![]() |
![]() |
|
| صهبای صفا بر جان و دلمان گوارا |
|
اى خداوند، بيامرز آن گناهان مرا، كه تو از من داناتر به آنها هستى . اگر بار ديگر مرتكب شدم تو نيز بار ديگر از من درگذر. اى خداوند، اگر با خود وعده كرده ام كه در طاعت تو قصور نكنم و به وعده خويش وفا ننموده ام ، مرا ببخش . بارخدايا، اگر به زبان به تو تقرب جسته ام و به دل خلاف آن كرده ام ، بر من مگير. اى خدا، بيامرز براى من هر اشارت كنايه آميز را كه به گوشه چشم كرده ام و هر سخن نابجا را كه از دهانم جسته است و نيز خواهشهاى دل و لغزشهاى زبانم را.
خطبه ۷۷از سخنان حضرت علی (ع ) در دعا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 14:27 توسط صهبای صفا |
|
|
ابوالمعالى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكند اين است: «كل الناس يغدو فبايع نفسه فمعتقها، او موبقها»
در هر بامداد، مردم به سراغ تجارت مىروند و در داد و ستدند و هيچ كس بيكار نيست; با اين تفاوت كه برخى خودفروشند و برخى ديگر، خود را خريدارى كرده، آزاد مىكنند; يعنى، مردم يا خود را از خداى خود مىخرند و آزاد مىشوند و در اين صورت هيچ گناهى نمىتواند آنها را به دام بيندازد و يا خود را به شيطان مىفروشند و برده مىشوند. اگر با خدا معامله كنيم، خداوند «ثمن» و «مثمن» را به ما برمىگرداند و ما را آزاد مىكند; اما اگر با شيطان معامله كنيم، ثمن و مثمن هر دو از آن اوست: هم كار ما و هم جان ما را مىگيرد. همان کتاب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 10:18 توسط صهبای صفا |
|
|
عارف خود را در مشهد خدا مىبيند و احساس مىكند دستش به د ستبىدستى خدا مىرسد و خود، زاهد حقيقى مىشود، نه زهد فروش و دست زاهد حقيقى را بوسيدن، صواب است، نه خطا : «كه دست زهد فروشان خطاستبوسيدن ».جوادی املی مراحل اخلاق در قران کریم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 10:11 توسط صهبای صفا |
|
|
صرف رغبت است از متاع دنيا و اعراض قلب است از اعراض آن.
زهد، كوتاه ساختن آرزو، سپاس نعمت و پرهيز از محرمات الهى است و نيز فرمود: «الزهد تقصير الآمال و اخلاص الاعمال»؛ كوتاهى آرزوها و اخلاص در عمل، زهد است. تا محبت دنيا و متعلقات آن در دل باشد، اخلاص نيست و تا اخلاص نباشد، زهد نيست. در واقع، اخلاص نشان قطع تعلق از دنياست و قطع تعلق از دنيا، زهد است. به همين خاطر است كه آنكه ميل به دنيا و لذتهاى دنيا دارد، به حقيقت زهد دست نمييابد.چنانكه آن حضرت فرمودند: «كيف يصل الى حقيق? الزهد من لميمت شهوته». مردن شهوت به اين است كه سمت و سوى رفتارهاى انسان را معين نسازد، نه آنكه ريشهكن شده باشد .شهوت مرده، شهوت رام است كه صاحبش را به هرسو كه مايل باشد نميبرد. تا شهوت رام نشود، محبت متعلقات آن كه دنياست، از دل بيرون نرود و تا محبت دنيا از دل بيرون نرود، آرزو ريشهكن نگردد و تا آرزو ريشهكن نگردد، زهد حاصل نشود. به همين معناست آنچه را كه آن حضرت فرمود: «أصل الزهد حسن الرغبة فيما عند الله» به نيكى به آنچه نزد خداست راغب بودن، چشم به عنايات او داشتن، با ديدن آنچه نزد اوست، به غير چشم نداشتنْ اصل و ريشه زهد است. اقتباس از کتاب اشنایی با عرفان اسلامی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 20:26 توسط صهبای صفا |
|
|
سالك پس از توبه و استقرار در آن، به مقام ورع وارد ميشود، و تا كسى توبه نكند و از زشتى بيزار نباشد و از آلودگى پاك نشده باشد، نميتواند نفس را از وقوع در آن باز دارد.
«شبلى گويد: ورع آن است كه از همه چيزها بپرهيزى و به جز خداي» چنانكه ديگران گفتهاند: «الورع ترك الكل فان الامور ممتزجة.» حاصل آنكه كمترين درجه ورع، ترك محرمات و پايبندى به دورى از مناهى است. دومين درجه آن، ترك شبهات بهخاطر فرو نيافتادن در محرمات و سومين درجة آن، ترك زوايد بهخاطر پرهيز از شبهات و چهارمين درجة آن، ترك همهچيز بهخاطر آلوده نشدن به زوايد و هر درجهاى از درجة پيش از خود هم سختتر است و هم باارزشتر و كاملتر اقتباس از کتاب اشنایی با عرفان اسلامی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 20:13 توسط صهبای صفا |
|
|
كسى كه به ياد «من أظهر الجميل و ستر القبيح» مترنّم است، بايد كه گفتار و رفتارش ظهورى و جلوهاى از او داشته باشد، پس خوبيهاى دوستان را كه نعمتى از جانب خداست، به حكم «فاما بنعمة ربك فحدّث»آشكار سازد؛ بديها و خطاهاى آنان را پردهپوشى كند، شايد كه خداى متعال نيز با او همان كند كه وى با دوستان كرده است.
از کتاب اشنایی با عرفان اسلامی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 18:54 توسط صهبای صفا |
|
|
دوستان بايد چون اهل بهشت باشند كه حق تعالى دربارة آنان فرمود: «و نزعنا ما فى صدورهم من غل اخواناً على سُرر مُتقابلين»؛كينهها از دلهاى آنها برافكنديم و چون برادران بر تختهايى رو به روى نشستهاند، چون دلهايشان از هرگونه غل و غش پاك است. برادرانى هستند با ظاهر و باطنى همگون. چنانكه اهل ايمان از خدا طلب ميكنند كه: «لاتجعل فى قلوبنا غلاً للذين آمنوا»؛ پروردگارا! در دلهاى ما كينهاى از مؤمنان قرار نده از کتاب اشنایی با عرفان اسلامی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 18:42 توسط صهبای صفا |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 خرداد1385ساعت 15:43 توسط صهبای صفا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 10:17 توسط صهبای صفا |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن شب که وداع یار با یاران بود
از اشک فراق دیده خونباران بود گشتند به گرد یار پروانه وشان یعنی که حسین شمع دلداران بود در این وبلاگ بیشتر نظرم بر نقل مطالب زیبا و ارزشمندی هست که می بینم یا در دعاها آمده است. اگر گاه سخنی از خود گفتم بر احساسم غالب نشدم و قلم جسارت مرا تحمل کرده. آنرا در بخش دفتر می آورم. الهی ما را به آنچه تو می پسندی موفق و به صالحین ملحق گردان |
| آرشیو موضوعی |
|
کرامت زهد ورع توبه شیطان امام حسین ع سخنان امیر بیان امام زمان عج اخلاق دعا دفتر جهاد با نفس صحیفه سجادیه معاد و بازگشت |
|
RSS
|