و خصلتى كه پاكيزه‏تر است موفق‏دار و به كارى كه پسنديده‏تر است بگمار. خدايا مرا به بهترين راه روان ساز و چنان كن كه بر آئين تو بميرم و هم بر آن آئين زندگى از سر گيرم.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست

 و مرا در مجارى اعمال و مجالى احوال از نعمت اعتدال برخوردار ساز و در اقوال و افعال از اهل صواب و سداد و از ادله هدايت و رشاد و از زمره صالحين عباد قرار ده و رستگارى در معاد و سلامت از كمينگاه عذاب را نصيبم فرماى. خدايا براى خودت از نيروهاى نفس من آنچه را كه باعث آزادى و پيراستگيش گردد بستان و آنچه را كه وسيله تأمين حوائج و اصلاح كار نفس من شود به آن باز گذار، زيرا نفس من در معرض هلاك است مگر آنكه توأش نگاه دارى. خدايا اگر عم بسوى من لشگر انگيزد ساز و سلاح من توئى و اگر از همه جا و همه كس محروم شوم هدف اميدم توئى و اگر حوادث و شدائد بر من هجوم آورد استغاثه‏ام بتو است و هر چه از دست برود عوضش، و هر چه تباه شود اصلاحش نزد تو، و هر چه را ناپسند دارى تغييرش به دست تو است. پس پيش از بلا عافيت، و پيش از طلب توانگرى، و پيش از گمراه شدن هدايت را بر من انعام كن، و مرا از رنج عيب جوئى بندگان محفوظ دار، و ايمنى از عذاب روز بازپسينم ارزانى دار، و از رهبرى كاملم برخوردار ساز.

                                                                           نیایش 20 از صحیفه سجادیه  ادامه دارد.... 

+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 21:24  توسط صهبای صفا | 
 

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

و ايمان مرا به كاملترين مراتب ايمان برسان، و يقينم را فاضلترين درجات يقين ساز، و نيتم را به بهترين نيتها و عملم رابه بهترين اعمال ترفيع ده.
خدايا به لطف خود نيتم را كامل و خالص ساز. و يقينم راثابت و پا برجاى دار و به قدرت خود آنچه را كه از من تباه شده اصلاح فرماى.

خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست

و مهماتم را كه باعث دل مشغولى من است، كفايت كن و مرا به كارى كه فردا از آن مورد سؤال قرار مى‏دهى بگمار، و روزگارم را در آنچه براى آنم آفريده‏اى مصروف دار و از غير خود بى‏نياز ساز و روزيت را بر من بگستر و به نگاه كردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلال توانگرانم دچار مكن و عزيزم گردان و گرفتار كبرم مساز و بر بندگى خود رامم كن و عبادتم را به سبب خود پسندى تباه منماى. و خير را براى مردم به دستم روان كن. و كار نيكم را به منت نهادن باطل مگردان و اخلاق عاليه را به من مرحمت فرماى. و مرا از تفاخر و مباهات نگاهدار.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

 و مرا در ميان مردم به درجه‏اى ترفيع مده مگر آنكه به همان اندازه پيش نفس خويشم پست گردانى، و عزتى آشكارا برايم بوجود مياور مگر آنكه به همان نسبت پيش نفس خويشم خوار سازى.

خدايا بر محمد و آلش رحمت،

 و از هدايتى پر سود و گراينده به مقصود برخوردارم ساز كه روشى ديگر بجاى آن نگزينم و از طريقت حقى كه از آن منحرف نگردم و از نيت صوابى كه در آن شك نكنم و مرا  آنگاه كه عمرم جامه خدمت در راه طاعت تو باشد زنده بدار پس هر زمان كه بيم آن رود كه مزرع عمرم چراگاه شيطان گردد پيش از آنكه شدت غضبت بسوى من بشتابد يا خشمت بر من مستحكم گردد، مرا بسوى خود فرا گير. خدايا هيچ خوئى كه بر من عيب شمرده شود باقى مگذار جز آنكه آن را اصلاح كنى و هيچ صفت نكوهيده‏اى را بجاى منه مگر آنكه آن را نكو سازى.
و هيچ خصلت كريمه ناقصى بر جاى مگذار، جز آنكه آن را كامل كنى.

 بر محمد و آل محمد رحمت فرست

 و شدت كينه كينه توزان را در باره من به محبت، و حسد متعديان را به مودت، و بدگمانى اهل صلاح را به اعتماد، و دشمنى نزديكان را به دوستى، و بدرفتارى خويشان را به نيكوئى و بى‏اعتنائى اقربا را به نصرت، و دوستى مجامله كاران را به دوستى حقيقى و اهانت مصاحبان را به حسن عشرت، و تلخى ترس از ستمكاران را به شيرينى امنيت مبدل ساز. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست: و مرا بر كسى كه در باره‏ام ستم كند دستى و بر آنكه با من مخاصمه كند زبانى، و بر آنكه عناد ورزد پيروى‏ئى قرار ده. و در برابر آنكه با من مكر كند مكرى و بر آنكه مرا مقهور خواهد قدرتى، و بر آنكه مرا عيب كند و دشنام گويد تكذيبى، و از كسى كه مرا تهديد كند سلامتى بخش و به اطاعت كسى كه مرا براه صواب آرد و پيروى كسى كه مرا ارشاد كند، موفق‏دار.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

و مرإ توفيق ده تا با آن كس كه با من غش و دغلى كند به نصيحت و اخلاص مقابله كنم، و آن را كه از من دورى گزيند به نيكوئى پاداش دهم.و به آنكه مرا محروم سازد به بخشش عوض دهم، و آن را كه از من ببرد با پيوستن مكافات كنم، و با كسى كه از من غيبت كند، بوسيله ذكر خيرش مخالفت نمايم. و در برابر نيكى سپاسگزارى نمايم. و از بدى چشم بپوشم.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست،

 و مرا به زيور صالحين بياراى، در گستردن داد و فرو خوردن خشم، و خاموش كردن آتش فتنه و خصومت و جمع آورى پراكندگان و اصلاح ميان مردمان و فاش كردن نيكيهاى اهل ايمان و پوشاندن عيب ايشان و نرم خوئى و فروتنى و خوش رفتارى و سنگينى و وقار و حسن معاشرت و سبقت جستن به فضيلت و برگزيدن انعام و تفضل و فرو گذاشتن سرزنش و خرده‏گيرى و ترك احسان درباره نااهل و گفتن حق هر چند دشوار آيد و اندك شمردن خير در گفتار و كردارم گر چه بسيار باشد و بسيار ديدن شر در گفتار و كردار خويش گر چه اندك باشد مرا در همگى اين صفات به خلعت زيباى پرهيزگاران بپوش.
و اين صفات را وسيله ادامه اطاعت و التزام جماعت و فروگذاشتن اهل بدعت، و بكار برنده رأى خودت در آور و كامل ساز.

                                                                              نیایش 20 از صحیفه سجادیه  ادامه دارد.... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 16:39  توسط صهبای صفا | 
 

ای شهید عزیز به یاد تو می نویسم تولدت مبارک

نوشته هایت را باز دیدم دوباره خواندم

ای خدای بزرگ در این شب تولد  بزرگترین حجت تو از زنهای عالم حضرت فاطمه زهرا قسمت می دهم مرا در راهت مستقیم بفرما و به من از روزیهای معنوی عطا بفرما و به من مقام شهید را عطا فرما...

یادم رفته بود دیروز تولدت را تبریک بگویم

نمی دانم چه دیده بودی که در لحظات پایانی اینچنین نوشتی

  ای خدای بزرگ تو را شکر می گویم ،تو را شکر می گویم  ای خدا لحظه تولدم است و سومین و بلکه بهترین تولدم هست.

+ نوشته شده در  جمعه 15 تیر1386ساعت 19:33  توسط صهبای صفا | 
 

 بسم الله الذی خلق النور من النور    الحمد الله الذی خلق النور من النور  

 

وضو میگیرم

آب زلال است زلالیش را حس می کنم

خنکی اش را...

 و من باز سرشار می شوم سرشار از این همه صفا

میلاد نور است میلاد زهرا  میلاد پاکی،  میلاد رضیه مرضیه، حوراء انسیه، سیده نساء عالمین، فاضله زکیه، محدثه علیمه...

مهدی جان عرض تبریک داریم

يا ممتحنة امتحنك اللَّه الذى خلقك قبل ان يخلقك، فوجدك لما امتحنك صابرة،

و زعمنا انَّا لك اولياء و مصدِّقون،و صابرون لكلِّ ما اتانا به ابوك صلى اللَّه عليه و اله، و اتى به وصيُّه، فانَّا نسئلك ان كنَّا صدَّقناك، الا الحقتنا بتصديقنا لهما، لنبشر انفسنا بانَّا قد طهرنا بولايتك.

السَّلام عليك يا بنت رسول‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت نبى‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت حبيب‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت خليل‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت صفى‏اللَّه، السَّلام عليك يا يا بنت امين‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت خير خلق‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت افضل انبياء اللَّه و رسله و ملائكته، السَّلام عليك يا بنت خير البرية، السَّلام عليك يا سيدة نساء العالمين من الاولين والاخرين، السَّلام عليك يا زوجة ولى اللَّه و خير الخلق بعد رسول‏اللَّه، السَّلام عليك يا امَّ الحسن والحسين سيدى شباب اهل‏الجنة، السَّلام عليك ايَّتها الصديقة الشَّهيدة السَّلام عليك ايتها الرَّضية المرضيَّة، السَّلام عليك ايتها الفاضلة الزكية، السَّلام عليك ايتها الحوراء الانسيَّة، السَّلام عليك ايتها التَّقِيَّةُ النَّقِيَّة، السَّلام عليك ايَّتها المحدَّثة العليمة السَّلام عليك ايتها المظلومة المغصوبة، السَّلام عليك ايَّتها المضطهدة المقهورة، السَّلام عليك يا فاطمة بنت رسول‏اللَّه و رحمة اللَّه و بركاته،

صلى اللَّه عليك و على روحك و بدنك اشهد انك مضيت على بينة من ربك، و ان من سرك فقد سر رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله و من جفاك فقد جفا رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، و من اذاك فقد اذى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، و من وصلك فقد وصل رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، و من قطعت فقد قطع رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، لانك بضعة منه و روحه الذى بين جنبيه، كما قال صلى اللَّه عليه و اله، اشهد اللَّه و رسله و ملائكته انى راض عمن رضيت عنه، ساخط على من سخطت عليه، متبرء ممن تبرئت منه، موال لمن واليت، معاد لمن عاديت، مبغض لمن ابغضت، محب لمن احببت، و كفى باللَّه شهيدا و حسيبا و جازيا و مثيبا.                         

                                                                                                    زیارت حضرت زهرا (س)

 

                                                                    میلاد نور و میلاد امام خمینی و روز مادر  مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 14:3  توسط صهبای صفا | 

من از زیارت آفتاب می آیم 

نگاه مهربان خورشید را دیدم .او را بوسیدم . نگاه مهربانش که  به من رسید همه ی خود  را فراموش کردم . دیدم که چقدر دوستش دارم  و چقدر دوست دارم برایش باشم .شادیم را که می گویم ...لبخند می زند  لبخندی مهربان و عاشق ....دوستش دارم ... باز هم لبخند می زند .از این عشق او سرشار از لذت می شوم .گویا هرگز غمی نبود .

ای زیبا و مهربانترین نگاه عالم  همیشه باش برای همه ی ما برای همه.. این را که گفتم اشکت را دیدم اشکم سرازیر شد عزیزم  مهربان !گفتی که همیشه دوستمان داشتی و مشتاق این لحظات وصل ؟و این ما بودیم که دوری کردیم و دل عاشقت را به انتظار نشاندیم! بیشتر دوستت دارم .باز اشکت را می بینم ..از غصه دوری ما  اشک می ریزی! یادم رفته بود که اینهمه دوستمان داری عزیزترینم .از یاد برده بودمت  اشکم را ببین... سزاید که هرگز این وصل را به هجران مبدل  نکنیم یا صاحب الزمان دوستت داریم.

 

يا من بابه مفتوح للطالبين

خورشید را به من بازگرداندند .السلام علیک یا بقیه الله             

                                                                  دوست دارم خورشید رو ازم نگیرند... پس بر می خیزم

+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 16:42  توسط صهبای صفا | 
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند نه باید های ما
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خوانم

عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم روزی بنام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا  روزی درست مثل همین روزهای ماست
   اما کسی چه میداند شاید امروز  نیز روز مبادا باشد

            وقتی تو نیستی
             نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها
                                           هر روز بی تو روز مباداست

آیینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند!
آیینه ها که دعوت  دیدارند دیدار های کوتاه از پشت هفت دیوار
دیوار های صاف دیوارهای شیشه ای شفاف دیوار های تو  دیوارهای من  دیوارهای فاصله بسیارند
آه دیوارهای تو همه آیینه اند آیینه های من همه دیوارند

 

                                                        * نویسنده این متن را نمی شناسم اگر کسی می دونه بگه ممنون میشم

*******************************************************

 وفات بانوی بزرگواریست حضرت ام البنین

 مدافع ولایت  و پرورش دهنده ی مدافعانی آنچنانی که همواره حریم حرم را حفاظت کردند تا آخرین نفس                             

                                                           یادش در جانمان زنده و  راهش پر رهرو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 19:0  توسط صهبای صفا | 
                                                                      

ذهن خسته ام تاب جستجو ی روشنی و معنا در پیچ و تاب ها را ندارد
خسته ام
خسته ام از فاصله ها
خسته ام از کنکاش های بی حاصل
خسته ام از هر چه ناپاکیست
از هر چه بی مرادی

                                                                من از جنس نورم ! 

به جستجوی نورم
به جستجوی دریچه ای به سوی ملکو ت
به جستجوی   زلالی
زلالی که ساده و پاک و روان بر ذهن و روحم فرود آید و خستگیم را بزداید و مرا همرنگ خود کند
زلالی که با دیدنش پاک شوم   اوج بگیرم 

                                                                       وضو


دستهای پر از نیازم را بالا میبرم ،بالای بالا به سوی آسمان به سوی بی نهایت تا وصل شوند تا وصل شوم

                                                                                               

                                                                                                                 من نور می شوم 


خدایا هر چه دارم و خواهم داشت از توست

                                                            اللهم زدنا نورا و ایمانا و تصدیقا و....

 ******************

خدایا...

 خدايا پس به فضل خود بى‏نيازم كن، و بدست عظمتت زير بازويم را بگير، و بر پايم‏دار و به توانگرى خود دستم را گشاده ساز. و به رحمتت بى‏نيازم كن.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا از حسد برهان و از گناهان بازدار، و از كارهاى حرام توفيق پرهيز بخش و بر ارتكاب معاصى دليرم مكن و

مرغ دلم را در شاخسار لطف و رحمت خود به پرواز دار

 و به هر شهد و شرنگ كه از جام تقدير تو به كامم در آيد شادم ساز و روزى و بخشش و انعامت را بر من بيفزاى. و مرا در همه احوالم محفوظ و محروس و مستور و در پناه و در عصمت و در زينهار خود بدار.                                                                                                 

                                                                                                       ادامه ... نیایش۲۲از صحیفه

                  

                  ********************************************

 

دعای طلب باران از امام سجاد (ع)

 خدايا، ما را بوسيله باران سيراب ساز،

و رحمتت را به باران فراوانت از ابرى كه براى رويانيدن گياه زيبا و بهجت‏انگيز در همه آفاق زمينت روان گشته بر ما بگستران و با شكوفا ساختن و مايه بستن شكوفه، سرزمين‏هاى خود را حياتى تازه بخش،

 و فرشتگان نويسنده اخبار و آثار را شاهد و ناظر بر سقايت نافعى ساز از لطف خود كه مايه بخشندگيش برقرار و فيض بارندگيش دامنه‏دار باشد،

 تند بارانى كه

                آنچه را كه فرو مرده به فيضش زنده كنى،

 و آنچه را كه از دست رفته است باز آرى، و هر آن نعمت را كه از مخزن كرمت آمدنى است به خان احسانت بر آرى و در دسترس خلق خود بگذارى و روزها را بوسيله آن بيفزائى،

و از آسمان لطفت ابرى را چشم همى داريم كه انبوه و فشرده و بى‏خطر و بى‏ضرر و فراگيرنده و خروشنده باشد و بارانش خسته كننده و برقش فريب دهنده نباشد.
خدايا ما را از بارانى

 فريادرس  قحط زدا و روياننده گل و گياه خرمى بخش صحرا و چمن سرسبز كننده دشت و دمن پهناور و دامنه‏دار و سرشار و مايه‏دار سيراب ساز

كه بوسيله آن گياه بپا خاسته را از پژمردگى به خرمى بازارى، و فيض آن را موميائى شكستگى گياهان شكسته قرار دهى.
خدايا ما را چنان سقايت كن كه

 از بركت آن آب در تل و تپه‏ها به راه اندازى و چاهها را پر آب سازى و نهرها را روان كنى، و درختان را خلعت سبز بپوشانى، و نرخ‏ها را در همه شهرها ارزان نمائى و چهارپايان و خلايق را سرزنده سازى و روزى‏هاى پاكيزه را براى ما كامل گردانى و كشت و زرعمان را برويانى و پستانها را پر شير كنى و نيروئى بر نيروى ما بيفزائى.


خدايا سايه آن ابر را بر ما سموم مساز، و سرديش را بر ما شوم مگردان، و بارانش را بر ما عذاب قرار مده و آبش را در كام ما تلخ و شور مگردان.
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و بركات آسمانها و زمين را روزى ما ساز. زيرا كه تو بر هر چيز كمال قدرت دارى

                                                                                                                صحیفه سجادیه

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 17:23  توسط صهبای صفا | 
 

یاران ره عشق منزل ندارد               این بحر مواج ساحل ندارد

          باری که حملش ناید زگردون              جز ما

                                                                ضعیفان   حامل ندارد

                                                                               

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 17:51  توسط صهبای صفا | 
 
صفحه نخست
آرشیو
درباره وبلاگ
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود

گشتند به گرد یار پروانه وشان
یعنی که حسین شمع دلداران بود



در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است.
اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده.
آنرا در بخش دفتر می آورم.




الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان



پیوند با دوستان
منِ او
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی
هفت پیکر
پروانه مهاجر
روزهای عاشقی
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
خزائن رحمت پروردگار
پاسخ گویی به سوالات و شبهات دینی
ضریح پنهان
پاسخ به پرسش ها و شبهات اعتقادي
بغض گرفته
نخل میثم
غروب شلمچه
دریچه ای به سوی ملکوت
چفیه
شلمچه
ghobar-e-haram
××در محفل قرآن××
آرشیو پیوندها
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آرشیو موضوعی
کرامت
زهد
ورع
توبه
شیطان
امام حسین ع
سخنان امیر بیان
امام زمان عج
اخلاق
دعا
دفتر
جهاد با نفس
صحیفه سجادیه
معاد و بازگشت
پیوندها
آیت الله جوادی آملی
سايت طهور
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
مراحل اخلاق در قران کریم-آية الله جوادی آملی
علوم و معارف اسلام
رساله لُبّ‌اللُباب در سير و سلوك
رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم
صالحين شيعه
نشریه فرهنگی اجتماعی پرتوی سخن
کتب استاد شهید مطهری
نهج البلاغه
خطابه غدير ...
اخلاق در قران کریم-مكارم شيرازي
چند سخنرانی
مناجات خمسین عشر
دعای ندبه و دعاى عهد
سخنرانی و مناجات
جستجوگر پایگاههای شیعه
سایت غدیر
شرح چهل حدیث از امام خمینی
شرح حدیث جنود عقل و جهل
جهاد با نفس
سايت طهور
شاعران کهن
منهاج
یاسین مدیا
ترجمه صوتی قران
زيارت جامعه كبيره
ادب فناى مقربان (شرح زيارت جامعه كبيره)
تفسير ترتيبى تسنيم آیت الله جوادی آملی
مصباح الشريعه
زیارت ناحیه مقدسه
آموزش تصويري رساله توضيح المسائل
تفسير قرآن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 

Example


onUnload="