![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
می گویند امیرالمومنین علی (ع) در بین یاران این جملات را می فرمودند خداى شما را رحمت كند
ندای او که مکان و زمان را در هم شکسته به گوش میرسد تجهزوا ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 9:52 توسط صهبای صفا |
|
|
فرازی از خطبه غراء امیرالمومنین علی (ع)
(در صفت آفرينش آدمى ):
مغرورانه ، سر بر تافت و گمراه و لاابالى شد. دلو آرزوها را از چاه ضلالت بر مى كشيد. همه سعى و رنجش براى دنيا بود و به خاطر عيش و طرب خويش و بى توجه به شريعت ، در پى هر چه دلخواه اوست . باور ندارد، كه روزى مصيبتى بر او فرود آيد، از اين رو، از هيچ گناهى باك ندارد، تا در عين غفلت و بى خبرى ، مفتون آمال و آرزوهاى خود بميرد. در حالى كه ، زندگى كوتاهش در لغزشها و خطاها سپرى شده و از هيچ پاداشى نصيبى نبرده كه هيچ فريضه اى را به جا نياورده . بلاى مرگ بر سرش تاختن آورد و در گرداب آلام و بيماريها، حيران و سرگردان ، روزها را به شب مى آورد و شبها را بيدار و نالان ، به روز مى پيوست ، در حالى كه ، برادرى مشفق و پدرى مهربان و گروهى ، كه بر حال او تاءسّف مى خوردند و در اضطراب بر سينه مى كوبيدند، گرد او را گرفته بودند. او بيهوش افتاده و در حال سكرات است . غمگين و حسرت زده است ، به هنگام جان دادن ، به درد، مى نالد و به هنگام رخت بر بستن از اين جهان ، رنج ديده است و درد كشيده . از رنج بيمارى گداخته و لاغر شده است . فرزندان و برادرانش او را بردارند و به سراى غربتش برند، جايى كه ديگر كسى به ديدارش نرود. چون تشييع كنندگان و نوحه سرايان بازگردند، او را در قبرش بنشانند و او از بيم سؤ ال و لغزش در امتحان ياراى سخن گفتنش نباشد. بزرگترين بلايى كه در اين مرحله است ، بلاى آن آب جوشان و دخول در دوزخ فروزان است و وحشت از فوران و شدت صداى آتش . و ما به خدا پناه مى بريم . كجايند آنان كه تعليمشان دادند و دريافتند؟ كجايند آنان كه فرصتشان دادند و به لهو و بازيچه گراييدند. تندرستيشان دادند و نعمت سلامت از ياد بردند. مدتى دراز مهلتشان دادند به عطاياى نيكو بنواختندشان و، آنها را از عذاب دردناك خدا ترسانيدند و به پاداشهاى بزرگ وعده دادند. حذر كنيد از گناهانى كه شما را به ورطه هلاكت مى اندازد و بترسيد از زشتيهايى ، كه سبب خشم خدا مى شود، اى خداوندان چشمان بينا و گوشهاى شنوا و تنهاى درست و مال و متاع اين جهانى . پس كى باز خواهيد گشت و به كدام سو روى مى نهيد؟ چه چيز شما را اينچنين فريفته است . بهره شما از زمين به قدر قامت شماست . در آنجا چهره بر خاك خواهيد نهاد.
اكنون ساعت ارشاد است و آسايش تنها و هنگام خدمت و تلاش و، آنچه از روزهاى عمرتان برجاى مانده است ، زمان مهلت شماست تا خويشتن دگرگون كنيد. اكنون هنگام توبه است و زمان حاجت خواستن ، پيش از آنكه به تنگنا افتيد يا گرفتار وحشت شويد و جان از تن برود و آنكه اكنون چهره نهفته و در انتظار آن هستيد، چهره نمايد و آن خداى پيروزمند مقتدر شما را فرو گيرد، در انديشه خويش باشيد. در خبر است كه چون آن حضرت اين خطبه ادا مى كرد، مستمعان را تن مى لرزيد و چشمها مى گريست و دلها در اضطراب بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 0:16 توسط صهبای صفا |
|
|
بسم الله النور فاطمه پشت در افتاد لگد سنگین بود تلخی کام علی بر چه کسی شیرین بود؟! آتش گرفت سوخت در خانه علی در خون نشست سینه پروانه علی
و آن امانت به صاحبش رسيد. و اندوه مرا پايانى نيست . همه شب خواب به چشمم نرود تا آنگاه كه خداوند براى من سرايى را كه تو در آن جاى گرفته اى ، اختيار كند. بزودى ، دخترت تو را خبر دهد كه چگونه امتت گرد آمدند و بر او ستم كردند. همه سرگذشت را از او بپرس و خبر حال ما از او بخواه .اينها در زمانى بود كه از مرگ تو ديرى نگذشته بود و تو از يادها نرفته بودى . بدرود تو را و دخترت را. بدرود كسى كه وداع مى كند، نه بدرود كسى كه رنجيده و ملول است . اگر از اينجا بازمى گردم نه از روى ملالت است و اگر درنگ مى كنم نه به سبب آن است كه به وعده اى كه خدا به صابران داده است بدگمان شده ام . برگرفته از نهج البلاغه
تلخی کام علی بر چه کسی شیرین بود؟!
درگذشت آيت الله فاضل لنکراني را تسليت عرض مي کنم کاش فرصت داشتم می نوشتم
الهی رحم کن بر من گاه افتادگیم در بستر مرگ که زیر و رویم کند دستهای دوستانم و احسان و نیکی کن بر من گاه دراز کشیدگیم بر بر روی جای شستشوی که زیر و رویم کند شایسته همسایگانم تحنن علیَ بر من مهربانی کن هنگام حمل شدگیم که گرفته اند نزدیکان گوشه های تابوتم را ببخش بر من تنها در گودال خود و مهربانی کن در آن خانه جدید به غربت و دور شدنم ....
فرازی از خطبه غراء از امام متقین اى بندگان خدا، كجايند كسانى كه عمر دراز كردند و از نعمتهاى پروردگار بهره مند گشتند؟ كجايند آنان كه تعليمشان دادند و دريافتند؟ كجايند آنان كه فرصتشان دادند و به لهو و بازيچه گراييدند. تندرستيشان دادند و نعمت سلامت از ياد بردند. مدتى دراز مهلتشان دادند به عطاياى نيكو بنواختندشان و، آنها را از عذاب دردناك خدا ترسانيدند و به پاداشهاى بزرگ وعده دادند. حذر كنيد از گناهانى كه شما را به ورطه هلاكت مى اندازد و بترسيد از زشتيهايى ، كه سبب خشم خدا مى شود، اى خداوندان چشمان بينا و گوشهاى شنوا و تنهاى درست و مال و متاع اين جهانى . تا ريسمان مرگ رهاست و گلويتان را نفشرده است و جان در بدن داريد، فرصت غنيمت شماريد. اكنون ساعت ارشاد است و آسايش تنها و هنگام خدمت و تلاش و، آنچه از روزهاى عمرتان برجاى مانده است ، زمان مهلت شماست تا خويشتن دگرگون كنيد. اكنون هنگام توبه است و زمان حاجت خواستن ، پيش از آنكه به تنگنا افتيد يا گرفتار وحشت شويد و جان از تن برود و آنكه اكنون چهره نهفته و در انتظار آن هستيد، چهره نمايد و آن خداى پيروزمند مقتدر شما را فرو گيرد، در انديشه خويش باشيد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 خرداد1386ساعت 20:48 توسط صهبای صفا |
|
|
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ما مىخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم! و چه گمان کردند آنها ؟ که با تخریب اماکن مقدسه نور خدا را می توانند خاموش کنند!! زهی خیال باطل جانم فدایت ای که استخوان در گلو و خار در چشمانت داری جانم فدای تو ای ابا صالح که می بینی و صبر می کنی فدای صبوریت که اقتدا به صبر علی داری شیعیان بارگاهشان دوباره ساخته خواهد شد و نور خدا هرگز خاموش نمی شود حتی اگر کافران ناخوش دارند و تقبل منا
فکر می کردم که چرا گاه بعضی از ما آدمها اینهمه اسیر چیزایی میشیم که می دونیم مفید که نیستند هیچ مضر هم هستند و هر چی به خودمون نهیب می زنیم که پا شو بی فایده است.یا چرا به اندازه کافی تلاش نمی کنیم و ... شده مرگ رو پیش رویت ببینی نه اینکه فقط بهش فکر کنی نه ، واقعا یه لحظه حسش کنی، حس دردش رو نه حس خودش رو حس اینکه بگند بچه ها تمام وقت امتحان تمام شد، ورقه هاتونو بدین .بعد تو کلی چیز بلد باشی و بتونی نمره عالی بیاری و تا اون وقت داشتی بازیگوشی می کردی یا محو زمزمه های زیبای پرنده ها شدی و یا...و یادت رفت وقت نمره آوردنه نه وقت و ... یا اینکه با تمام وجود حس کنی که تمام شد صدات کردند و بایستی بری این خونه رو باید تحویل بدی و بری یه شهر دیگه پول خرید لوازم سفر رو هم بایستی تا حالا جور می کردی ... احتیاج به مثال زدن نبود هممون می دونیم که یه مسافریم، راهی دیار خوبیها ، آشیان سیمرغ ، جایی که براش ساخته شدیم ، جایی که دلهامون اونجا قرار می گیره ،که وصف خوبیهاش رو شنیدیم ،از همه نوعش از وصف خانه و همسران و خوراک و پوشاک گرفته تا همسایگی با خوبانش و همجواری با خود خدا با اون ویژگیها که بد نبود یه مرور می کردیم رو آیاتی که در این موارد صحبت شده حالا وقتی که بگند تمام شد تو اون وقت به چی فکر می کنی ؟ غم و غصه هات؟ شادیهات؟ احساساتت؟ عاشقی هات؟ حتی معنویش؟ تو اون لحظه یه سری التماس می کنند یه وقت دیگه فقط یه فرصت دیگه بهشون بدند میگند گیج بودیم حواسمون نبود بازیگوشی کردیم هیچی نداریم دستمون خالیه جای خوبی برامون آماده نیست بیشتر از این می تونستیم توشه برداریم .... نمی دونم چند نفرمون آماده ی مرگیم ؟! با آغوش باز می پذیریمش و با خوشحالی و آرامش به فرشته گیرنده جانمون بله می گیم یک سری از افراد مشتاق مرگند چون می دوند چه جایگاهی برای خودشون مهیا کردند .ولی ولی من و تو چی؟؟؟ اللهم انی اسئلک الامان یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم
(روز رستاخيز) روزى است كه مسلما واقع مىشود! (1)چه روز واقع شدنى! (2)و تو چه مىدانى آن روز واقع شدنى چيست؟! (3) قوم «ثمود» و «عاد» عذاب كوبنده الهى را انكار كردند (و نتيجه شومش را ديدند)! (4)اما قوم «ثمود» با عذابى سركش هلاك شدند! (5)و اما قوم «عاد» با تندبادى طغيانگر و سرد و پرصدا به هلاكت رسيدند، (6)(خداوند) اين تندباد بنيانكن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلط ساخت، (و اگر آنجا بودى) مىديدى كه آن قوم همچون تنههاى پوسيده و تو خالى درختان نخل در ميان اين تند باد روى زمين افتاده و هلاك شدهاند! (7)آيا كسى از آنها را باقى مىبينى؟! (8)و فرعون و كسانى كه پيش از او بودند و همچنين اهل شهرهاى زير و رو شده (قوم لوط) مرتكب گناهان بزرگ شدند، (9)و با فرستاده پروردگارشان مخالفت كردند; و خداوند (نيز) آنها را به عذاب شديدى گرفتار ساخت! (10)و هنگامى كه آب طغيان كرد، ما شما را سوار بر كشتى كرديم، (11)تا آن را وسيله تذكرى براى شما قرار دهيم و گوشهاى شنوا آن را دريابد و بفهمد. (12) به محض اينكه يك بار در «صور» دميده شود، (13)و زمين و كوهها از جا برداشته شوند و يكباره در هم كوبيده و متلاشى گردند، (14) در آن روز «واقعه عظيم» روى مىدهد، (15) و آسمان از هم مىشكافد و سست مىگردد و فرومىريزد! (16)فرشتگان در اطراف آسمان قرارمىگيرند (و براى انجام ماموريتها آماده مىشوند); و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل مىكنند! (17)در آن روز همگى به پيشگاه خدا عرضه مىشويد و چيزى از كارهاى شما پنهان نمىماند! (18) پس كسى كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از شدت شادى و مباهات) فرياد مىزند كه: «(اى اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد! (19)من يقين داشتم كه (قيامتى در كار است و) به حساب اعمالم مىرسم!» (20)او در يك زندگى (كاملا) رضايتبخش قرار خواهد داشت، (21)در بهشتى عالى، (22)كه ميوه هايش در دسترس است! (23) (و به آنان گفته مىشود:) بخوريد و بياشاميد گوارا در برابر اعمالى كه در ايام گذشته انجام داديد! (24) اما كسى كه نامه اعمالش را به دست چپش بدهند مىگويد: «اى كاش هرگز نامه اعمالم را به من نمىدادند. (25)و نمىدانستم حساب من چيست! (26)اى كاش مرگم فرا مىرسيد! (27)مال و ثروتم هرگز مرا بىنياز نكرد، (28)قدرت من نيز از دست رفت!» (29) او را بگيريد و دربند و زنجيرش كنيد! (30) سپس او را در دوزخ بيفكنيد! (31) بعد او را به زنجيرى كه هفتاد ذراع است ببنديد; (32) چرا كه او هرگز به خداوند بزرگ ايمان نمىآورد، (33)و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشويق نمىنمود; (34)از اين رو امروز هم در اينجا يار مهربانى ندارد، (35)و نه طعامى، جز از چرك و خون! (36)غذايى كه جز خطاكاران آن را نمىخورند! (37) سوگند به آنچه مىبينيد، (38) و آنچه نمىبينيد، (39) كه اين قرآن گفتار رسول بزرگوارى است، (40) و گفته شاعرى نيست، اما كمتر ايمان مىآوريد! (41)و نه گفته كاهنى، هر چند كمتر متذكر مىشويد! (42)كلامى است كه از سوى پروردگار عالميان نازل شده است! (43) ..... سوره مبارکه ی الحاقه
الهی رحم کن بر من گاه افتادگیم در بستر مرگ که زیر و رویم کند دستهای دوستانم و احسان و نیکی کن بر من گاه دراز کشیدگیم بر بر روی جای شستشوی که زیر و رویم کند شایسته همسایگانم تحنن علیَ بر من مهربانی کن هنگام حمل شدگیم که گرفته اند نزدیکان گوشه های تابوتم را ببخش بر من هنگام جابجایی شدنم که فرود آمده ام به سوی تو تنها در گودال خود و مهربانی کن در آن خانه جدید به غربت و دور شدنم تا آنکه انس نگیرم به کسی جز تو یا سیدی ان وکلتنی الی نفسی هلکت سیدی پس از چه کسی فریاد رسی بخواهم اگر برایم لغزشم را اندک نگیری .... برگرفته از دعای ابو حمزه ثمالی وهیچ کس بار شخص دیگری را بر نخواهد گرفت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 22:48 توسط صهبای صفا |
|
|
افوض امری الی الله بسم الله النور بسم الله نور النور بسم الله نور علی نور بسم الله الذی هو مدبر الامور بسم الله الذی خلق النور من النور الحمد الله الذی خلق النور من النور و انزل النور علی النور الی الطور فی کتاب مسطور فی رق منشور بقدر مقدور علی النبی محبور الحمدالله الذی هو بالعز مذکور و بالفخر مشهور و علی السراء و الضراء مشکور و صلی الله علی سیدنا محمد و اله الطاهرین حضور شیطان تمام شد * ایستاده است دستهایش را می بینم که به سمت آسمان تا برابر صورت بالا آورده بهم چسبیده آماده دریافت قطرات نازل شده قطره های درشت باران بر کف دستش می ریزند و .... با خدای خود در خلوت عاشقانه سر میدهد.... الهی ... می گوید گفتنی که هر چه خودست را در هم میشکند.... الهی قطرات درشت باران بر کف دستانش نازل میشوند و چشمان من هم از تماشای این زیبایی خیس می شوند.... و خدا را می بیند و در شکوه این خلوت سکوتی عارفانه .... و مناجات با خدا... و من زیبایی این مناجات را شاهدم خدایا شکرت غرق قطرات درشت بارانم که بر کف دستانش می ریزند خدایا تو چه زیبا بندگانت را سرشار از حضور می کنی مناجاتش که تمام شود بر می گرد و ما را سرشار از نوری می کند که گرفته رسم بندگان خوب خدا همین است هر چه می گیرند به دیگران هم هدیه می کنند و هدیه کردن از آنان نمی کاهد که می افزاید چرا که آنها از خود رسته اند خودی نمی بینند آنچه می بینند تنها اوست و محبت به خلق خدا تمام وجودشان را پر کرده بر می گردد و ارمغانش را از سهم باران بما هم خواهد داد و ما هم سرشار خواهیم شد بسم الله النور
و حضور شیطان در عالم تمامی ندارد .
پی نوشت حضور شیطان در عالم تمامی ندارد . برای توضیحات بیشتر به قسمت کامنت رجوع کنید . سید محسن برادر گرامیم لطف کردند و در این پست توضیحات مشروح و مفیدی آورده اند . پناه میبریم به خدا از شر شیطان
و ستايش تو را است که مرا آفريدى و از روى مهرى که به من داشتى خلقتم را نيكو آراستى در صورتيكه تو از خلقت من بى نياز بودى پروردگارا به آنطور که مرا پديدآوردى و در خلقتم اعتدال بكار بردى... رَبِّ بِما بَرَاءْتَنْى فَعَدَّلْتَ فِطْرَتى پروردگارا به آنطور که مرا پديدآوردى و در خلقتم اعتدال بكار بردى رَبِّ بِما اَنْشَاءْتَنى فَاَحْسَنْتَ صُورَتى پروردگارا به آنطورکه بوجودم آوردى و صورتم را نيكو کردى رَبِّ بِما اَحْسَنْتَ اِلَىَّ وَفى نَفْسى عافَيْتَنى پروردگارا به آنطور که به من احسان کردى و عافيتم دادى رَبِّ بِما کلاَْتَنى وَوَفَّقْتَنى پروردگارا آنچنانكه مرا محافظت کردى و موفقم داشتى رَبِّ بِما اَنَعْمَتَ عَلَىَّ فَهَدَيْتَنى پروردگارا آنچنانكه بر من انعام کرده و هدايتم فرمودى رَبِّ بِما اَوْلَيْتَنى وَمِنْ کلِّ خَيْرٍ اَعْطَيْتَنى پروردگارا چنانچه مرا مورد احسان قرار داده و از هر خيرى به من عطا کردى رَبِّ بِما اَطْعَمْتَنى وَسَقَيْتَنى پروردگارا آنچنانكه مرا خوراندى و نوشاندى رَبِّ بِما اَغْنَيْتَنى وَاَقْنَيْتَنى پروردگارا آنچنانكه بى نيازم کردى و سرمايه ام دادى رَبِّ بِما اَعَنْتَنى وَاَعْزَزْتَنى پروردگارا آنچنانكه کمكم دادى و عزتم بخشيدى رَبِّ بِما اَلْبَسْتَنى مِنْ سِتْرِكَ الصّافى وَيَسَّرْتَ لى مِنْ صُنْعِكَ الْكافى پروردگارا آنچنانكه مرا از خلعت باصفايت پوشاندى و از مصنوعاتت به حد کافى در اختيارم گذاردى (چنانكه اين همه انعام به من کردى) صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ و..... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 1:45 توسط صهبای صفا |
|
|
خدايا ما بتو پناه مىبريم از وسوسههاى شيطان رجيم، و مكرهاى او، و از اعتماد به هوسهاى باطلش كه در دل ما مىافكند و وعدههايش و فريب و دامهايش و از آنكه در گمراه كردن ما از طريق طاعت تو و استخدام ما در معصيت تو، خود را به طمع اندازد، و يا چيزى كه او پيش ما زيبا جلوه داده در نظرمان زيبا آيد و يا چيزى را كه بما ناپسند نشان داده بر ما گران آيد. و ميان ما و او حجابى قرار ده، كه آن را ندرد، و سد نيرومندى كه آن را نشكافد خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و شيطان را بوسيله سرگرمى با بعضى از دشمنانت از ما منصرف ساز، و ما را به حسن رعايت خود، از او نگاهدار، و مكرش را از ما دفع كن، و او را از برابر ما به هزيمت بران و نقش پايش را از حدود ما بزداى. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از هدايتى كه در ثبات و دوام مانند ضلالت او باشد، بهرهمند ساز، و در مقابل گمراهى او از تقوى توشه ده، و در مسير عفت و پرهيز، براهى مخالف راه مهلكهانگيز او روان ساز. خدايا، براى او در دلهاى ما مدخلى قرار مده و در محيط زندگى ما منزلى فراهم مساز. خدايا، و هر باطلى را كه در نظر ما بيارايد، پس آن را بما بشناسان، و چون آن را بما بشناساندى، پس ما را از آن نگاهدار، و ما را براه و رسم فريب دادن شيطان بينا ساز، و به آنچه براى مبارزه با او لازم است ملهم نماى و از خواب غفلتى كه از تمايل و اعتماد به او رخ دهد بيدار كن، و بوسيله توفيق خود ما را در مخالفت او نيكو يارى ده.
خدايا و انكار كار او را در دلهاى ما بياميز و مراد ما را در گسستن گرههاى نيرنگش آسان برآور. و تسلط شيطان را از ما بگردان، و اميدش را از ما قطع كن، و او را از حرص به گمراه كردن ما دفع نماى. خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و پدران و مادران و فرزندان و عشيره و خويشان و نزديكان و همسايگان ما را از مردان مؤمن و زنان مؤمنه از شر او در سنگرى محكم و قلعهاى رفيع و پناهگاهى منيع قرار ده، و ايشان را براى رفع شر او در زرههاى نگاهدارندهاى بپوشان و براى مبارزه او سلاحهائى بران عطا فرماى. خدايا و اين خواهش مرا تعميم ده در باره هر كس كه به پروردگاريت گواهى دهد، و به يگانگيت اخلاص ورزد، و از روى حقيقت عبوديت براى تو با شيطان دشمنى كند، و در معرفت علوم ربانى از جانب تو بر ضد او يارى جويد. خدايا هر گرهى را كه شيطان بزند بگسل و آنچه را كه فرو بندد بگشاى، و هر تدبيرى را كه بينديشد در هم شكن، و چون عزيمتى كند او را بازدار، و آنچه را كه محكم كند نقض فرماى.
و مكرش را باطل ساز، و پناهگاهش را ويران كن و بينيش را به خاك بساى.
تا چون آهنگ فريب ما كند فرمانش رانبريم و چون ما را بخواند اجابتش نكنيم: هر كه را از ما اطاعت كند به دشمنى شيطان فرمان دهيم، و هر كه را از نهى و منع ما پيروى كند از متابعتش منع كنيم. و ما را و همه مؤمنين و مؤمنات را از ذمائمى كه از شر آن بتو پناه جستيم پناه ده. و از مخاطرى كه از بيم آن از تو زنهار خواستيم زنهار بخش. و آنچه را كه بوسيله دعا خواستيم بپذير، و آنچه را از ذكرش غفلت كرديم بما عطا فرماى، و آنچه را فراموش كرديم براى ما محفوظدار، و ما را به اين وسيله به درجات صالحين و مراتب مؤمنين انتقال ده، دعاى ما را اجابت فرماى، اى پروردگار جهانيان. 17- نيايش، هنگامى كه شيطان را بياد مىآورد و از او و دشمنى و مكر او، به خدا پناه مىبرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 خرداد1386ساعت 20:5 توسط صهبای صفا |
|
|
فرازی از صحیفه سجادیه
8- نيايش در پناه جستن به خدا از ناملائمات و اخلاق ناستوده و كردارهاى ناپسنديده خدايا، من به تو پناه مىبرم از طغيان حرص، و تندى خشم، و غلبه حسد. و ضعف نيروى صبر، و كمى قناعت، و سوء خلق، و افراط شهوت، و غلبه عصبيت، و پيروى هوس، و مخالف هدايت، و از خواب غفلت، و اقدام بر تكلف، و گزيدن باطل بر حق، و پافشارى بر گناه، و خرد شمردن معصيت، و بزرگ شمردن طاعت، و تفاخر توانگران، و تحقير نسبت به درويشان، و كوتاهى در حق زيردستان. و ناسپاسى نسبت به كسى كه بر ما حقى داشته باشد. و از آنكه به ستمكارى كمك دهيم. يا ستمزدهاى را خوار گذاريم. يا آنچه را كه حق ما نيست بخواهيم. يا در علم از روى بىاطلاعاعى و بر خلاف عقيده سخنى گوئيم. و پناه مىبريم به تو از آنكه قصد خيانت با كسى داشته باشيم. و از آنكه در اعمالمان خود پسندى كنيم، و آرزوهاى خود را دراز سازيم و پناه مىبريم به تو از بدى باطن، و كوچك شمردن گناه خرد، و از آنكه شيطان بر ما چيره گردد، يا روزگار ما را واژگون بخت سازد، يا سلطان در بازه ما ستم كند. و پناه مىبريم به تو از دست آلودن تناول اسراف، و از نايافتن رزق كفاف و پناه مىبريم به تو از شماتت دشمنان و احتياج به همگنان، و زيستن در سختى، و مرگ بدون آمادگى، و پناه مىبريم به تو از عظيمترين حسرت و بزرگترين مصيبت و بدترين بدبختى، كه حسرت قيامت و مصيبت در دين و دخول به دوزخ است و از بدى عاقبت، و نوميدى از ثواب و نزول عقاب.
برگرفته از سایت شهید آوینی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 خرداد1386ساعت 4:36 توسط صهبای صفا |
|
|
بسم الله النور
دوستان بیایید طلب باران کنیم دعای طلب باران رو بخونیم 19- نيايش، هنگام طلب باران پس از قحطى و خشكسالى
خودمونو زیر باران ببریم اینقدر که سرشار بشیم که پاک پاک بشیم تا برسیم به نهر رجب یا علی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 16:22 توسط صهبای صفا |
|
|
أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْعَفَافُ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ نِعْمَتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 1:37 توسط صهبای صفا |
|
|
دوباره این بغض در گلو مانده به سراغم آمد انگار که تمامی هم ندارد
دلم هوای آشیانه می کند
كجا توان صيد او نمود، مگر لطفش رهنمون گردد و وادى محبّت و عاشقان جمال لايزالى خود را به وادى توحيد و فناء رهبرى كند. به حقّ پيشتازان وادى محبّت، برگرفته از کتاب لباللباب
و صابر به تمام معنا خدایا فردا چه زایشی خواهم داشت آه ترسیدم از بی پرده گفتن نکند کج فهمی از ظن خود یارم شود
با مشکی می نویسم نمی دونم چرا ولی دوست دارم این رنگی باشه یکی می گفت مشکی رنگ عشقه چرا؟ نمی دونم ولی من به رنگ عشق می نویسم و رنگی بهتر از رنگ خدا نیست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 17:53 توسط صهبای صفا |
|
|
کبریایی
ما گم شدگان راهیم که هنوز پی بازی دل خوش کرده ایم و غفلت سراسر وجودمان را فرا گرفته است!
. بگو بگو که خدا را دیده ایم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 12:53 توسط صهبای صفا |
|
|
درس استاد کل چشمه های معطل مانده دوباره جاری میشند
این نوشته ها برخاسته از بغض نشکسته و شکسته است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 20:16 توسط صهبای صفا |
|
|
نامهاى از حضرت علی ( ع ) به سلمان فارسى ، رحمه الله ، پيش از ايام خلافت . اما بعد ، اين دنيا همانند مار است كه چون دست بر او كشند ، نرم آيد ، ولى زهرش كشنده است . از هر چه در اين دنيا شادمانت مى دارد ، رخ برتاب . زيرا اندكى از آن با تو همراه ماند . اندوه دنيا از دل به در كن ، زيرا به جدايى دنيا از خود يقين دارى . هر چه انس تو به دنيا افزون شود بايد كه بيشتر از آن حذر كنى . زيرا دنيا دار ، هر گاه به شادمانيى دلبستگى يابد ، دنيا او را از آن شادمانى به بلايى مى كشاند . و هر گاه انس گرفتنش موجب آرميدن گردد او را از آن حال به ترس و هراس مى افكند . والسلام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 1:12 توسط صهبای صفا |
|
|
این روزها فاصله مکانی کمرنگ شده برایم دنیای اینترنت و برقراری ارتباط سریع و ساده با وطن همه کشورها ...گویا همون دهکده جهانی تحقق پیدا کرده البته با خوبیهاش و ... ولی وقتی دلم هوای زیارت می کنه دیگه می مونم . طی الارض بزرگان رو باید یاد بگیریم ... البته به لطف دوستان گاه زیارت از راه دور حاصل شده یه هم نفسی همزمان او از حرم و من از فرسنگها فاصله... سلام ... کیست که از روی کرم با ما ....؟ دلم هوای مزارش رو کرده کی می تونه دستم رو بگذاره رو تربت شهید؟ نمی دونم شده سر خاک شهیدی بنشینی خودت رو مزارش بیاندازی و بخواهی که فاصله رو کم کنه؟ شده آب بریزی رو سنگ و بشویی و بعد زلالی رو حس کنی ؟ و نخواهی از اونجا بلند شوی؟ یاد صحبت مولا علی افتادم که فرمودند اگر از اينجا بازمى گردم نه از روى ملالت است می دونید چرا از اونجا میرند؟جایی خودشون به این مطلب اشاره کرده اند .
یا علی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 خرداد1386ساعت 15:40 توسط صهبای صفا |
|
|
و خداوند نگاهدارنده ی همه چیز و همه کس است و فرماید در جرگه ی اولیای من درآی نترس و اندوهگین مشو لا تخف و لا تحزن حقیقتا که اولیا خدا را نه ترسی باشد و نه اندوهگین شوند |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 خرداد1386ساعت 11:11 توسط صهبای صفا |
|
|
بانوی خانه ام از خانه می رود
همدردی کنیم با سرورمان آقا علی ع همراه با یاد آنها که سربند یا زهرا به پیشانی داشتند و ارادتشون رو به آن بانو اثبات کردند.
همراه مولا علی (ع)شویم و از کلام خودشان بخوانیم : سخنى از آن حضرت (ع ) اين سخن از آن حضرت روايت شده كه هنگام به خاك سپردن سيده زنان، فاطمه (عليهما السلام ) بر سر قبر رسول اللّه (ص )، چنانكه گويى با او راز مى گويد،بيان داشته است : سلام بر تو، اى پيامبر خدا. سلام من و دخترت كه اكنون در كنار تو فرود آمده و چه زود به تو پيوست . اى رسول خدا، بر مرگ دخت برگزيده تو، شكيبايى من اندك است و طاقت و توانم از دست رفته ولى مرا، كه اندوه عظيم فرقت تو را ديده ام و رنج مصيبت تو را چشيده ام ، جاى شكيبايى است . من خود تو را به دست خود در قبر خواباندم و هنگامى كه سر بر سينه من داشتى ، جان به جان آفرين تسليم نمودى . بازگردانده شد و آن امانت به صاحبش رسيد. و اندوه مرا پايانى نيست . همه شب خواب به چشمم نرود تا آنگاه كه خداوند براى من سرايى را كه تو در آن جاى گرفته اى ، اختيار كند. بزودى ، دخترت تو را خبر دهد كه چگونه امتت گرد آمدند و بر او ستم كردند. همه سرگذشت را از او بپرس و خبر حال ما از او بخواه . بدرود تو را و دخترت را. بدرود كسى كه وداع مى كند، نه بدرود كسى كه رنجيده و ملول است . اگر از اينجا بازمى گردم نه از روى ملالت است و اگر درنگ مى كنم نه به سبب آن است كه به وعده اى كه خدا به صابران داده است بدگمان شده ام .
برگرفته از نهج البلاغه سایت شهید آوینی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 16:0 توسط صهبای صفا |
|
|
ای که یادش شرف یاد کنندگان است ای که شکرش کامیابی شاکران است ای که حمدش عزت حمد کنندگان است ای که طاعتش نجات مطیعان است ای که درگاهش باز است برای جویندگان ای که راهش واضح است برای توبه کاران ای که نشانه های او برهان است برای بینندگان ای که کتابش یاد آور متقین است ای که روزیش شامل فرمانبرداران و گنهکاران است ای که مهر او پیرامون نیکوکاران است
۷۶ دعای جوشن کبیر
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 11:21 توسط صهبای صفا |
|
|
بنام خدا و به یاری خدا و از خدا و به سوی خدا و در راه خدا خدایا بتو می سپارم خودم را و رویم را بتو می گردانم و کارم را بتو واگذار می کنم پس حفظ نما مرا با نگهداری ایمان از پیش و پس و از چپ و راستم و از بالا و پایینم و دفع نما از من با نیرو و قدرت خود قدرتی نیست جز بیاری خداوند والای بزرگ
بسم الله و بالله و من الله و الی الله و فی سبیل الله اللهم الیک اسلمت نفسی و الیک وجهت وجهی و الیک فوضت امری فاحفظنی بحفظ الایمان من بین یدی و من خلفی و عن یمینی و عن شمالی و من فوقی و من تحتی وادفع عنی بحولک و قوتک فانه لا حول و لا قوه الا باالله العلی العظیم
این دعا را از امام سجاد ع روایت کرده اند
خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و خلعت عافيتت را بر من بپوشان، و مرا به عافيتت فرا گير، و به عافيتت محفوظ دار، و به عافيتت گرامى ساز، و به عافيتت بىنياز كن، و عافيتت را بر من صدقه كن، و عافيتت را به من ببخش، و عافيتت را برايم بگستران، و عافيتت را بر من شايسته ساز و ميان من عافيتت در دنيا و آخرت جدائى ميفكن.
مرا عافيتى بىنياز كننده و شفا دهنده ببخش كه از دسترس بيماريها و علتها بالاتر و در كشاكش عمر رو به فزونى باشد، عافيتى كه در بدنم توليد عافيت كند: عافيت در دنيا و آخرت. و انعام فرماى بر من به تندرستى، و امنيت، و سلامت دين و بدن، و بصيرت قلب، و پيشرفت در كار، و بيم و هراس از تو، و قدرت بر انجام طاعتى كه مرا به آن فرمان دادهاى، و اجتناب از معصيتى كه مرا از آن نهى فرمودهاى.
قسمتی از دعای ۲۳ صحیفه سجادیه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 18:10 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|